به گزارش واحد ترجمه پایگاه خبری یازاکو به نقل از دیلی صباح از زمانی که دونالد ترامپ دوباره ریاست جمهوری را در ژانویه ۲۰۲۵ به دست گرفت، نگرانی ها را در مورد آینده سیستم تجارت جهانی لیبرال برانگیخت – چارچوبی که ایالات متحده برای هشت دهه آن را شکل داده و حفظ کرده است. سیاستهای تعرفهای ترامپ بر طیف گستردهای از کشورها، از جمله شرکای منطقهای مانند کانادا و مکزیک، نه تنها برای سیستم تجارت آزاد توافقنامه ایالات متحده-مکزیک-کانادا (USMCA) بلکه برای نظم تجارت جهانی گستردهتر، که توسط سازمان تجارت جهانی (WTO) اداره و قضاوت میشود، ایجاد ترس و نگرانی کرده است. آیا ما در آستانه فروپاشی این سیستم تحت فشار تشدید اختلافات تجاری هستیم؟
سه سناریو جنگ تجاری
با اعمال سیاست های تعرفه ای ترامپ، سه مسیر بالقوه ممکن است آشکار شود. اولین مورد، نزول به جنگ های تجاری تمام عیار است که یادآور دهه های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ است. در آن دوره، قانون تعرفه اسموت هاولی ایالات متحده در سال ۱۹۳۰ باعث تعرفه های تلافی جویانه در سراسر جهان شد، تجارت جهانی را بیش از ۶۰ درصد کاهش داد و رکود بزرگ را عمیق تر کرد. امروز، چین، مکزیک و کانادا قصد خود را برای مقابله به مثل در برابر تعرفههای پیشنهادی ترامپ اعلام کردهاند – چین با تهدید صادرات محصولات کشاورزی ایالات متحده را هدف قرار میدهد و کانادا و مکزیک چشم به اقدامات متقابل در مورد انرژی و کالاهای تولیدی دارند. چنین اتفاقی می تواند زنجیره های تامین جهانی را شکسته، هزینه های تولید را افزایش دهد و قیمت ها را برای مصرف کنندگان افزایش دهد. صندوق بینالمللی پول هشدار داده است که افزایش ۱۰ درصدی تعرفههای جهانی میتواند تولید ناخالص داخلی جهان را طی دو سال یک درصد کاهش دهد، سناریویی که هیچ طرفی از جمله دولت ترامپ نمیخواهد.
در عوض، هدف اعلام شده ترامپ مذاکره مجدد در مورد قراردادهای تجاری برای رفع کسری تجاری مداوم ایالات متحده – ۸۰۰ میلیارد دلار تنها در سال ۲۰۲۳ – و خارج کردن صنایع برون مرزی است.
احتمال دوم این است که کشورهای مورد نظر مذاکره مجدد را پذیرفته و امتیازاتی برای کاهش کسری تجاری ایالات متحده ارائه می دهند. سابقه تاریخی این رویداد وجود دارد.در اولین دوره ترامپ، USMCA پس از چانه زنی شدید، جایگزین توافقنامه تجارت آزاد آمریکای شمالی (NAFTA) در سال ۲۰۲۰ شد.با این حال، این نتیجه به راحتی به دست نخواهد آمد. آزادسازی تجارت یک بازی چانه زنی پیچیده است، همانطور که دور متوقف شده مذاکرات سازمان تجارت جهانی دوحه که در سال ۲۰۰۱ آغاز شد و تا سال ۲۰۱۵ در بحبوحه تضاد ادامه داشت، گواه آن است. کشورهایی مانند چین با ۳۰۰ میلیارد دلار مازاد تجاری با ایالات متحده در سال ۲۰۲۳، یا اتحادیه اروپا، صادرکننده کلیدی ماشینآلات و وسایل نقلیه، احتمالاً تعرفههای متقابل را به عنوان اهرم فشار، طولانیتر کردن مذاکرات و آزمایش انعطافپذیری هنجارهای تجارت جهانی اعمال خواهند کرد.
احتمال سوم این است که تعرفه های ترامپ نتیجه معکوس داشته باشد و ایالات متحده را مجبور به عقب نشینی به توافقات منطقه ای و بین المللی موجود کند. این می تواند از سه طریق اتفاق بیفتد. اول، بخشهای صادراتی ایالات متحده – فکر کنید سویا، که در طول جنگ تجاری ۲۰۱۸ شاهد کاهش ۷۰ درصدی فروش به چین بود – میتواند دولت را تحت فشار قرار دهد زیرا تعرفههای تلافیجویانه اعمال میشود. دوم، افزایش قیمتهای مصرفکننده (بهعنوان مثال، افزایش ۲۰ درصدی پیشبینیشده در هزینههای الکترونیکی به دلیل تعرفههای گمرکی بر کالاهای چینی، بر اساس انجمن فناوری مصرفکننده) میتواند حمایت عمومی را بهویژه پیش از دورههای میانمدت ۲۰۲۶ کاهش دهد.
سوم، سازمان تجارت جهانی می تواند علیه تعرفه های ایالات متحده حکم صادر کند، همانطور که در سال ۲۰۲۲ که متوجه شد تعرفه های فولاد دوره ترامپ قوانین تجاری را نقض می کند، چنین رویکردی را اتخاذ کرد. در حالی که ترامپ از سازمان تجارت جهانی انتقاد کرده است، سرپیچی آشکار ممکن است متحدان را از این کشور دور کند و بازارها را بیشتر بیثبات کرده و دولت او را به سمت تبعیت سوق دهد.
آینده تجارت جهانی
بنابراین، آیا نظام تجارت جهانی لیبرال فرو می پاشد؟ پاسخ نه است؛ نه به طور کامل. سناریوی اول، فروپاشی در جنگ های تجاری به سبک دهه ۱۹۳۰، بعید است. خاطره ویرانی اقتصادی آن دوران همچنان یک عامل بازدارنده است و اقتصادهای مدرن بیش از حد به هم مرتبط هستند – تجارت جهانی در سال ۲۰۲۲ به ۲۸ تریلیون دلار رسید.
سناریوهای دوم و سوم حاکی از آن است که سازمان تجارت جهانی دوام خواهد آورد، هرچند ضعیف شده است. کشورهایی که با تعرفه های ایالات متحده روبرو هستند در حال چرخش هستند؛ اتحادیه اروپا در حال تعمیق روابط با مرکوسور است و RCEP آسیا که ۳۰ درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی را پوشش می دهد، در سال ۲۰۲۳ مورد توجه قرار گرفت. این تغییر به سمت منطقه ای شدن، شواهد روشنی از انطباق، نه رها کردن، آزادسازی تجارت است.
برای کانادا و مکزیک، ریسک بالاتر است. بر اساس داده های بانک جهانی در سال ۲۰۲۴، ایالات متحده ۸۰ درصد از صادرات کانادا و ۸۳ درصد از مکزیک را جذب می کند. تعرفههای طولانیمدت – مثلاً پیشنهاد ۲۵ درصدی ترامپ برای کالاهایشان – میتواند هر دو را در عرض یک سال وارد رکود کند، زیرا موسسه پترسون تخمین میزند که تولید ناخالص داخلی برای هر کدام ۲ درصد کاهش یابد. با این حال، اتکای آنها به بازار ایالات متحده، گزینه های آنها را محدود می کند. در حالی که آنها به دنبال شرکای جدید خواهند بود (تجارت کانادا با اتحادیه اروپا از زمان راه اندازی موافقتنامه جامع اقتصادی و تجاری کانادا و اتحادیه اروپا (CETA) در سال ۲۰۱۷، سالانه ۱۰ درصد رشد داشته است)، حل و فصل اختلافات با ایالات متحده همچنان یک اولویت باقی خواهد ماند. بر اساس اتاق بازرگانی ایالات متحده، ایالات متحده نیز احساس فشار کرده و هزینه های ورودی بالاتر برای خودروها و انرژی می تواند سالانه ۵۰ میلیارد دلار به هزینه های تجاری آمریکا اضافه کند.
اثرات جانبی تجارت لیبرال، توزیع مجدد درآمد، به مناقشات امروزی دامن میزند و بخشهای آسیب دیده از واردات کوچک میشوند، صنایع صادراتی رونق میگیرند و بازندهها خواستار حمایت هستند. WTO سقوط نخواهد کرد، اما اعضای آن بعید است به زودی آزادسازی جدید جسورانه را دنبال کنند. در عوض باید انتظار چرخش به سمت معاملات منطقهای و پیمانهای دوجانبه را داشته باشید – یک سیستم تجاری تکه تکه اما همچنان کارآمد که طوفان تعرفهای ترامپ را هدایت میکند.