فرش تبریز؛ از گرههای سنتی تا نگاه دانشگاهی
فرش تبریز که سالها به عنوان یکی از شاخصترین نمادهای هنر و هویت ایرانی در جهان شناخته میشود، امروز در کنار حفظ اصالت و شیوههای سنتی بافت، در مسیر پیوند با آموزش و پژوهش دانشگاهی نیز قرار گرفته است؛ مسیری که به گفته استادان رشته مطالعات فرش در دانشگاه هنر اسلامی تبریز، میتواند به بازتعریف جایگاه این هنر-صنعت در اقتصاد و بازارهای جهانی کمک کند.

به گزارش یازاکو به نقل از ایرنا، دکتر عبدالله میرزایی، رئیس دانشکده فرش دانشگاه هنر اسلامی تبریز ، با اشاره به جایگاه این مجموعه گفت: دانشکده فرش تبریز بهعنوان اولین و تنها دانشکده تخصصی فرش در کشور از سال ۱۳۷۶ فعالیت آموزشی خود را آغاز کرده و پس از استقلال دانشگاه هنر اسلامی تبریز در سال ۱۳۷۸، بهعنوان یکی از دانشکدههای اصلی این دانشگاه شکل گرفته است.
وی افزود: با توسعه آموزش فرش در دانشگاههای مختلف و افزایش تقاضا برای ادامه تحصیل، از سال ۱۳۹۱ رشته فرش در مقطع کارشناسی ارشد و در چهار گرایش پژوهش در فرش، طراحی فرش، تولید فرش، و مدیریت تولید فرش و مواد اولیه و رنگرزی در این دانشکده راهاندازی شد.
میرزایی با بیان اینکه در دانشگاههای جهان رشتهای مستقل با عنوان «فرش» وجود ندارد، اظهار کرد: این دانشکده مأموریت دارد هرم آموزشی فرش را تا مقطع دکترا تکمیل کند.
به گفته وی، از سال ۱۴۰۴ مجوزهای لازم برای راهاندازی دکترای فرش نهایی شده و هماکنون نیز پنج دانشجوی دکترا در این مجموعه مشغول تحصیل هستند. او همچنین جذب دانشجوی بینالمللی از مناطق قفقاز و ترکیه را از دیگر اهداف این دانشکده عنوان کرد.
رئیس دانشکده فرش دانشگاه هنر اسلامی تبریز با تأکید بر اهمیت تولید دانش نظری در کنار آموزش فنی گفت: توسعه مطالعات بینرشتهای باعث شده استادان حوزههایی مانند جامعهشناسی، نشانهشناسی و مطالعات فرهنگی نیز به حوزه فرش وارد شوند و آثار علمی و پایاننامههای متعددی در این زمینه تولید شود.
تغییر نگاه به فرش؛ فراتر از تولید کالا
میرزایی گفت:در همین راستا، کارشناسانِ این حوزه معتقدند تأثیر آموزش دانشگاهی تنها به فضای کلاس و کارگاه محدود نشده و به شکلگیری نگاه تخصصی در جامعه منجر شده است. به گفته اساتید، فارغالتحصیلان فرش امروز فراتر از تولیدکنندگان فیزیکی، به تولیدکنندگانِ گفتمان در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی بدل شدهاند که نگاه خانوادهها و طوایف را به این هنر-صنعت تغییر میدهند.
بررسیهای تاریخی نشان میدهد که رونق تولید فرش در ایران تا حد زیادی مدیون شکلگیری گفتمان جهانی در این حوزه بوده است. تحلیلگرانِ این حوزه با اشاره به اینکه فرش دستباف ایرانی تنها کالایی است که بازارهای جهانی حتی نسخههای مستعمل و کهنه آن را با اشتیاق میپذیرند، تبریز را از خاستگاههای اصلی تجاریسازی این هنر میدانند.
این پیوند میان دانشِ نوین و تجربهی کهن، نشان میدهد که آینده فرش تبریز نه تنها در گروِ بازارهای سنتی، بلکه در گروِ تولید گفتمان علمی و بازتعریف آن برای نسل جدید است. مسیری که اکنون در دانشگاه هنر اسلامی تبریز آغاز شده و میکوشد تا فرش را از حجرههای بازار به تالارهای علمی جهان پیوند بزند.
