
به گزارش یازاکو، جعفر ساعینیا_ در اردبیل صحبت از نبود زمین، آب یا تولید نیست؛ اما این استان با وجود چنین زیرساختهای طبیعی نسبتاً مناسب، همچنان در شاخصهای اقتصادی، اشتغال و درآمد خانوارها از جایگاه مطلوبی برخوردار نیست. شهرها و روستاهای اردبیل پر از زمینهای کشاورزی حاصلخیز، باغهای میوه، مراکز پرورش دام و ظرفیتهای گردشگری طبیعی هستند، اما این ظرفیتها بهندرت به واحدهای تولیدی بزرگ، صنایع تبدیلی قدرتمند یا برندهای ملی تبدیل شدهاند.
یکی از مشکلات اصلی، خالیگذرانی زنجیره ارزش است؛ یعنی محصولات کشاورزی و دامی بهصورت خام یا فلهای از استان خارج میشود و ارزش افزوده اصلیشان در واحدهای فرآوری، صنایع تبدیلی یا بازارهای شهری دیگر شکل میگیرد. این مسیر، درآمد اصلی را از روستاهای اردبیل و خانوارهای کشاورز و دامدار میگیرد و آنها را به تولیدکنندگان حاشیهای کالاهای خام تبدیل میکند.
در کنار این، ضعف زیرساختهای حملونقل و بازاررسانی نقش مهمی در تثبیت وضعیت دارد. اتصالهای راهآهن، راههای ارتباطی با سایر استانها و سرمایهگذاری در پایانههای لجستیک، هنوز در حدی نیست که بتواند تولید کشوری را بهراحتی از راه اردبیل جریان دهد. این نبود ارتباط قوی، ظرفیت صنعتی و تجاری این استان را محدود میکند و سرمایهگذار از خودشیبی در بازارهای دیگر مطمئنتر است.
مشکل بعدی حاشیهایماندن سرمایهگذاری است؛ بخشی از سرمایهگذاریها در اردبیل، کوتاهمدت، کمچابک و پروژهای است؛ یعنی بیشتر برای گرفتن امتیاز، کسب منفعت سریع و یا اجرای پروژههای عمرانی کوتاهمدت است. صنایع مادر، واحدهای تبدیلی بزرگ، یا شرکتهای دانشبنیانی که میتوانند زیرساخت اشتغال پایدار ایجاد کنند، کمتر وارد میدان شدهاند.
همزمان بیکاری و نگرانی جوانان بهعنوان یکی از بارزترین مظاهر مشکل اقتصادی اردبیل دیده میشود. از جمله در مناطق کوچک و شهرستانهای محروم، افراد تحصیلکرده و خوشانگیزه با وجود تحصیلات، از نبود فرصتهای کار مناسب و شاغلمحوری رنج میبرند. این مسأله، علاوه بر ابعاد اقتصادی، ابعاد اجتماعی و روانی نیز دارد و میتواند به مهاجرت، خوابآلودگی اقتصادی و از دستدادن نیروی کار تخصصی منجر شود.
در سطح حکمرانی و سیاست، بروکراسی اداری و بانکی نیز از موانع مهم سرمایهگذاری مؤثر است. طولانی شدن روند تسهیلات، ضعف در شناسایی و پیگیری پروژههای مولد، و عدم تمرکز بر ریسکهای کسبوکار، بسیاری از کارآفرینان را وادار میکند یا از شروع فعالیت منصرف شوند یا به سراغ حوزههای کمبازده و کمپویایی بروند.
در نتیجه، میتوان گفت اردبیل نیاز ندارد که از صفر شروع کند؛ این استان ظرفیت تولید، نیروی انسانی و پتانسیل طبیعی کافی دارد. اما برای اینکه این ظرفیتها به «اشتغال پایدار، درآمد عادلانه و توسعه اقتصادی واقعی» تبدیل شود، باید زنجیره تولید تکمیل شود، زیرساختها گسترش یابد، سرمایهگذاریها هدفمند و پایدار باشد و بروکراسیهای اداری و بانکی کاهش پیدا کند. بدون این حرکت، اردبیل همان «استانی پر از ظرفیت منتظرِ تبدیل به ثروت» خواهد ماند.



