کاتد ۴۰۰ هزار تنی؛ آغاز زنجیره مس آذربایجان یا خامفروشی در مقیاس بزرگتر؟
یازاکو- تولید ۴۰۰ هزار تن کاتد میتواند نقطه عطف صنعت مس آذربایجان باشد؛ اما ارزش واقعی سونگون زمانی آشکار میشود که این کاتد، به جای خروج از استان، به خوراک صنایع پاییندستی و موتور شکلگیری بنگاههای جدید تبدیل شود.

به گزارش یازاکو، جعفر ساعینیا_ مس سونگون در حال ورود به مرحلهای است که میتواند جایگاه آن را در اقتصاد آذربایجان شرقی تغییر دهد. احداث واحد کاتد با ظرفیت طراحی ۴۰۰ هزار تن در سال، در صورت تحقق، صرفاً افزایش ظرفیت تولید یک محصول نیست؛ بلکه فرصتی برای شکلگیری یک زنجیره صنعتی بزرگ در استان است. اما درست در همین نقطه باید یک سؤال اساسی مطرح شود: آیا هدف، فقط تولید بیشتر مس است یا ایجاد ارزش افزوده بیشتر در اقتصاد آذربایجان؟
سالهاست توسعه معدن در ایران عمدتاً با افزایش استخراج و تولید مواد اولیه سنجیده شده است. در چنین مدلی، معدن بزرگتر میشود، تولید افزایش پیدا میکند و سرمایهگذاری انجام میشود، اما حلقههای بعدی زنجیره لزوماً متناسب با آن رشد نمیکنند. نتیجه، اقتصادی است که در آن ماده معدنی از زمین خارج میشود، چند مرحله فرآوری را پشت سر میگذارد و در نهایت بخش قابل توجهی از ارزش افزوده در خارج از منطقه تولید میشود.
کاتد البته با سنگ معدن و کنسانتره تفاوت اساسی دارد و محصولی فرآوریشدهتر است، اما هنوز انتهای زنجیره مس نیست. پس اگر سونگون از کنسانتره به کاتد برسد، تازه امکان شکلگیری بخش مهمتری از صنایع پاییندستی فراهم شده است. مفتول مسی، سیم و کابل، قطعات و تجهیزات برقی و الکترونیکی و دهها محصول دیگر میتوانند حلقههای بعدی این زنجیره باشند.
بنابراین معیار موفقیت پروژه ۴۰۰ هزار تنی نباید فقط این باشد که آیا کارخانه کاتد با ظرفیت پیشبینیشده راهاندازی میشود یا نه. معیار مهمتر این است که این ظرفیت چه تعداد سرمایهگذاری جدید در بخش خصوصی ایجاد میکند.
اگر قرار باشد کاتد تولید شود اما صنایع پاییندستی همچنان محدود بمانند، بخش قابل توجهی از فرصت اقتصادی سونگون از دست خواهد رفت. اما اگر سیاست صنعتی استان به سمت ایجاد یک اکوسیستم رقابتی برای صنایع مس حرکت کند، سونگون میتواند از یک معدن و مجتمع تولیدی، به هسته یک زنجیره صنعتی گسترده تبدیل شود.
اینجا یکی از مهمترین بخشهای اظهارات مدیرعامل مس سونگون اهمیت پیدا میکند؛ اینکه قرار نیست تمام صنایع پاییندستی مس در ورزقان متمرکز شوند. این رویکرد میتواند یک فرصت مهم برای آذربایجان شرقی باشد. سونگون نباید صرفاً اقتصاد ورزقان را بزرگ کند؛ باید بتواند اقتصاد صنعتی کل استان را به حرکت درآورد.
تبریز میتواند میزبان صنایع دانشبنیان و تجهیزات مسی باشد، شهرهای صنعتی استان ظرفیت تولید محصولات پاییندستی را در اختیار بگیرند و شبکهای از شرکتهای کوچک و متوسط در اطراف این زنجیره شکل بگیرد. در چنین شرایطی، اثر اقتصادی سونگون دیگر فقط در میزان تولید معدن یا تعداد کارکنان آن خلاصه نمیشود؛ بلکه در تعداد بنگاههایی که به واسطه آن متولد میشوند قابل اندازهگیری خواهد بود.
از سوی دیگر، ورود بخش خصوصی اهمیت ویژهای دارد. اگر صنایع پاییندستی قرار است صرفاً با پروژههای دولتی و شرکتهای وابسته به دولت توسعه پیدا کنند، خطر تکرار همان الگوی متمرکز گذشته وجود دارد. توسعه واقعی زمانی اتفاق میافتد که دسترسی به مواد اولیه، انرژی، زیرساخت و بازار برای بنگاههای خصوصی فراهم شود و سرمایهگذار بتواند بدون گرفتار شدن در بروکراسی، مجوزهای پیچیده و قیمتگذاریهای مخرب وارد این زنجیره شود.
در واقع، بزرگترین دستاورد سونگون نباید تولید ۴۰۰ هزار تن کاتد باشد؛ بلکه باید تولید صدها کسبوکار جدید در اطراف این ۴۰۰ هزار تن باشد.
از این منظر، توسعه سونگون یک آزمون بزرگ برای سیاست صنعتی آذربایجان شرقی است. استان میتواند بار دیگر یک پروژه بزرگ معدنی داشته باشد که بخش عمده آثار اقتصادی آن در همان مجتمع باقی میماند، یا میتواند از این فرصت برای ساخت یک زنجیره صنعتی رقابتی استفاده کند؛ زنجیرهای که از معدن آغاز شود و تا محصولات نهایی ادامه پیدا کند.
سونگون اکنون فرصت آن را دارد که از «معدن بزرگ» به «موتور صنعتی آذربایجان» تبدیل شود. اما برای رسیدن به این نقطه، افزایش استخراج و تولید کافی نیست. آنچه اهمیت دارد، میزان ارزشی است که در داخل استان خلق میشود، تعداد بنگاههایی که شکل میگیرند، سرمایه خصوصیای که جذب میشود و محصولاتی که به جای ماده اولیه، با برند و فناوری آذربایجان وارد بازار میشوند.
کاتد ۴۰۰ هزار تنی میتواند آغاز زنجیره مس آذربایجان باشد؛ به شرط آنکه پایان برنامه توسعه سونگون نباشد.



