ویژه خبری 2یادداشت

قلعهٔ اورارتویی «گاوور» جلفا، در غبار فراموشیِ وزارتخانهٔ متبوع

یازاکو-هرساله مبالغ هنگفتی صرف مطالعات و کاوش‌های باستان‌شناسی در سرتاسر ایران توسط پژوهشکدهٔ باستان‌شناسی کشور و وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری می‌شود، اما سهم قلعهٔ «گاوور» جلفا از این مطالعات، کاوش‌ها و اقدامات حفاظتی در پنجاه سال گذشته صفر بوده است.

به گزارش یازاکو، مهدی مشایخ، هرساله مبالغ هنگفتی صرف مطالعات و کاوش‌های باستان‌شناسی در سرتاسر ایران توسط پژوهشکدهٔ باستان‌شناسی کشور و وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری می‌شود، اما سهم قلعهٔ «گاوور» جلفا از این مطالعات، کاوش‌ها و اقدامات حفاظتی در پنجاه سال گذشته صفر بوده است.

موقعیت و اهمیت راهبردی قلعه

قلعهٔ «گاوور» در کیلومتر ۴۵ جادهٔ جلفا به نوردوز میان روستاهای مارازا و احمدآباد دو دنبالهٔ کوهستانی را در کرانهٔ جنوبی رود آراز (ارس) ـ که مرز میان ایران و جمهوری آذربایجان است ـ در برمی‌گیرد. این دنباله‌های کوهستانی درهٔ باریکی را در محدودهٔ قلعه از دو سو احاطه کرده و تا جوار رود پایین می‌روند.

با توجه به شرایط توپوگرافی منطقه از شرق جلفا تا اردوباد، مسیرهای باستانی را باید در کرانهٔ جنوبی رود آراز جست‌وجو کرد؛ از همین‌رو قلعهٔ گاوور در طول تاریخ نقش دژی سدکننده و مسلط بر این گذرگاه راهبردی را ایفا می‌کرده است. جادهٔ کنونی جلفا به نوردوز نیز از میان استحکامات همین قلعه عبور می‌کند.

نخستین مطالعهٔ علمی، به دست باستان‌شناسی آلمانی

نخستین و مهم‌ترین مطالعهٔ علمی دربارهٔ این محوطه را ولفرام کلایس باستان‌شناس آلمانی در سال ۱۹۷۵ و در چارچوب کاوش‌های محوطهٔ اورارتویی بسطام انجام داد. او در همان سفر قلعهٔ گاوور را که پیش‌تر شناخته شده بود، مورد نقشه‌برداری قرار داد و پس از مطالعهٔ دقیق محوطه، مقاله‌ای مفصل دربارهٔ قلعه و استحکامات داخلی آن نوشت. این مقاله بعدها در نشریات علمی-پژوهشی مختلف بازنشر شد و منبع استناد چندین محقق برای گمانه‌زنی‌های تازه دربارهٔ این محوطه قرار گرفت.

کلایس بر پایهٔ بقایای معماری اندک و سفال‌های به‌دست‌آمده نوشت که این محوطه از اوایل سدهٔ ششم پیش از میلاد مورد استفاده بوده است. به گفتهٔ او نمی‌توان این احتمال را نادیده گرفت که قلعهٔ گاوور در نخستین مرحلهٔ ساخت، دژی متعلق به اواخر دورهٔ اورارتو همراه با یک معبد بوده که در دورهٔ پس از اورارتو نیز مورد استفاده قرار گرفته و توسعه یافته است. دیوارهای باقی‌مانده با پیش‌آمدگی‌های منظم در فواصل مشخص، ویژگی‌های آشکار معماری نظامی اورارتویی را نشان می‌دهند.

از دیدگاه کلایس طرح اولیهٔ قلعه بی‌تردید یک قلعهٔ اورارتویی است؛ شیوهٔ اجرای دیوارهای سنگی ـ از جمله پر کردن دقیق فضای میان سنگ‌های بزرگ با قطعات کوچک‌تر و هموار و پلکانی کردن قسمت فوقانی دیوار سنگی برای استقرار دیوارهای خشتی ـ کاملاً با فنون ساختمانی اورارتویی مطابقت دارد. او در پایان مقالهٔ خود نتیجه گرفته بود که قلعهٔ گاوور بر اساس شواهد میدانی و نقشهٔ معماری، مجموعه‌ای کاملاً نظامی و دژی مستحکم بوده که وظیفهٔ اصلی آن کنترل و حفاظت از یکی از مهم‌ترین مسیرهای ارتباطی شرق به غرب بوده است.

به‌طور خلاصه، منبع اصلی و دست‌اول دربارهٔ قلعهٔ گاوور همچنان همان گزارش کاوش ولفرام کلایس است؛ پژوهش‌های بعدی نیز عمدتاً بر پایهٔ همین گزارش و در چارچوب مطالعات گسترده‌تر دربارهٔ استحکامات اورارتویی در آذربایجان ایران (از جمله آثار کرول، بیشونه و زیمانسکی) شکل گرفته‌اند.

پنجاه سال بی‌توجهی و پرسشی بی‌پاسخ

با وجود اهمیت تاریخی و راهبردی این محوطه، پرسشی که ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده این است: چرا در پنجاه سال گذشته هیچ مطالعه و کاوشی از سوی وزارت میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری و به‌طور مشخص پژوهشکدهٔ باستان‌شناسی کشور در این محوطه صورت نگرفته است؟ چرا متولیان میراث فرهنگی در ادارهٔ کل میراث فرهنگی آذربایجان شرقی طی این سال‌ها کمترین توجهی به این محوطهٔ ارزشمند نداشته‌اند؟

در همین حال، این محوطهٔ تاریخی به حال خود رها شده و برخی سودجویان از سنگ‌های آن به‌عنوان مصالح در پروژه‌های عمرانی بهره می‌برند، در حالی که دلسوزان میراث فرهنگی نسبت به وضعیت موجود نگرانند.

پرسش اساسی که باید بارها و بارها تکرار شود این است: چرا سازمان متولیِ این محوطهٔ تاریخی نسبت به حفاظت از آن اقدام نمی‌کند؟

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا