گفتگو

تبریز در مسیر تثبیت جایگاه «پایتخت نگارگری ایران» / پیگیری ثبت هفته نگارگری در تقویم فرهنگ

مسئولان انجمن نگارگری آذربایجان‌ شرقی معتقدند که تبریز با تکیه بر پیشینه تاریخی و اذعان کارشناسان و پژوهشگران و اسناد باقی مانده از گذشته، شایستگی تبدیل شدن به پایتخت نگارگری ایران را دارد و در همین راستا، ثبت «هفته نگارگری تبریز» را دنبال می‌کنند.

به گزارش یازاکو به نقل از ایرنا، نام تبریز در تاریخ هنر ایران با شکل‌گیری مهم‌ترین مکاتب نگارگری گره خورده است؛ هنری که بسیاری آن را با عنوان «نقاشی ایرانی» می‌شناسند و دامنه تاثیر آن از کتاب‌آرایی و تذهیب تا طراحی فرش، کاشی و دیگر هنرهای سنتی امتداد یافته است.

با وجود این پیشینه، فعالان این حوزه معتقد هستند نگارگری در تبریز طی دهه‌های گذشته کمتر از ظرفیت واقعی خود مورد توجه قرار گرفته است.

در گفت‌وگوی پیش‌رو، محمد محمودی‌نژاد، رئیس انجمن نگارگری آذربایجان‌شرقی و رویا رضاپور، نایب‌رئیس انجمن و استاد دانشگاه هنر اسلامی تبریز، مرکز تبریز از روند شکل‌گیری تنها انجمن رسمی نگارگری کشور، فعالیت‌های این مجموعه، جایگاه تاریخی مکتب تبریز و برنامه‌هایی که برای احیای هویت نگارگری این شهر دنبال می‌شود، سخن گفتند.

تبریز در مسیر تثبیت جایگاه «پایتخت نگارگری ایران» / پیگیری ثبت هفته نگارگری در تقویم فرهنگ

تنها انجمن رسمی نگارگری کشور چگونه شکل گرفت؟

رئیس انجمن نگارگری آذربایجان‌ شرقی، شکل‌گیری این انجمن را حاصل نزدیک به ۲ دهه تلاش و پیگیری اساتید این رشته دانست و گفت: انجمن به صورت رسمی از آذرماه سال ۱۳۹۷ فعالیت خود را آغاز کرد، اما مقدمات تاسیس آن حدود ۲۰ سال پیش از آن توسط جمعی از استادان نگارگری دنبال می‌شد.

محمد محمودی‌نژاد با بیان این‌که انجمن نگارگری آذربایجان‌شرقی تنها انجمن رسمی نگارگری در کشور است، افزود: حدود ۲۰ سال پیش نیز انجمن نگارگران ایران به همت استاد آقامیری در تهران تشکیل شد و فعالیت‌های آن به صورت غیررسمی ادامه دارد، اما این انجمن تا امروز موفق به دریافت مجوز رسمی نشده است.

وی با اشاره به فعالیت‌های انجمن در سال‌های نخست تاسیس، اظهار کرد: با وجود نوپا بودن انجمن و محدودیت‌های مالی، تلاش کردیم اقداماتی انجام دهیم که در سطح کشور کم‌نظیر بود. تنها یک سال پس از تاسیس انجمن، دومین «دوسالانه ملی نگارگری تبریز» را برگزار کردیم؛ رویدادی که از نظر جایگاه، هم‌سطح جشنواره هنرهای تجسمی فجر بود.

وی یادآور شد: نخستین دوسالانه نگارگری تبریز نیز پیش از تشکیل انجمن و به همت استادان دانشگاه هنر اسلامی تبریز برگزار شده بود، اما پس از تاسیس انجمن، برگزاری این رویداد به شکل منسجم دنبال شد.

به گفته محمودی‌نژاد، شیوع ویروس کرونا موجب توقف سه‌ساله فعالیت‌های انجمن شد، اما از سال ۱۴۰۱ برنامه‌ها از سر گرفته و در سال ۱۴۰۳ نخستین «هفته نگارگری تبریز» در قالب جشنواره‌ای استانی برگزار شد که با استقبال گسترده هنرمندان و علاقه‌مندان همراه بود.

وی ادامه داد: با روی کار آمدن مدیریت جدید، دومین دوره این جشنواره نیز برگزار شد و اکنون برنامه‌ریزی شده است تا همه‌ساله در هفته پایانی آبان‌ماه، «هفته نگارگری تبریز» به صورت یک رویداد ثابت برگزار شود.

تبریز در مسیر تثبیت جایگاه «پایتخت نگارگری ایران» / پیگیری ثبت هفته نگارگری در تقویم فرهنگ
نگاره «گریختن حضرت یوسف از چنگال زلیخا» اثر کمال الدین بهزاد از نسخه بوستان سعدی واقع در کتابخانه قاهره

پیگیری ثبت «هفته نگارگری تبریز» در تقویم فرهنگی کشور

رئیس انجمن نگارگری آذربایجان‌شرقی با اشاره به برنامه‌های پیش‌روی این انجمن، گفت: پیگیری‌های انجام‌شده نشان می‌دهد پرونده ثبت «هفته نگارگری تبریز» در تقویم فرهنگی و هنری آبان‌ماه کشور در سطح وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حال بررسی است و امیدواریم این مناسبت به صورت رسمی به ثبت برسد.

محمودی‌نژاد با بیان این‌‍که این رویداد به تدریج جایگاه خود را در میان هنرمندان پیدا کرده است، افزود: امسال سومین دوره جشنواره هفته نگارگری تبریز را به صورت منطقه‌ای برگزار خواهیم کرد و در سال‌های آینده تلاش داریم این رویداد در سطح ملی و حتی بین‌المللی، دست‌کم در حوزه قفقاز، برگزار شود.

وی با تاکید بر این‌که نگارگری در تبریز با وجود پیشینه تاریخی و ظرفیت‌های فراوان، آن‌گونه که شایسته است مورد توجه قرار نگرفته است، اظهار کرد: پس از دوره قاجار، بسیاری از استادان این هنر به شهرهای دیگر مهاجرت کردند و به تدریج از توجه به این حوزه کاسته شد، در حالی که تبریز از مهم‌ترین خاستگاه‌های نگارگری ایران به شمار می‌رود.

رئیس انجمن نگارگری آذربایجان‌شرقی با اشاره به ظرفیت‌های آموزشی استان، گفت: امروز دانشگاه هنر اسلامی تبریز با راه‌اندازی رشته نگارگری تا مقطع تحصیلات تکمیلی، نقش مهمی در تربیت هنرمندان این حوزه ایفا می‌کند و تعامل دانشگاه و انجمن نیز زمینه اجرای برنامه‌های مشترک را فراهم کرده است.

وی با قدردانی از حمایت‌های موردی شهرداری و برخی دستگاه‌ها از فعالیت‌های انجمن، افزود: این حمایت‌ها متناسب با ظرفیت‌های این هنر نیست و همچنان انتظار می‌رود نهادهای فرهنگی و اجرایی استان نقش فعال‌تری در توسعه و معرفی نگارگری ایفا کنند.

محمودی‌نژاد با اشاره به پیشینه تاریخی تبریز در رشته نگارگری، تصرح کرد: این شهر در چهار دوره تاریخی نزدیک به ۲۰۰ سال پایتخت ایران بوده و در همین دوران، چهار مکتب نگارگری در آن شکل گرفته است. نگارگری همان نقاشی ایرانی است؛ هنری که بسیاری از شاخه‌های هنرهای سنتی، از جمله طراحی فرش، کاشی‌کاری و تذهیب، عناصر و مبانی خود را از آن گرفته‌اند.

وی ادامه داد: در راستای تمامی این ظرفیت‌های گفته شده است که انجمن نگارگری استان، طرح «تبریز، پایتخت نگارگری ایران» را مطرح کرده و در تلاش است تا هنرمندان، استادان و مسئولان را نسبت به اهمیت این موضوع حساس کند.