در ادامه این روایت، به ریشههای شکلگیری نگاه اروپایی به فرش ایرانی نیز اشاره شد؛ نگاهی که از دل تحولات فرهنگی و هنری اروپا، بهویژه در سده نوزدهم، به ارزشگذاری تازهای برای هنرهای شرقی انجامید. در این میان، فرش ایرانی نه فقط یک کالای مصرفی، بلکه حامل روح، معنا و زیبایی معرفی شد و در محافل علمی و هنری اروپا جایگاهی ویژه یافت.
بر اساس این دیدگاه، نمایشگاه وین در سال ۱۸۷۳ و نوشتههای آلوُس ریگل از جمله نقاط عطفی بودند که توجه موزهها، دانشگاهها و نشریات علمی اروپا را به فرش ایرانی جلب کردند؛ تا جایی که این نگاه در طراحی مبلمان و تولیدات صنعتی نیز بازتاب یافت. بهتدریج، فرش ایرانی در بازارهای جهانی با عنوان کالایی فرهنگی و ممتاز شناخته شد و حتی فرش کهنه و مستعمل آن نیز ارزش تجاری یافت.
وی افزود: امروز رسالت دانشگاه در حوزه فرش، تنها آموزش فنون بافت یا طراحی نیست، بلکه بازتولید همان گفتمان فرهنگی و تثبیت جایگاه ممتاز فرش ایرانی در میان فرشهای شرقی است؛ جایگاهی که تبریز یکی از مهمترین کانونهای تاریخی و معاصر آن به شمار میرود.
در بخش دیگری از این گفتوگو، بر رابطه نزدیک دانشگاه و بازار در حوزه فرش تأکید شد. به گفته دکتر میرزایی، در دنیای امروز که سرعت زندگی و ارتباطات افزایش یافته، الگوی سنتی استاد-شاگردی دیگر بهتنهایی پاسخگو نیست و دانشگاه بهعنوان شکل نوین انتقال دانش، نقش مکمل بازار را بر عهده دارد.
دکتر میرزایی با اشاره به تجربه فعالیت در مجموعههای بزرگ تولید و فروش فرش، توضیح داد که بازار داخلی و خارجی فرش ایرانی بیش از هر چیز به روایت تاریخی، فرهنگی و هویتی این هنر-صنعت نیاز دارد. او تأکید کرد که مشتری خارجی هنگام خرید فرش ایرانی، صرفاً نخ و الیاف نمیخرد، بلکه بخشی از فرهنگ و هویت ایرانی را به دست میآورد.
او با ذکر نمونههایی مانند فرش محرابی، لچکترنج و ماهی، این نقوش را دارای ریشههای فرهنگی و اسطورهای دانست و گفت مزیت رقابتی فرش ایرانی در مواد اولیه یا شیوه بافت خلاصه نمیشود، بلکه در داستان، پیشینه و معنای فرهنگی آن است؛ همان مؤلفهای که فرش ایرانی را در بازار جهانی متمایز میکند.
وی در ادامه، بر این نکته تأکید کرد که دانشگاه و بازار در حوزه فرش، نه در برابر هم بلکه در کنار هم معنا پیدا میکنند. به گفته وی، بازار بهتنهایی نمیتواند برای کالای خود محتوا و روایت تولید کند و این دانشگاه است که میتواند با پژوهش، مقاله، همایش، نمایشگاه و آموزش، به فرش ارزش افزوده فرهنگی و علمی بدهد.
وی با اشاره به تجربه تعامل با بازاریان و برگزاری رویدادهای تخصصی فرش در تبریز، گفت: این ارتباط دو سویه در سالهای اخیر موجب افزایش آگاهی بازار، تنوع طرحها و گسترش شناخت عمومی از مکتب فرش تبریز شده است. او افزود که دانشگاه قصد رقابت با استادکاران و بافندگان را ندارد، بلکه مأموریتش آموزش، تحلیل و پشتیبانی علمی از این هنر-صنعت است.
وی همچنین با ورود به بحث اقتصاد فرش، تأکید کرد که فروش و صادرات فرش با دانش ۵۰ سال پیش امکانپذیر نیست و امروز این حوزه به شناخت دقیق تحریمها، مقررات بینالمللی، پیمانسپاری ارزی و سازوکارهای جدید تجارت نیاز دارد. به همین دلیل، همکاری دانشگاه و بازار برای آینده فرش تبریز ضرورتی انکارناپذیر است.
تقابل سنت و مدرنیته در تعریف اصالت
دکتر میرزایی با اشاره به تفاوت دیدگاهها در مراکز هنری کشور میگوید: «در هنر مدرن، ارزش در نوآوری و خلق اثر بدیع است؛ اما در سنت کلاسیک فرش ایران، اصالت با پیروی از شیوه استادان بزرگ تعریف میشود.
این استاد دانشگاه هنر اسلامی تبریز تأکید دارد که دانشجویان امروز در این فضای دوگانه قرار دارند؛ جایی که باید میان «پایبندی به نقوش میراثی» و «عرضه ایدههای خلاقانه» تعادل برقرار کنند.
چرا فرش ماشینی در نوآوری پیشتاز است؟
رئیس دانشکده فرش دانشگاه هنر اسلامی تبریز با بیان اینکه حوزه فرش ماشینی در نوآوری بسیار موفقتر از فرش دستباف عمل کرده است، تصریح میکند: مدیران و کارشناسان صنعت فرش ماشینی غالباً دانشآموختگان دانشگاهی هستند که با نگاهی آکادمیک به مقوله اصالت، آن را در قالب نوگرایی بازتعریف کردهاند. در این صنعت، زیرساختهای تولید انبوه اجازه ریسکپذیری برای طرحهای جدید را میدهد؛ چرا که هزینه طراحی بین صدها تخته فرش تقسیم شده و تولید مدلهای تازه، توجیه اقتصادی پیدا میکند.
سدِ «مقاومت بازار» در برابر تحول فرش دستباف
دکتر میرزایی، بزرگترین مانع در مسیر نوسازی فرش دستباف را «ساختار سنتی بازار» و «مقاومت در زنجیره تولید» میداند.
وی در اینباره توضیح میدهد: در فرش دستباف، بافنده و رنگرز به دلیل وابستگی به الگوهای ذهنی و رنگبندیهای تکرار شونده، در برابر ورود طرحها و رنگهای جدید مقاومت میکنند. وقتی تولیدکننده هزینههای گزافی برای یک نقشه نو میپردازد، اما تولید محدود است، صرفه اقتصادی طرح جدید زیر سؤال میرود. افزون بر این، لایههای واسطه و دلالان بازار فرش نیز با وجود اشتیاق درونی به طرحهای نو، در ظاهر با رویکردی محافظهکارانه برخورد میکنند تا جایگاه بازارِ محصولاتِ سنتی به خطر نیفتد.
پایان دوگانه؛ نیازمند بازنگری در مدل اقتصادی
به گفته دکتر میرزایی، آنچه امروز در صنعت فرش دستباف شاهد آن هستیم، نه کمبودِ ایدههای خلاقانه در دانشگاهها، بلکه ضعف در سازوکارهای حمایتی و نظام بازار است. در حالی که تولید فرش ماشینی به دلیل مقیاس بالا، راه برای نوآوریهای دانشگاهی هموار کرده، فرش دستباف در حصارِ «مقاومتِ عادتگونه» محصور مانده است و برای خروج از این بنبست، نیازمند تغییر نگرش در نظام عرضه و تقاضا و همچنین تسهیل ارتباط میان طراحانِ دانشگاهی و بدنه تولیدکنندگان سنتی هستیم تا فرش دستباف بتواند همزمان با حفظ اصالت، روحِ پویاییِ مدرن را نیز در تار و پود خود جاری کند.
هشدار نسبت به «مدگرایی»؛ تضاد میان لذت آنی و سرمایهگذاری بلندمدت
دکتر میرزایی در بخش دیگری از این گفتگو، به یک نقد اساسی در حوزه طراحی فرش تبریز اشاره میکند.
وی معتقد است ورود به بازی «مد» در فرش، لزوماً به معنای پیشرفت نیست.
این استاد دانشگاه میگوید: ماهیت مد، گذرا بودن است. اگر فرش به سمت مدگراییِ صرف حرکت کند، کالایی تولید میشود که پس از چند سال از رده خارج شده و ارزش مبادلهای خود را از دست میدهد. تفاوت اصلی فرش اصیل ایرانی با کالاهای تزئینیِ مد روز در همین نکته نهفته است؛ فرش کلاسیک، یک اثر هنری است که پس از ده سال نه تنها کهنه نمیشود، بلکه به عنوان یک کالای سرمایهای برای مخاطب داخلی و خارجی جذاب باقی میماند.
وی با اشاره به تحولات رنگبندی در فرش تبریز در دو دهه اخیر میافزاید: ما در تبریز شاهد تغییرات بنیادین در پالتهای رنگی بودهایم. اگر نگاهی به فرشهای پیش از دهه هفتاد و هشتاد بیندازیم، با طیف رنگهایی مواجه میشویم که در آن زمان به رنگهای چوبی یا پاکستانی معروف بودند، اما امروز با سبکهای نوگرایانهای روبرو هستیم که مرزهای سنتی را جابهجا کرده است. این تحول، اگرچه نشانی از پویایی است، اما باید مراقب بود که تعادل میانِ “نوآوریِ پایدار” و “مدگراییِ لحظهای” حفظ شود.
فرش دستباف؛ فراتر از یک کالای اقتصادی
رئیس دانشکده فرش دانشگاه هنر اسلامی تبریز، نگاه صرفاً اقتصادی به فرش دستباف را یک خطای راهبردی میداند و تصریح میکند: در بازارهای جهانی، فرش دستباف ایرانی به واسطه اصالت، ظرافت و تکنیکهای بینظیرش شناخته میشود؛ گرههای دقیق، رنگبندیهای اصیل و پرداختهای هنرمندانه، آن را از محصولات مشابه متمایز میکند. در اروپا، فرشی با قیمت سه میلیارد تومان (به طور متوسط) نه یک کالای مصرفی، بلکه یک اثر هنری و سرمایهای ارزشمند تلقی میشود که شایسته نگهداری در گاوصندوق است.
وی با انتقاد از رویکرد «ظرافتهای غیرضرور» در برخی طرحهای جدید، ادامه میدهد: وقتی قرار است فرشی زیر پا انداخته شود، اصرار بر استفاده از صدها رنگ یا تلفیق پشم و ابریشم در مواردی که مزیت رقابتی ایجاد نمیکند، صرفاً هزینه را بالا برده و شکنندگی کالا را نیز افزایش میدهد. این در حالی است که مزیت رقابتی اصلی ما در اصالت، کیفیت مواد و دقت در اجراست، نه پیروی کورکورانه از مد.
دکتر میرزایی مقایسه فرش ایران با تولیدات انبوه کشورهایی چون چین را نادرست دانسته و میگوید: در کشورهایی که هویت تاریخی و فرهنگی غنی در حوزه فرش ندارند، تولیدات صرفاً کالامحور است. اما ما در ایران، با گنجینهای از حافظه جمعی و نیروی انسانی ماهر روبرو هستیم که باید پاس داشته شود. حقوق دستمزد در ایران قابل قیاس با برخی کشورهای دیگر نیست و این تفاوت، رقابت صرفاً اقتصادی را دشوار میسازد.
دانشگاه؛ پاسدار فرهنگ و هنر فرش
این استاد دانشگاه بر نقش حیاتی دانشگاه در حفظ هویت و فرهنگ فرش تأکید کرده و بیان میدارد: ما در دانشگاه نه تنها به بازتولید دانش، بلکه به “پاسداری” از حافظه جمعی و میراث فرهنگی حوزه فرش میپردازیم. طرحهایی مانند بیمه قالیبافان، پیمانسپاری ارزی و حمایتهای دولتی، صرفاً مسائل اقتصادی نیستند؛ بلکه برای حفظ این هنر-صنعتِ ریشهدار ضروریاند.
وی خاطرنشان میکند: فرهنگ و هنر را نباید صرفاً با معیارهای سودآوری اقتصادی سنجید. اگر بخواهیم دستمزد یک قالیباف را با کارگری مقایسه کنیم، احتمالاً کارگری سود بیشتری خواهد داشت؛ اما این نگاه، هنر را به شکست میکشاند. همانطور که امام خمینی (ره) فرمودند، محرم و صفر اسلام را زنده نگه داشتند، چرا که مناسک دینی در این ایام به اوج خود میرسد. هنر نیز برای بقا، نیازمند بسترهایی است که بتواند تجسم یافته و در قالب محملهای مناسب، حافظ و منتقلکننده فرهنگ باشد.
حمایت از فرش؛ حفظ حافظه جمعی و فرهنگ
رئیس دانشکده فرش دانشگاه هنر اسلامی تبریر با تأکید بر اینکه فرش، صرفاً یک کالا نیست، بلکه «حافظه جمعی»، «فرهنگ» و «هویت» یک ملت را در خود بازتاب میدهد، خواستار حمایتهای ساختاری از سوی دولت و سیستمهای متولی شد. وی بحثهایی چون بیمه قالیبافان، پیمانسپاری ارزی و کمکهای دولتی را در راستای حفظ این هنر-صنعت ضروری میداند.
دکتر میرزایی با استناد به فرمایشات امام خمینی (ره) مبنی بر اینکه «محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است»، بیان میکند: فرهنگ و هنر نیز برای بقا نیازمند بسترهایی برای بروز و تبلور هستند. اگر هنر را تنها با معیار سودآوری اقتصادی بسنجیم، به سرعت آن را از دست خواهیم داد. هنر، زبانِ هویت ماست و باید پاس داشته شود، نه آنکه صرفاً به کالایی مصرفی تقلیل یابد.
ضرورت حمایت سیستمی از هنر کاربردی ایرانی
دکتر میرزایی بر این باور است که همانگونه که سیستمهای کلان، دیگر مناسک و آئینهای فرهنگی را زنده نگه میدارند، باید از هنر سنتی و کاربردی ایران، به ویژه فرش، نیز حمایت کنند.
وی تأکید میکند: وظیفه سیستمهای تصمیمگیر، چه در سطح دانشگاه و چه در سطوح کلانتر، این است که با درک اهمیت فرش به عنوان “ایرانیترین هنر کاربردی در عرصه جهانی”، زمینه تداوم حیات آن را فراهم کنند.
وی در پایان خاطرنشان میسازد: زمانی که ما با معیارهای صرف اقتصادی به فرش نگاه میکنیم و صرفاً به دنبال سود و ارزش افزودهی ملموس هستیم، در حقیقت هنر را قربانی کردهایم. چرا که ارزش اصلی فرش، فراتر از قیمت نخ و پشم است؛ ارزش آن در ماندگاری فرهنگی، بازتاب هویت ایرانی و پیوند عمیقش با سنتهای ما نهفته است. این همان جنبهای است که باید بیش از پیش بر آن تأکید کرد و از این منظر وارد حوزه حمایت و صیانت از هنر فرش شد.
نقش دانشگاه در تربیت متخصصان و پیشران تحولات فرش
دکتر آزاده یعقوبزاده، معاون آموزشی دانشکده فرش دانشگاه هنر اسلامی تبریز نیز ضمن تأیید اهمیت تربیت نیروی متخصص، بر توانمندی دانشجویان این دانشگاه در ایجاد تحول در هر دو بخش فرش دستباف و ماشینی تأکید کرد.
وی در گفتوگو با ایرنا اظهار داشت: دانشجویان ما توانستهاند با ارتباط مؤثر با جامعه و بازار، در هر دو حوزه فرش دستباف و ماشینی، صاحب سبک و نظر شوند. بسیاری از فارغالتحصیلان ما در حال حاضر خود پیشگامان نوآوری در طرح، نقش و حتی تکنیکهای بافت هستند و دانشگاه به عنوان یک نهاد آموزشی، نقش مؤثری در جهتدهی به این دانشجویان، حتی در راستای نیازهای بازار، ایفا کرده است.
دکتر یعقوبزاده با اشاره به اینکه آنچه ممکن است در فرش دستباف به عنوان یک “معضل” تلقی شود، در حوزه فرش ماشینی به فرصتی برای نوآوری دانشجویان تبدیل شده است، افزود: دانشجویان ما توانستهاند با ارائه طرحها و ایدههای نو، تحولات عمدهای را در فرش ماشینی ایجاد کنند و این مسئله از بعد عملی و اجرایی برای ما در آموزش بسیار حائز اهمیت است. ما بسیار خوشبین هستیم که با انگیزهها و اشتیاق دانشجویان امروز، بتوانیم این جریان نوآوری را تسریع ببخشیم.
معاون آموزشی دانشکده فرش، با بیان اینکه خود دانشآموخته این رشته در مقاطع مختلف بوده و همچنان در حال یادگیری است، بر لزوم گرامیداشت روز فرش فراتر از یک روز تأکید کرد و گفت: وقتی برند “فرش پرشین” در سطح دنیا شناخته شده است، نباید این جایگاه صرفاً به یک روز خلاصه شود. هنر و فرهنگ، به خصوص در دوران بحرانهای سیاسی و اقتصادی، اولین بخشهایی هستند که آسیب میبینند، اما نیاز جامعه به هنر همیشگی است و با حرکاتی درست میتوان در این دوران نیز به رونق آن کمک کرد.
تعامل دانشگاه با بازار
دکتر یعقوبزاده به چالشهای ارتباط با بازار اشاره کرد و گفت: ارتباط با بازار همیشه، در هر حوزهای، با مخالفتها و جبههگیریهایی مواجه میشود. این امری طبیعی است، زیرا بعد اقتصادی، فرهنگی و آموزشی گاهی در تقابل با یکدیگر قرار میگیرند. اما خوشبختانه امروزه با نگرشهای مثبت و آگاهیهایی که نسبت به حوزه آموزش و تأثیر متقابل آن با بازار ایجاد شده، این جهتدهی سرعت بیشتری یافته است.
وی افزود: ما امروزه شاهد این هستیم که دانشجویان ما در حوزه بازار فعالیت میکنند و در کنار اساتید مطرح بازار، طرح تولید و سایر موارد را انجام میدهند. در گذشته، امکان اینکه دانشجو به بازار راه یابد و زیر دست استادی کار کند یا از او مشورت بگیرد، بسیار مشکل بود. شاید دیدگاههای خاصی وجود داشت که مانع این ارتباط میشد، اما الان دانشجویانی داریم که به راحتی پذیرفته میشوند و حتی خودشان پیشنهاداتی را مطرح میکنند و در این حوزه مشغول به کار هستند.
معاون آموزشی دانشکده فرش، آینده این ارتباط را بسیار خوشبینانه توصیف کرد و اظهار داشت: من همان مسئله جریانسازی را میخواهم اینجا مطرح کنم؛ به نظر من دانشگاه میتواند به عنوان یک متولی آموزشی در حوزه فرش، این جریان را ایجاد کند. البته رسالت مهم دیگری نیز وجود دارد و آن، حفظ اصالت و هویت طرح و نقشه فرش ایران است. بازار جنبههای اقتصادی را پررنگتر میبیند، در حالی که دانشگاه بر جنبههای فرهنگی و آموزشی تمرکز دارد؛ این همان تقابلی است که صحبتش را میکنم و خوشبختانه توانستهایم آن را تا حد زیادی حل کنیم.
دکتر یعقوبزاده ادامه داد: البته هنوز این تقابل وجود دارد، اما نظر شخصی من این است که بازار نیز نقش دانشگاه را پذیرفته و کاملاً به آن واقف است. همانطور که آقای دکتر میرزایی نیز فرمودند، هم از جنبه اقتصادی و هم از بعد فرهنگی، طرحها و نقشها اهمیت دارند. دانشگاه رسالت آموزشی و شناخت فرهنگ و هنر ایران را بر عهده دارد. از طرفی، ما با نسلهای جدیدی مواجه هستیم که شاید دیگر طرحهای سنتی را نپسندند، اما وظیفه ما حفظ این طرح و نقشهاست. در راستای آموزشی، دانشگاه سعی میکند این افق را در نظر داشته باشد و در تعریف درسها، سرفصلها و تکالیف دانشجویان، این موضوع را لحاظ میکند.
وی در پایان سخنانش به چالشهای این رویکرد اشاره کرد و گفت: از بعد آموزشی، این کار بسیار سخت و زمانبر است. ما با جنبه اقتصادی مواجه هستیم که گاهی میخواهد فرش فقط روی کاغذ باقی بماند و فیزیکی نشود. دانشگاه در تلاش است تا دانشجویان وارد حوزه بازار شوند، تولید کنند و کار خود را به صورت فیزیکی ارائه دهند. در این راستا، دانشگاه میتواند با تعریف یک سری درسها و سرفصلها این جریان را ایجاد کند، اما باید با احتیاط پیش رفت. نسلهای جدید مانند دهه نودیها، علایق و سلایق خاص خود را دارند. زمانی که داستانها و روایتهای پشت طرحها را برایشان تعریف میکنیم، مانند اینکه فرش تجلیگاه بهشت است یا داستان ماهی و طرح محرابی، شاهد پذیرش و علاقه آنها هستیم. این نشان میدهد که میتوان چهارچوبها و اصالتها را حفظ کرد، اما با خلاقیت. آموزش خلاقیت یکی از بحثهای پرچالش در حوزه آموزشی ماست، اما باید با احتیاط برخورد کنیم تا راه را به خطا نرویم. حفظ اصالت مهم است، از طرفی بعد جدیدی تحت عنوان خلاقیت را برای نسلی که آن را بپسندد و استفاده کند، باید در نظر گرفت.




