دامداری سنتی در پیچ بهرهوری
یازاکو- آغاز اجرای طرح افزایش بهرهوری دامداریهای سبک در استان آذربایجان شرقی با همکاری وزارت جهاد کشاورزی و ستاد اجرایی فرمان حضرت امام اگرچه اقدامی امیدوارکننده برای حمایت از دامداران خرد است، اما تجربه سالهای گذشته نشان میدهد بدون اصلاحات عمیق ساختاری، این قبیل طرحها به نتایج پایدار و ملموس در اقتصاد روستایی منجر نخواهد شد.

به گزارش یازاکو، دامداریهای سبک روستایی و عشایری سهم قابل توجهی در تأمین گوشت و محصولات لبنی استان دارند و نقش مهمی در امنیت غذایی ایفا میکنند. با این حال، این بخش همچنان با مشکلات مزمن و ساختاری دستوپنجه نرم میکند؛ مشکلاتی که صرفاً با توزیع نهاده یا اعطای تسهیلات بانکی حل نمیشود.
نخستین چالش، نبود زنجیره ارزش منسجم است. دامدار خرد معمولاً تنها در حلقه تولید باقی میماند و سهمی از فرآوری، بستهبندی و بازار ندارد. همین مسئله باعث میشود بخش قابل توجهی از سود نهایی نصیب واسطهها شود، نه تولیدکننده. تا زمانی که دامدار به بازار مستقیم و قراردادهای بلندمدت فروش متصل نشود، افزایش تولید الزاماً به افزایش درآمد او منجر نخواهد شد.
دومین مسئله، نوسان شدید قیمت نهادهها و محصولات است. دامداری سنتی بهشدت وابسته به خوراک دام یارانهای یا وارداتی است. کوچکترین اختلال در تأمین یا افزایش قیمت، سودآوری این واحدها را از بین میبرد. در چنین شرایطی، سیاستهای مقطعی حمایتی بیشتر نقش مُسکن دارند تا درمان ریشهای.
سومین چالش، ضعف پوشش بیمه و مدیریت ریسک است. بیماری دام، خشکسالی یا شوکهای قیمتی میتواند یک خانوار دامدار را به مرز ورشکستگی برساند. بدون طراحی ابزارهای کارآمد بیمهای و صندوقهای جبران خسارت، صحبت از «تابآوری اقتصادی» بیشتر یک شعار باقی میماند.
طرح جدید وعده آموزش، بهبود تغذیه، ارتقای بهداشت دام و اعطای تسهیلات هدفمند را میدهد. این اقدامات ضروری است، اما کافی نیست. اگر این برنامه فاقد شاخصهای شفاف ارزیابی، زمانبندی دقیق و گزارشدهی عمومی باشد، امکان سنجش موفقیت آن وجود نخواهد داشت.
اما چه باید کرد؟
نخست، باید رویکرد از حمایت یارانهمحور به بهرهوری فناورانه تغییر کند. اصلاح نژاد، تغذیه علمی، کاهش تلفات و استفاده از دادههای دقیق تولید میتواند هزینه تمامشده را کاهش دهد و رقابتپذیری را افزایش دهد.
دوم، ایجاد و تقویت تعاونیهای واقعی دامداری ضروری است. تشکلهای کارآمد میتوانند قدرت چانهزنی دامداران را افزایش دهند و مسیر دسترسی مستقیم به بازار را هموار کنند.
سوم، طراحی قراردادهای خرید تضمینی میان دامداران و صنایع لبنی و پروتئینی باید در دستور کار قرار گیرد. تولید بدون بازار پایدار، ریسک سرمایهگذاری را بالا میبرد.
چهارم، انتشار عمومی نتایج طرح و مقایسه شاخصهای قبل و بعد از اجرا میتواند اعتماد اجتماعی ایجاد کند و از تکرار سیاستهای ناکارآمد جلوگیری نماید.
در نهایت، اگر هدف تثبیت جمعیت روستایی و افزایش درآمد پایدار است، باید از نگاه پروژهای فاصله گرفت و به اصلاح نهادی و ساختاری بخش دامپروری اندیشید. طرح افزایش بهرهوری میتواند نقطه شروع باشد، اما موفقیت آن وابسته به اراده جدی برای عبور از حمایتهای کوتاهمدت و حرکت بهسوی توسعه پایدار و رقابتپذیر است.