تبریز در مسیر تثبیت جایگاه «پایتخت نگارگری ایران» / پیگیری ثبت هفته نگارگری در تقویم فرهنگ
نگاره «بارگاه کیومرث» یا «پلنگینه پوشان» از نسخه شاهنامه شاه طهماسبی اثر استاد سلطان محمد تبریزی، مکتب تبریز دوم

چرا تبریز خود را شایسته عنوان «پایتخت نگارگری ایران» می‌داند؟

محمودی‌نژاد با اشاره به تجربه برخی شهرها در ثبت و معرفی هویت‌های فرهنگی خود، خاطرنشان کرد: قزوین به عنوان «پایتخت خوشنویسی ایران» نام خود را بر سر زبان‌ها آورده و آن را به ثبت ملی رسانده است و حتی در ورودی این شهر نیز تندیسی با همین عنوان نصب کرده است. این در حالی است که تبریز نیز از ظرفیت‌های تاریخی قابل توجهی در حوزه خوشنویسی برخوردار است و میرعلی تبریزی، بنیان‌گذار خط نستعلیق، از مفاخر این شهر به شمار می‌رود که می‌توانستیم از هویت و مفاخر شهر خود بیش از این محافظت کنیم.

وی افزود: تجربه قزوین نشان می‌دهد اگر یک شهر برای معرفی و تثبیت هویت فرهنگی خود برنامه‌ریزی کند، می‌تواند آن را به یک برند فرهنگی تبدیل کند. به همین دلیل نیز انجمن نگارگری آذربایجان‌شرقی تلاش می‌کند جایگاه تاریخی تبریز در هنر نگارگری بیش از گذشته شناسانده شود.

رئیس انجمن نگارگری آذربایجان‌شرقی با بیان این‌که تبریز را «شهر اولین‌ها» می‌نامند، اظهار کرد: یکی از مهم‌ترین وجوه این پیشگامی، سابقه درخشان این شهر در نقاشی ایرانی و نگارگری است و اگر امروز برای معرفی این ظرفیت اقدام نکنیم، شهرهای دیگر در این زمینه پیشگام خواهند شد، همان طور که یکی از شهرهای تازه تاسیس کشورمان درخواست نامگذاری به عنوان «پایتخت نگارگری ایران» را به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارائه کرده است. این شهر، پیشینه تاریخی تبریز را در نگارگری ندارد و دلیل طرح چنین درخواستی، حضور تعدادی از استادان تبریزی در آن شهر است. ما نیز از طریق اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، دیدگاه خود را درباره این موضوع اعلام کرده‌ایم.

محمودی‌نژاد با مقایسه وضعیت نگارگری در استان‌های مختلف، ادامه داد: امروز اصفهان از نظر بازار هنر و فعالیت‌های اقتصادی مرتبط با نگارگری بسیار فعال‌تر از تبریز است، اما حتی بسیاری از استادان این شهر نیز بر جایگاه تاریخی و هنری برتر تبریز در این حوزه تاکید دارند.

وی به ظرفیت‌های مغفول تاریخی تبریز اشاره کرد و گفت: آرامگاه ۲ تن از بزرگ‌ترین چهره‌های نگارگری ایران در این شهر قرار دارد، اما بسیاری از مردم حتی از وجود آن‌ها اطلاع ندارند. کمال‌الدین بهزاد، هنرمند نامدار نقاشی ایرانی که آوازه‌ای جهانی دارد، در مجموعه باغ دوکمال و در کنار کمال خجندی به خاک سپرده شده است.

وی افزود: سلطان‌محمد تبریزی نیز از برجسته‌ترین استادان نگارگری مکتب تبریز و از هم‌دوره‌های بهزاد به شمار می‌رود که پس از او مسئولیت کتابخانه سلطنتی را برعهده داشت. بر اساس برخی اسناد تاریخی، وی پیش از حضور بهزاد در تبریز نیز از استادان برجسته این هنر بوده و حتی روایاتی درباره دفن او در کنار بهزاد وجود دارد، اما تاکنون یادمان یا بنای شاخصی برای معرفی این هنرمند بومی ایجاد نشده و بسیاری از فعالان هنری نیز شناخت کافی از او ندارند.

نگارگری؛ ظرفیتی برای دیپلماسی فرهنگی و گردشگری هنری

رئیس انجمن نگارگری آذربایجان‌شرقی با اشاره به ظرفیت‌های منطقه‌ای این هنر، تاکید کرد: همان‌گونه که از ظرفیت شخصیت‌هایی مانند کمال خجندی برای توسعه روابط فرهنگی میان تبریز و آسیای میانه و ایجاد پیوندهایی همچون خواهرخواندگی شهرها استفاده شده است، می‌توان از جایگاه استادان بزرگ نگارگری نیز برای معرفی هرچه بیشتر تبریز در سطح منطقه بهره گرفت.

محمودی‌نژاد افزود: هرات که در گذشته بخشی از قلمرو ایران بوده، همچنان یکی از مراکز مهم نگارگری و تذهیب به شمار می‌رود و استادان برجسته‌ای در این حوزه دارد. این ظرفیت‌های مشترک فرهنگی می‌تواند زمینه‌ساز تعاملات هنری و جذب گردشگران علاقه‌مند به هنر ایرانی به تبریز باشد.

وی با اشاره به پیشینه تاریخی نگارگری در ایران، اظهار کرد: هنر نقاشی در ایران سابقه‌ای پیش از اسلام دارد و پس از یک دوره رکود، در دوران اسلامی بار دیگر شکوفا شد. نخستین جریان اثرگذار و منسجم نگارگری ایرانی که بر مکاتب بعدی تاثیر گذاشت، در دوره ایلخانی و با شکل‌گیری مکتب نخست تبریز پدید آمد.

وی ادامه داد: برخی پژوهشگران تاریخ هنر از ۲ مکتب اصلی نگارگری تبریز، شامل مکتب ایلخانی و مکتب صفوی، یاد می‌کنند، اما گروهی دیگر با تفکیک دوره‌های تاریخی، از چهار مکتب سخن می‌گویند. در مکتب ایلخانی، عناصر هنر ایران پیش از اسلام با تاثیراتی از هنر چین، مغول و روم شرقی در هم آمیخت و بنیان مکتبی را گذاشت که بعدها مسیر نگارگری ایرانی را دگرگون کرد.

محمودی‌نژاد، «جامع‌التواریخ» و «شاهنامه دموت» را از برجسته‌ترین آثار بر جای مانده از دوره ایلخانی دانست و آن‌ها را از نمونه‌های ارزشمند مکتب نگارگری تبریز برشمرد.

انجمن نگارگری به دنبال یافتن یک خانه

وی، به وضعیت کنونی انجمن اشاره و تشریح کرد: دفتر فعلی انجمن در سینما ناجی تبریز واقع است که فاقد هرگونه امکانات حتی زیرساختی بوده و عملا برای کلاس‌هایی که می‌خواهیم برگزار کنیم، جلوه مناسبی ندارد. چندین بار از طریق شهرداری و اداره میراث فرهنگی سعی کردیم تا دفتر و اتاقی را برای انجمن تدارک ببینیم که متاسفانه به جواب نرسیده‌ایم.

وی افزود: نگارگری نوعی صنایع دستی است و مجوز کارگاه‌های این رشته نیز از اداره میراث فرهنگی گرفته می‌شود، در این راستا از این اداره درخواست کردیم تا یک خانه تاریخی را دراختیار انجمن قرار دهد که گویا منع قانونی داشت، در گام بعدی درخواست بهتری داشتیم که حداقل یک اتاق در مجموعه باغ دوکمال به انجمن داده شود که این مکان هم ازنظر موضوعی به انجمن مربوط است و هم فضای زیبایی برای برگزاری نمایشگاه‌ها و کارگاه‌های دائمی دارد ولی متاسفانه تا امروز به جواب نرسیده‌ایم.

در ادامه این گفت‌وگو، نایب‌رئیس انجمن نگارگری آذربایجان‌شرقی با تشریح روند تاریخی شکل‌گیری مکتب تبریز، نقش این شهر را در تحول نگارگری ایران تبیین کرد.

تبریز در مسیر تثبیت جایگاه «پایتخت نگارگری ایران» / پیگیری ثبت هفته نگارگری در تقویم فرهنگ

مکتب تبریز؛ نقطه عطف تاریخ نگارگری ایران

نایب‌رئیس انجمن نگارگری آذربایجان‌شرقی و استاد دانشگاه هنر اسلامی تبریز، ریشه‌های شکوفایی نگارگری ایران را در شکل‌گیری کارگاه‌های سلطنتی تبریز جست‌وجو کرد و گفت: نگارگری یا نقاشی ایرانی، هنری بود که در طول تاریخ، ارتباطی مستقیمی با دربار داشت و تا زمانی که از حمایت حکومت برخوردار نبود، امکان رشد و نقش‌آفرینی گسترده پیدا نمی‌کرد. به همین دلیل نیز برجسته‌ترین نگارگران در کارگاه‌های سلطنتی فعالیت می‌کردند و به «نگارگران خاصه» شهرت داشتند.

رضاپور افزود: نخستین دوره‌ای که نگارگری به صورت سازمان‌یافته و با حمایت مستقیم حکومت شکل گرفت، دوره ایلخانی بود؛ زمانی که تبریز پایتخت به شمار می‌رفت و کارگاه‌های هنری در این شهر فعالیت می‌کردند. پیش از آن دوره نیز گام‌های نخستینی از نقاشی ایرانی در اعصار مختلف برداشته شده بود اما جمع بندی همه آن‌ها در دوره ایلخانی ظهور کرد.

وی با اشاره به جایگاه «احمد موسی» در تاریخ نگارگری ایران، ادامه داد: احمد موسی از نگارگران برجسته دوره ایلخانی بود که زیر نظر مغول‌ها در کارگاه‌های وابسته به دانشگاه ربع رشیدی تبریز فعالیت داشت و در متون دوره صفوی از او با عنوان «پرده‌گشای چهره تصویر» یاد شده است.

این استاد دانشگاه اظهار کرد: پس از ایلخانان، تبریز در دوره جلایریان نیز بار دیگر پایتخت شد و سنت استاد و شاگردی در نگارگری استمرار یافت. سپس در دوره قراقویونلوها و آق‌قویونلوها، هنرمندانی همچون سلطان‌محمد تبریزی پرورش یافتند و زمینه برای شکوفایی مکتب صفوی فراهم شد.

به گفته وی، در دوره صفوی و با حمایت شاه طهماسب، برجسته‌ترین هنرمندان زمان از جمله کمال‌الدین بهزاد، سلطان‌محمد تبریزی، آقامیرک و میرسیدعلی در تبریز گرد هم آمدند و حاصل این هم‌نشینی، خلق آثاری ماندگار همچون «شاهنامه شاه طهماسب» و «خمسه طهماسبی» بود که از شاهکارهای تاریخ نگارگری ایران به شمار می‌روند.

منزلت والای نگارگران در نزد شاهان زمان

رضاپور با اشاره به جایگاه والای نگارگران در دربار صفوی، تاکید کرد: منابع تاریخی نشان می‌دهد شاه طهماسب خود نزد استادانی همچون آقامیرک و سلطان‌محمد نقاشی می‌آموخت؛ هم‌چنین در دوره جلایریان نیز سلطان احمد جلایر نزد عبدالحی آموزش نگارگری دیده بود که این موضوع بیانگر اهمیت این هنر نزد حاکمان آن دوران است.

وی افزود: اسکندر بیگ منشی در «عالم‌آرای عباسی» نیز به جایگاه ویژه نگارگران اشاره می‌کند و حتی روایت شده است که شاه طهماسب در جریان یکی از جنگ‌ها، برای حفظ جان کمال‌الدین بهزاد و شاه‌محمود نیشابوری، آن‌ها را در مکانی امن پنهان کرد تا آسیبی نبینند؛ موضوعی که نشان‌دهنده ارزش و منزلت هنرمندان نزد دربار صفوی است.

رضاپور، یکی دیگر از وجوه اهمیت مکتب تبریز را شکل‌گیری «دیباچه‌های هنری بر مرقع» در دوره صفوی دانست و گفت: دیباچه‌ها متن‌هایی هستند که در آغاز برخی آلبوم‌ها و نسخه‌های هنری نوشته می‌شدند و افزون بر معرفی اثر، اطلاعات ارزشمندی درباره هنرمندان، شیوه‌های آموزش، سلسله استاد و شاگردی و روند تحول نگارگری در اختیار پژوهشگران قرار می‌دهند. نگارش این متون از دوره تیموری آغاز شد، اما در دوره صفوی و به‌ویژه در تبریز به اوج رسید. از مهم‌ترین نمونه‌های آن می‌توان به «دیباچه دوست‌محمد» اشاره کرد که از منابع معتبر تاریخ هنر ایران به شمار می‌رود و بخش مهمی از اطلاعات امروز ما درباره نگارگران و سیر تحول این هنر از همین متن به دست آمده است.

این استاد دانشگاه هنر اسلامی تبریز ادامه داد: هرچند تصویرگری کتاب‌ها در ایران پیشینه‌ای پیش از دوره ایلخانی و حتی پیش از اسلام دارد و نمونه‌هایی همچون «ارژنگ» منسوب به مانی نیز از آثار شاخص این حوزه به شمار می‌روند که تصویر در خدمت کتب بود، اما در دوره ایلخانی بود که این سنت‌های تصویری در قالب یک جریان منسجم هنری به هم پیوست و مکتب تبریز، بنیان‌گذار دوره تازه‌ای در تاریخ نگارگری ایران شد.

رضاپور با اشاره به شکل‌گیری ادبیات نظری هنر در مکتب تبریز، اظهار کرد: یکی از ویژگی‌های مهم دوره صفوی، توجه به «سیر نظری نگارگری» است. تا پیش از آن، آثار ارزشمند بسیاری خلق شده بود، اما کمتر متنی وجود داشت که درباره ماهیت هنر، جایگاه هنرمندان، شیوه آموزش و روند تحول نگارگری سخن بگوید.

وی افزود: در این دوره، دیباچه‌هایی بر آلبوم‌ها و نسخه‌های هنری نوشته شد که صرفا مقدمه یک کتاب نبودند، بلکه به نوعی رساله‌های تاریخ هنر محسوب می‌شدند. این متون، سلسله استاد و شاگردی، شیوه انتقال دانش، ویژگی‌های مکاتب مختلف و جایگاه هنرمندان را ثبت کردند و امروز از مهم‌ترین منابع شناخت تاریخ نگارگری ایران به شمار می‌روند، بنابراین مکتب تبریز در شکل‌گیری اندیشه و ادبیات نظری نگارگری ایران نقش تعیین‌کننده داشته است.

وی به تفاوت بین نقاشی ایرانی با سایر مدل‌های نقاشی‌ اشاره و خاطرنشان کرد: ابتدا باید بررسی کرد که چرا به این هنر، نقاشی ایرانی، نگارگری یا مینیاتوری گفته می‌شود، البته کلمه مینیاتوری از غرب به واژگان ما افزوده شده که بعد از پژوهش‌های انجام گرفته و مشخص شدن معنای میناتور در زبان غربی‌ها که عملا به کتاب‌هایی در قدوقواره کوچک اطلاق می‌شد، کلمه مینیاتوری را نمی‌توان برای این هنر مناسب دانست.

نایب رئیس انجمن نگارگری آذربایجان شرقی افزود: کلمه نقاشی ایرانی که برای این هنر به کار می‌رود نیز باید توجه داشت که به معنای نقاشی معمول در دیدگاه‌های غربی نیست زیرا این هنر، علاوه بر بحث نقاشی، طراحی نیز دارد بنابراین نقاشی را باید با عنوان نقش آفرینی یا نگاریدن معنا کرد که در آن موقع کلمه نقاشی ایرانی (نقش آفرینی ایرانی) مناسب تر می‌شود.

وی درباره ویژگی‌های منحصر بفرد این هنر نیز تشریح کرد: ما در نگارگری چیزی به نام پرسپکتیو نداریم و هنرمندان بجای آن از پلان بندی استفاده می‌کنند. تمامی چهره‌ها از شاه تا سرباز و رعیت به یک شکل هستند و هیچ تفاوتی با همدیگر ندارند و احساسات در این نوع نقاشی مثل سایر نقاشی‌ها نیست، مثلا در صحنه جنگی که یک نفر شمشیر به دست دارد و دیگری، بدنش به ۲ تکه تقسیم شده است، هر دو تبسم ریزی دارند و یک نظاره گر هیچ گاه با نگاه کردن به پرتره‌های نقاشی ایرانی، احساس ناراحتی یا رنج را نخواهد داشت.

وی ادامه داد: احساسات در نقاشی‌های ایرانی به نوعی تلطیف شده‌اند و برای همین است که مثلا وقتی شاه طهماسب، نگاره‌ها را مشاهده می‌کرد، بجای اینکه از احساسات حرف می‌زد، هنرمند آن را به شیرین قلمی تشبیه می‌کرد. مثلا در معراج نامه یک نگاره از جهنم وجود دارد و انسان‌هایی که در داخل آن درحال کشیدن عقوبت خود هستند ولی تصاویر چنان تلطیف شده‌اند که اگر کسی آن‌ها را ببیند، هیچگاه احساس رنجش یا خوف نمی‌گیرد، درحالی که همین تصویر در نقاشی‌های غربی، می‌تواند تاثیر بسیار بدی روی مخاطبانش بگذارد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا