چرا ۸۴ درصد از مردم احتمال خرید خانه را صفر میدانند؟ / ۵ فاکتور ناامیدی جمعی از خرید مسکن
به گزارش یازاکو به نقل از تجارت نیوز ، بازار مسکن روزهای تلخی را سپری میکند. خرید خانه برای اکثریت جامعه تبدیل به یک آرزوی دستنیافتی شده و بسیاری از شهروندان نسبت به آن قطع امید کردهاند. براساس نظرسنجیهای مرکز افکارسنجی ملت، حدود ۸۴ درصد از پاسخگویان در آبان ۱۴۰۴ گفتهاند که «اصلا احتمال ندارد» در یک سال آینده مسکن جدیدی خریداری کنند.
همچنین حدود ۷۵ درصد از مالکان نیز در یک سال آینده احتمال تعویض خانه خود را صفر میداند. در یک پژوهش دیگر از سوی همین مرکز حدود ۵۲.۲ درصد از شهرنشینان غیرمالک نیز اعلام کردهاند طی پنج سال آینده «اصلا» امیدی به خانهدارشدن ندارند.
بررسی این دادهها نشان میدهد که بازار مسکن با انباشتی از تقاضا روبهروست اما وضعیت اقتصادی باعث شکلگیری نوعی بیاطمینانی و تردید در بین خریداران و حتی مالکان شده است. اما چرا اکثریت جامعه نسبت به خرید یا حتی تعویض مسکن ناامید شدهاند؟ پنج فاکتور کلیدی «ناتوانی مالی خانوارها»، «تورم افسارگسیخته و افزایش مداوم قیمت مسکن»، «ناکارآمدی تسهیلات حمایتی و وامهای خرید»، «جذابیت بازارهای رقیب برای سرمایهگذاری» و «نبود اطمینان نسبت به آینده» را در این ناامیدی جمعی از خرید مسکن دخیل و موثر میداند.
فهرست
ناتوانی مالی و شکاف عمیق درآمد با تورم
بررسیها نشان میدهد که ناتوانی مالی خانوارها و شکاف ایجادشده میان رشد دستمزدها با تورم از عمده دلایل اصلی این ناامیدی به شمار میروند. در شرایطی که تورم عمومی کشور به ۶۰ درصد رسیده، رشد نابرابر حقوق و دستمزدها نتوانسته قدرت خرید خانوارها را حفظ کند.
این وضعیت علاوه بر اینکه امکان پسانداز برای خرید مسکن را به حداقل رسانده، معیشت خانوارها را نیز با مشکلات جدی مواجه کرده است. بنابراین عملا تقاضای مصرفی از بازار مسکن حذف شده و درآمدها به هزینههای روزمره زندگی محدود شده است. در واقع بسیاری از خانوارها بودجه کافی برای خرید ملک اختیار ندارند و هیچ چشماندازی برای آن متصور نیستند؛ دلیل اصلی ایجاد این شرایط نیز در تورم فزاینده و رشد نامتناسب درآمدها نسبت به هزینهها بوده که خانوارها را از بازار مسکن دور نگاه داشته است.
تسهیلات ناکارآمد خرید مسکن
در حالی که اقتصاد کشور در شرایط رکود تورمی به سر میبرد و درآمد خانوارها کفاف خرید ملک را نمیدهد، تسهیلات خرید یا ساخت مسکن نیز کارآمد ظاهر نشده و نتوانسته نقش مؤثری در تحریک تقاضا داشته باشد. سقف اعطای وامها با سطح قیمت مسکن همخوانی ندارد و نسبت وام به قیمت ملک بسیار پایین است. بررسیها نشان میدهد که با وام خرید مسکن در تهران، میتوان کمتر از ۱۰ متر خانه خریداری کرد.
از سوی دیگر، نرخ بهره بالا و اقساط سنگین، امکان بازپرداخت این وامها را برای متقاضیان غیرممکن کرده است. در نتیجه، وام مسکن به جای آنکه کمککننده باشد و راه را برای خرید مسکن هموار سازد، به باری اضافی بر دوش متقاضیان تبدیل شده است.
کوچ سرمایهها به بازارهای رقیب
در حالی که بازار مسکن در رکود کامل قرار گرفته و در انتظار ورود دوباره خریداران است، بخش بزرگی از سرمایههای خرد و متوسط به دلیل فضای بیثبات و پیشبینی ناپذیر اقتصادی، به سمت بازارهایی با نقدشوندگی بالاتر مانند طلا، ارز و بورس هدایت شدهاند.
بازارهای موازی در چند سال اخیر بازدهی سریعتر و بیشتری نسبت به بازار مسکن داشتهاند و همین موضوع باعث شده است بازار املاک، بهویژه در دوره رکود معاملاتی، برای سرمایهگذاران جذابیت کمتری داشته باشد.
از طرفی، بسیاری از مردم برای حفظ ارزش داراییهای خود به سمت بازارهای رقیب حرکت کرده و همچنین به دلیل نداشتن بودجه کافی برای ورود به بازار مسکن از سرمایهگذاری در این بخش جا مانده یا حتی منصرف شدهاند.
تشدید بیاطمینانی نسبت به بازار مسکن
در کنار تمامی عوامل نامبرده، نوعی بیاطمینانی و تردید میان مالکان نسبت به تعویض ملک شکل گرفته است. در این وضعیت اقتصادی که قیمتها روند صعودی دارند و وضعیت بازار پیشبینی ناپذیر شده است، بسیاری از مالکان از تبدیل ملک به احسن هراس دارند؛ زیرا میترسند که پس از فروش خانه خود، با رشد قیمتها مواجه شوند و نتوانند ملک جایگزین مناسبی خریداری کنند. از این رو، مالکان نسبت به تعویض ملک خود ریسک نمیکنند و احتمال میدهند که از بازار جا بمانند.
در مجموع، انباشت عواملی همچون، کاهش قدرت خرید، وامهای ناکارآمد و بیثباتی اقتصادی باعث کاهش امید به خرید مسکن برای اکثریت جامعه شده است. براساس پژوهشهای مرکز افکارسنجی ملت وابسته به مجلس شورای اسلامی، اینگونه تحلیل میکند که ناامیدی از خرید مسکن به یک روند جمعی و فراگیر تبدیل شده است.
بنابراین، برای اصلاح چنین رویکردی، باید افسار تورم کشیده شود، قدرت خرید مردم بالا رود و تسهیلات بانکی نیز کارآمد شوند، تا بازار مسکن به سمت رونق حرکت کند.




