معماری غرب در حال فروپاشی است: همه‌چیز باید از نو بازسازی شود - یاز اکو

معماری غرب در حال فروپاشی است: همه‌چیز باید از نو بازسازی شود

به گزارش واحد ترجمه پایگاه خبری یازاکو به نقل از اؤلکه، تفاوت اصلی این رویکرد در آن است که در دوره ترامپ، سیاست مبتنی بر منطق معامله و تجارت صرفاً به سبک رفتاری شخص رئیس‌جمهور محدود نماند، بلکه به استراتژی رسمی و نهادی ایالات متحده در عرصه بین‌المللی تبدیل شد. به این ترتیب برای نخستین‌بار سیاست خارجی آمریکا نه بر پایه ارزش‌ها و اتحادها بلکه بر اساس سود مادی، منافع اقتصادی و اصل بازتوزیع بار امنیتی شکل گرفت.

ماهیت دکترین «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم»: تعهدات اقتصادی در برابر امنیت
دولت ترامپ با الهام از شعار «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» برای حفظ برتری آمریکا دو ابزار اصلی را برجسته کرد: نخست فشارهای اقتصادی و تجاری؛ و دوم انتقال بار مالی بازدارندگی نظامی به دوش متحدان. در این چارچوب منافع ملی بر اصول ایدئولوژیک اولویت می‌یابد و سیاست خارجی مستقیماً به سود اقتصادی تقلیل داده می‌شود. تضمین‌های امنیتی آمریکا دیگر «تعهد هم‌پیمانی» تلقی نمی‌شود، بلکه به‌عنوان خدماتی پولی عرضه می‌گردد.
در سایه بحران اوکراین اعلام آمادگی کشورهای اروپایی عضو ناتو برای خرید نفت و گاز شیل از آمریکا و سرمایه‌گذاری در اقتصاد این کشور، به‌عنوان نتیجه عملی دکترین «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» نمود یافته است. هرچند سازوکارها و بخش‌های دقیق این تعهدات هنوز روشن نیست، اما هدف اصلی واشنگتن واضح است: دستیابی به برتری اقتصادی در برابر تأمین امنیت. این رویکرد را نه‌تنها در قبال اروپا بلکه در سیاست ترامپ نسبت به سایر کشورها نیز به‌وضوح می‌توان مشاهده کرد؛ چراکه خط اصلی سیاست خارجی او بر منافع اقتصادی استوار است.

پایان «پکس آمریکانا» و فروپاشی معماری غرب
معماری جهانی پس از جنگ جهانی دوم چه در حوزه نظامی-سیاسی، چه تجاری-اقتصادی و چه نظام مالی و پولی به مرحله فرسودگی نهادی رسیده است. افول عملی «پکس آمریکانا» بسیار سریع‌تر از آن است که به‌طور رسمی به آن اذعان شود.
تلاش آمریکایی‌ها برای خروج از سازوکارهای همکاری غیرکارآمدی که سال‌ها به آن‌ها مجبور بودند، امروز با جابه‌جایی نهادی همراه شده است. در نتیجه پروژه «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» در واشنگتن نه‌فقط به‌عنوان بازتعریف آمریکا بلکه به‌مثابه بازفرمت‌بندی «غرب جمعی» تلقی می‌شود. پیامد این روند کاهش صنعتی‌شدن و تضعیف راهبردی در اتحادیه اروپا است. از این منظر این دیدگاه بیش از پیش مطرح می‌شود که اروپا‌ی کهن مأموریت تاریخی خود را به پایان رسانده است.

شکاف میان آمریکا و اروپا عمیق‌تر می‌شود
اختلافات عمیق میان آمریکا و اروپا اکنون به‌طور آشکار پذیرفته شده است. فریدریش مرتس صدراعظم آلمان در سخنرانی خود در کنگره اتحادیه سوسیال مسیحی اعلام کرد که دوران «پکس آمریکانا» برای اروپا به پایان رسیده است. دهه‌های پکس آمریکانا برای ما به سر آمده است. نوستالژی کمکی نمی‌کند. این یک واقعیت است!
مرتس تأکید کرد که آمریکا امروز با اصرار بیشتری از منافع خود دفاع می‌کند و این امر اروپا را وادار می‌سازد تا توان دفاعی و راهبردی خود را از نو بازسازی کند. او پیش‌تر نیز گفته بود نظام جهانی‌ای که غرب در ۸۰ سال گذشته و شرق در ۳۵ سال اخیر شاهد آن بوده‌اند، دیگر به گذشته تعلق دارد. عبارت صدراعظم مبنی بر اینکه «آلمان باید از صفر نوسازی شود» اعترافی آشکار به بحران عمیق مدل کنونی اروپا است.

جنگ اوکراین و آزمون نظم نوین جهانی
آمریکا به جنگ اوکراین نیز دقیقاً از منظر «اول آمریکا» و دکترین «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» می‌نگرد. اولویت اصلی واشنگتن آن است که این مناقشه در خدمت برتری اقتصادی و ژئوپلیتیکی آمریکا باشد و اروپا مسئولیت بیشتری در این روند بر عهده بگیرد.
در مقابل اروپا می‌کوشد در برابر این خط‌مشی مقاومت کند؛ از یک‌سو تلاش دارد کاخ سفید را متقاعد سازد که این سیاست با منافع ملی اروپا در تضاد است و از سوی دیگر به دنبال شکل‌دهی به مدل آینده سیاسی، اقتصادی و امنیتی خود است. فراخوان‌های مارک روته دبیرکل ناتو برای تقویت امنیت اروپا نیز بخشی از همین راهبرد به‌شمار می‌رود.

جنگ روسیه و اوکراین نقش کلیدی ایفا خواهد کرد
اینکه این روند چگونه پایان خواهد یافت، از هم‌اکنون به‌سختی قابل پیش‌بینی است. سرنوشت برنامه‌های مبتنی بر «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» در کاخ سفید تا حد زیادی به نتیجه جنگ روسیه و اوکراین بستگی دارد.

اگر دونالد ترامپ بتواند این مناقشه را بر اساس شروط خود حل‌وفصل کند، ممکن است آمریکا را بار دیگر به‌عنوان تنها ابرقدرت جهانی معرفی کرده و این دکترین را با اطمینان بیشتری پیش ببرد. در غیر این صورت جهان با شتاب به‌سوی نظامی چندقطبی، بی‌ثبات و با قواعدی هنوز شکل‌نگرفته حرکت خواهد کرد؛ وضعیتی که نه‌تنها آینده آمریکا، بلکه سرنوشت کل غرب را زیر سؤال می‌برد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا