به گزارش واحد ترجمه پایگاه خبری یاز اکو به نقل از آذرنیوز، برای آذربایجانیها بهویژه خانوادههای مفقودان، این موضوع بحثی انتزاعی نیست؛ زخمی عمیق است که دوباره سرباز کرده است. تنها چند روز پس از آنکه این خانوادهها در برابر دفتر سازمان ملل در ژنو یک اعتراض خاموش و آبرومند برگزار کردند و خواستار پاسخگویی نسبت به رنج دهها سالهٔ خود شدند، خبر رسید که یک نهاد وابسته به اتحادیه اروپا آماده است تا با مدرسهای که نامش برگرفته از فردی است که میراثش جداییناپذیر از درد، ترور و خشونت است، یادداشت عضویت امضا کند.
مونته ملکونیان صرفاً یک چهرهٔ بحثبرانگیز نیست؛ او یکی از افراد دخیل در برخی از خشونتآمیزترین عملیاتها در جریان اشغال شهرستان کلبجر آذربایجان در دهه ۱۹۹۰ بوده است؛ سرزمینی که خود ارمنستان آن را بهعنوان بخشی از آذربایجان میشناسد. عضویت پیشین او در ارتش سری ارمنی برای آزادی ارمنستان (آسالا)-یک سازمان تروریستی که در اروپا دست به بمبگذاری و ترور دیپلماتها زد-او را در جایگاه فردی قرار میدهد که مستقیماً غیرنظامیان، دیپلماتها و خانوادههای آنان را هدف قرار داده است. کشورهایی چون فرانسه، یونان، اتریش و اسپانیا از قربانیان این گروه بودند.
پس چگونه ممکن است شخصی با چنین سابقهای، تحت حمایت «دانشکده امنیت و دفاع اروپا»، بهعنوان الگویی برای آموزش نظامی مطرح شود؟
فقط اقدامات ملکونیان نیست که گویا هستند؛ بلکه ایدئولوژی که او نماینده آن بود نیز اهمیت دارد. در کتاب برادرش مارکار ملکونیان با عنوان «راه برادرم؛ سفر سرنوشتساز یک آمریکایی به ارمنستان» اعترافی تکاندهنده دیده میشود. در این روایت آمده است که ملکونیان از یک کشیش پرسیده چگونه میتواند بابت کشتن سگها توبه کند. وقتی کشیش پرسیده آیا منظور سگهای چهارپا است یا دوپا، و پاسخ میشنود که منظور انسانها یعنی آذربایجانیها بوده است، او را کاملاً میبخشد.
این مکالمه نهتنها هولناک است، بلکه پرده از یک جهانبینی برمیدارد: جهانبینیای که یک ملت کامل را غیرانسانی میبیند، خشونت را مشروع میکند و فرهنگی را پرورش میدهد که جنایت را توجیه میکند. این دقیقاً نقطهٔ مقابل ارزشهایی است که اتحادیه اروپا مدعی دفاع از آنهاست.
پس چگونه است که اروپا، قارهای که هنوز زخمهای افراطگرایی را بر تن دارد، اجازه داده نهادی با نام چنین شخصی وارد مجمعی شود که هدفش ترویج ارزشهای مشترک، رفتار اخلاقی نظامی و همکاری میان مؤسسات است؟ در بهترین حالت این رخداد نشاندهندهٔ بیتوجهی حیرتانگیز است؛ و در بدترین حالت، نمونهٔ دیگری از استانداردهای دوگانهٔ مستمر اتحادیه اروپا نسبت به آذربایجان، بهویژه دربارهٔ تمامیت ارضی و حاکمیت دولت است.
بیش از سی سال آذربایجان تحت اشغال زندگی کرد؛ غیرنظامیان آواره شدند، سرزمینها بهصورت سیستماتیک تخریب شد و سرنوشت مفقودشدگان نامشخص ماند. کلبجر جایی که نیروهای ملکونیان فعال بودند، شاهد اخراج اجباری، خشونت و الگوهایی از رفتار بود که هر سازمان جدی حقوق بشر آن را جنایت جنگی طبقهبندی میکند. اما بهجای مواجهه با این تاریخ تاریک، ارمنستان همچنان افرادی را که این اعمال را هدایت کردند، ارتقا میدهد؛ مدرسه به نام آنها میسازد و برایشان یادبود برپا میکند.
این بزرگداشت جنایتکاران جنگی چالشی مستقیم علیه حقوق بینالملل بشردوستانه، هنجارهای حقوق بشر و مبارزه جهانی با تروریسم است. مهمتر اینکه پیامی خطرناک به نسل جوان ارمنستان میفرستد: اینکه مشارکت در گروههای مسلح، حتی آنهایی که به سازمانهای تروریستی شناختهشده مرتبطاند، نه تنها پذیرفتنی بلکه قابل ستایش است.
اتحادیه اروپا با سکوت خود در این زمینه، خطر میکند که شریک این روند جلوه کند. نمیتوان ادعای حمایت از عدالت داشت اما چشمان خود را بر تجلیل از کسانی بست که میراثشان مخالف تمام اصول دموکراتیکی است که اروپا بر آن تأکید میکند. مسئله ساده اما عمیق است: اگر اروپا نسبت به ستایش ملکونیان اعتراضی نکند، چگونه میتواند در جای دیگر خواستار پاسخگویی، برابری و احترام به حقوق بشر شود؟ چگونه میتواند تبلیغات افراطی در خارج را نقد کند اما در شبکههای خود، حتی بهصورت غیرمستقیم، میراث یک تروریست را مشروعیت ببخشد؟
جامعه مدنی جمهوری آذربایجان حق دارد پاسخ بخواهد. نمایندگی اتحادیه اروپا در باکو بدهکار ارائه توضیح است؛ توضیحی فراتر از تعارفات دیپلماتیک. پذیرش مؤسسهای که نام ملکونیان را بر خود دارد باید فوراً لغو شود. هر اقدامی کمتر از این توهین به خانوادههای آذربایجانی است که در جستوجوی حقیقت درباره عزیزان مفقودشان هستند، و همچنین توهینی به اصول اخلاقی خود اروپا.
اصل سادهای در میان است: انتخاب جنایتکاران و معرفی آنها بهعنوان قهرمان، با حقوق بینالملل، با صلح منطقهای و با تعهد جمعی بشریت به مبارزه با تروریسم سازگار نیست. جنایات ملکونیان که در کلبجر ثبت شده و در نوشتههای برادرش نیز بازتاب یافته است، نباید نادیده گرفته شود، بازنویسی گردد یا در قالب میراثی شایستهٔ تأیید اروپا ارائه شود.
برای اروپا این لحظه انتخاب است: یا ارزشهایی را که بدانها میبالد حفظ کند یا اجازه دهد روح تروریسم به نهادهایی نفوذ کند که دقیقاً برای جلوگیری از آنها ایجاد شدهاند. جامعه آذربایجان موضع خود را روشن کرده است. اکنون نوبت اتحادیه اروپاست که تصمیم بگیرد در کنار عدالت میایستد یا در کنار کسانی که ناقضان آن را تجلیل میکنند.
