چالدران؛ میراث جهانی بدون زیرساختهای جهانی
یازاکو- سالهاست از ظرفیت بینظیر قرهکلیسا و مقبره سیدصدرالدین به عنوان موتور محرک توسعه گردشگری چالدران سخن گفته میشود، اما واقعیت این است که این شهرستان همچنان از کمبود زیرساختهای گردشگری و خدماتی رنج میبرد. در حالی که هزاران گردشگر داخلی و خارجی هر سال از این آثار بازدید میکنند، سهم مردم منطقه از منافع اقتصادی گردشگری همچنان ناچیز است.

به گزارش یازاکو، جعفر ساعینیا_ قرهکلیسا به عنوان یکی از مهمترین آثار ثبتشده ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو، ظرفیت آن را دارد که چالدران را به یکی از قطبهای گردشگری شمالغرب کشور تبدیل کند. سالها پیش مسئولان از ایجاد کمپ گردشگری بینالمللی در اطراف این مجموعه خبر دادند و حتی بخشی از این پروژه نیز اجرا شد، اما روند توسعه زیرساختهای گردشگری در منطقه هرگز متناسب با اهمیت این اثر جهانی پیش نرفت.
مسئله اصلی اینجاست که توسعه گردشگری تنها با معرفی جاذبهها محقق نمیشود. گردشگر برای ماندن، هزینه کردن و بازگشت دوباره به مقصد، به مجموعهای از خدمات شامل اقامت، حملونقل، امکانات رفاهی، مراکز اطلاعرسانی، بازارچههای صنایع دستی و برنامههای فرهنگی نیاز دارد. چالدران هنوز در بسیاری از این شاخصها با کمبود جدی مواجه است.
تناقض آشکار زمانی نمایان میشود که از یک سو آمار بازدید دهها هزار گردشگر از قرهکلیسا و مقبره سیدصدرالدین منتشر میشود و از سوی دیگر، آثار ملموسی از رونق اقتصادی گردشگری در شهرستان مشاهده نمیشود. در نوروز یکی از سالها بیش از ۷۳ هزار نفر از جاذبههای تاریخی چالدران بازدید کردند، اما این حجم از گردشگر نتوانسته به ایجاد یک زنجیره پایدار درآمد و اشتغال در منطقه منجر شود.
واقعیت آن است که مشکل چالدران فقط گردشگری نیست؛ مسئله اصلی ضعف زیرساختهای توسعهای است. گزارشهای رسمی نیز طی سالهای گذشته به ضعف زیرساختهای عمرانی، اقتصادی و سرمایهگذاری در این شهرستان اشاره کردهاند. وقتی راهها، خدمات شهری، مراکز اقامتی و زیرساختهای اقتصادی متناسب با ظرفیتهای منطقه توسعه نیافتهاند، نمیتوان انتظار داشت گردشگری به تنهایی معجزه کند.
از سوی دیگر، گردشگری چالدران همچنان «مناسبتی» باقی مانده است. بخش عمده حضور گردشگران در ایام خاص مذهبی ارامنه یا تعطیلات نوروزی اتفاق میافتد و در سایر ماههای سال جریان مستمر گردشگری در منطقه شکل نمیگیرد. این در حالی است که ترکیب کمنظیر گردشگری مذهبی، تاریخی، طبیعی و مرزی میتواند زمینه حضور گردشگران در تمام فصول سال را فراهم کند.
نکته قابل تأمل دیگر، نبود سرمایهگذاری بخش خصوصی در مقیاس متناسب با ظرفیتهای منطقه است. سرمایهگذار زمانی وارد میدان میشود که زیرساختهای اولیه، مشوقهای اقتصادی و امنیت سرمایهگذاری فراهم باشد. در غیر این صورت، ثبت جهانی یک اثر تاریخی به تنهایی نمیتواند ضامن رونق اقتصادی باشد.
چالدران امروز بیش از آنکه به تبلیغات گردشگری نیاز داشته باشد، به یک برنامه عملیاتی توسعه نیازمند است؛ برنامهای که در آن توسعه راههای دسترسی، احداث مراکز اقامتی استاندارد، ایجاد بازارچههای دائمی صنایع دستی، حمایت از بومگردیها و جذب سرمایهگذاران بخش خصوصی در اولویت قرار گیرد.
تا زمانی که گردشگران تنها بازدیدکننده باشند و نه مصرفکننده خدمات محلی، درآمد اصلی از منطقه خارج خواهد شد و سهم مردم چالدران از میراث جهانی قرهکلیسا همچنان به چند عکس یادگاری و آمارهای سالانه محدود خواهد ماند. میراث جهانی زمانی به توسعه محلی منجر میشود که در کنار حفاظت از آثار تاریخی، زیرساختهای اقتصادی لازم برای بهرهبرداری پایدار از این ظرفیتها نیز فراهم شود؛ حلقه مفقودهای که همچنان در چالدران دیده میشود.



