به گزارش یازاکو، جعفر ساعینیا_ بازار تبریز امروز تعطیل شد؛ نه با فراخوان سیاسی، نه با شعار خیابانی، بلکه با تصمیمی جمعی از سوی کسانی که سالها ستون اقتصاد این کشور بودهاند. این تعطیلی، رأی عدم اعتماد بازار به سیاستگذارانی است که اقتصاد را به آزمایشگاه خطاهای پرهزینه خود تبدیل کردهاند.
آنچه بازار تبریز را به تعطیلی کشاند، گرانی نیست؛ بیعقلی ساختاری است. تورمی که هر روز رکورد میشکند، ارزی که با یک توییت بالا و پایین میشود، تصمیمهایی که شب میگیرند و صبح پس میگیرند، و دولتی که نقش اصلیاش تولید نااطمینانی شده است.
کاسب امروز نه میتواند بفروشد، نه جرأت میکند بخرد. سرمایه در گردش دود شده، تقاضا فرو ریخته و مالیات، جریمه و عوارض همچنان سر موعد مطالبه میشود؛ گویی در این اقتصاد همه چیز فلج است جز فشار بر بخش مولد.
تعطیلی بازار تبریز فریاد آخر است. فریادی که میگوید سیاستگذار یا نمیفهمد یا نمیخواهد بفهمد. اقتصادی که در آن تولیدکننده دشمن، دلال برنده و دولت تماشاگر نیست، بلکه بازیگر اصلی تخریب است.
مسئولان از «کنترل تورم» سخن میگویند، اما بازار با گوشت و پوست خود فروپاشی قدرت خرید را لمس میکند. از «حمایت از تولید» میگویند، اما هر بخشنامه جدید، تیر خلاصی به همان تولید است. این دوگانگی دیگر حتی قابل توجیه هم نیست.
بازار تبریز تعطیل شد چون اعتماد تعطیل شده است. چون آیندهای باقی نمانده که برایش ریسک کنند. چون اقتصاد بدون قاعده، بدون افق و بدون پاسخگویی، فقط یک نام دارد: بیحکمرانی.
اگر این پیام هم نادیده گرفته شود، باید منتظر تعطیلیهای بعدی بود. بازار وقتی از کار میایستد، یعنی اقتصاد به مرز ایست کامل رسیده است.
بازار تبریز امروز بسته شد؛ و این بسته شدن، از هزار سخنرانی رسمی رساتر بود.
