تراموا؛ آزمون بزرگ مدیریت شهری تبریز - یازاکو
شهرویژه خبرییادداشت

تراموا؛ آزمون بزرگ مدیریت شهری تبریز

یازاکو‌- آغاز اجرای خط ۴ حمل‌ونقل ریلی در تبریز در قالب نخستین تراموای شهری کشور، نقطه عطفی در سیاست‌گذاری حمل‌ونقل این کلان‌شهر محسوب می‌شود. اما پرسش اصلی این است: آیا تراموا می‌تواند نسخه‌ای کارآمد برای کاهش ترافیک، آلودگی و بی‌نظمی کالبدی تبریز باشد یا در صورت ضعف در اجرا، به پروژه‌ای پرهزینه و کم‌اثر بدل خواهد شد؟

به گزارش یازاکو، جعفر ساعی‌نیا_ ورود تراموا به ادبیات حمل‌ونقل شهری تبریز را باید در چارچوب یک تغییر پارادایم تحلیل کرد؛ عبور از توسعه خودرومحور به سمت حمل‌ونقل عمومی پاک و انسان‌محور. تجربه شهرهای اروپایی نشان می‌دهد که تراموا نه‌تنها یک ابزار جابه‌جایی، بلکه یک ابزار «بازآفرینی شهری» است.

در شهرهایی مانند استراسبورگ و وین، احیای شبکه تراموا باعث کاهش محسوس استفاده از خودروی شخصی و رونق فضاهای شهری در اطراف ایستگاه‌ها شد. همچنین در استانبول، خطوط تراموا به‌ویژه در مناطق تاریخی، نقش مهمی در پیوند گردشگری و حمل‌ونقل عمومی ایفا کرده‌اند. این تجربیات نشان می‌دهد اگر پروژه با نگاه یکپارچه اجرا شود، فراتر از یک پروژه عمرانی صرف خواهد بود.

مزایای تراموا برای تبریز

۱- حمل‌ونقل پاک و کاهش آلودگی هوا

تبریز به‌دلیل موقعیت جغرافیایی و پدیده وارونگی دما، در برخی فصول با انباشت آلاینده‌ها مواجه است. تراموا به‌عنوان سیستم برقی، می‌تواند سهم خودروهای شخصی را کاهش داده و از شدت آلودگی بکاهد.

۲- هزینه کمتر نسبت به مترو زیرزمینی

احداث خطوط زیرزمینی مترو نیازمند سرمایه‌گذاری سنگین ارزی و زمان طولانی اجراست. تراموا به‌دلیل اجرای سطحی، هزینه اولیه کمتری دارد و می‌تواند سریع‌تر به بهره‌برداری برسد.

۳- افزایش ارزش زمین و تحریک سرمایه‌گذاری شهری

در ادبیات اقتصاد شهری، توسعه حمل‌ونقل ریلی سطحی معمولاً منجر به افزایش ارزش املاک در شعاع دسترسی ایستگاه‌ها می‌شود. محورهایی چون آزادی، آبرسان و پاسداران می‌توانند به کانون‌های جدید فعالیت تجاری و خدماتی تبدیل شوند.

۴ـ ارتقای کیفیت زیست شهری

تراموا به‌دلیل حرکت نرم، صدای کمتر و طراحی همسطح، چهره‌ای مدرن به شهر می‌دهد و فضاهای عمومی را فعال‌تر می‌کند. این موضوع در رقابت‌پذیری شهری تبریز در سطح ملی نیز اثرگذار است.

اما چالش‌ها و معایب احتمالی

۱- اشغال سطح معابر در شهری با عرض محدود خیابان‌ها

برخلاف مترو، تراموا در سطح حرکت می‌کند. اگر مدیریت ترافیک همزمان اصلاح نشود، ممکن است در برخی مقاطع باعث کاهش ظرفیت سواره‌رو و ایجاد گره‌های ترافیکی شود.

۲- ریسک عدم یکپارچگی با سایر مدهای حمل‌ونقل

اگر اتصال مؤثر با خطوط مترو و اتوبوس‌های تندرو برقرار نشود، تراموا به سیستمی جزیره‌ای تبدیل خواهد شد که کارایی آن کاهش می‌یابد.

۳- هزینه‌های نگهداری و تأمین قطعات

با توجه به شرایط ارزی کشور، وابستگی به فناوری و تجهیزات وارداتی می‌تواند در بلندمدت چالش‌برانگیز باشد.

۴- ضرورت فرهنگ‌سازی و تغییر رفتار سفر

تا زمانی که سیاست‌های بازدارنده برای استفاده از خودروی شخصی (مانند محدودیت پارکینگ یا عوارض تردد) اجرا نشود، صرف ایجاد تراموا تضمین‌کننده کاهش ترافیک نخواهد بود.

تراموا برای تبریز نه یک «معجزه حمل‌ونقلی» است و نه یک «ریسک غیرضروری»؛ بلکه ابزاری است که موفقیت آن به کیفیت حکمرانی شهری بستگی دارد. اگر این پروژه با رویکرد توسعه مبتنی بر حمل‌ونقل عمومی، اصلاح همزمان سیاست‌های ترافیکی و تأمین مالی پایدار همراه شود، می‌تواند الگویی موفق برای سایر شهرهای کشور باشد.

اما در صورت نبود انسجام نهادی، احتمال آن وجود دارد که مزایای بالقوه آن در سایه مشکلات اجرایی و مدیریتی کمرنگ شود.

تبریز اکنون در آستانه یک انتخاب تاریخی قرار دارد: استفاده از تراموا به‌عنوان موتور بازآفرینی شهری، یا تبدیل آن به پروژه‌ای صرفاً نمادین. آینده این خط، بیش از آنکه به ریل‌ها وابسته باشد، به تصمیم‌های مدیریتی امروز گره خورده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا