به گزارش واحد ترجمه پایگاه خبری یاز اکو به نقل از خبرگزاری آناتولی، ناظران اقتصاد ایران به یاد دارند در نیمه نخست سال ۱۳۹۹ شاهد ثبت رکوردی عجیب و غافلگیرکننده در بازار سهام بودند که طی آن شاخص کل بورس تهران سقف ۲ میلیون واحدی را شکافت و بسیاری از فعالان بورسی را شگفتزده کرد.
البته دستیابی به این سقف چندان پایدار نبود و تنها پس از چند روز و در پی جنجال بین دو وزارتخانه نفت و اقتصاد استارت اصلاح شاخص زده شد که متعاقب آن شاهد سقوط ارزش سهام در طول نیمه دوم همان سال بودیم.
روند ریزشی شاخص بورس در سال ۱۴۰۰ نیز تداوم یافت تا جایی که در مقایسه با مرداد ۱۳۹۹ کاهشی یک میلیون واحدی را نیز تجربه کرد. این روند در آخرین روز فصل بهار و با پایان یافتن انتخابات سیزدهمین دوره ریاست جمهوری در ایران و پیروزی سید ابراهیم رئیسی متوقف شد و بار دیگر شاهد رشد غافلگیرکننده و لاینقطع شاخصهای بورس تهران بودیم.
هم اکنون شاخص کل با رشدی بیش از ۴۰۰ هزار واحدی توانسته است سهامداران را برای بازگشت به روزهای خوش بهار و تابستان ۱۳۹۹ امیدوار کند.
فهرست
– حقیقیها در صف فروش؟
این روزها در بورس تهران اتفاق قابل تاملی در حال وقوع است که با وجود رشد شاخص و حال خوب بازار (حداقل در ظاهر) عجیب به نظر میرسد. همانطور که گفته شد علیرغم رکوردشکنیهای اخیر در بازار سرمایه حقیقیها به طرز غیرطبیعی در حال فروش سهم خود بوده و از هیچ فرصتی برای خروج از بازار نمیگذرند. بررسیها نشان میدهد که به طور میانگین ۶۱ میلیارد تومان پول حقیقی تنها در مرداد ماه ۱۴۰۰ از بازار خارج شده است.
این در حالی است که در مقایسه با میزان ورود سرمایه حقیقی به بازار در همین ماه به مراتب رقم بیشتری است، اما وقتی به آمار و ارقام ثبت شده در تیرماه ۱۴۰۰ دقت میکنیم متوجه ورود بیش از ۷۵ میلیارد تومانی پول حقیقی به بازار میشویم. مقایسه بین این دو شاخص هر ناظری را به شک میاندازد که چرا با وجود رشد روزافزون شاخص کل، سهامداران حقیقی بورس اوراق بهادار تهران را به مقصد سایر بازارهای موازی ترک میکنند؟
همانطور که گفته شد شاخص بورس تهران در طول مرداد ماه ۱۴۰۰ برآیندی صعودی داشته است؛ به نحوی که تنها در ۳ روز ماه گذشته شاهد ریزش اندک و قابل چشمپوشی شاخص بودیم که برای هر معاملهگر باتجربهای کاملا طبیعی و محتمل مینماید، اما استخوان خردکردههای بازار بر این باورند که نوسهامداران و تازهواردان به بازار سرمایه ماهها در انتظار چنین روزهایی بودند تا در نخستین فرصت سهمهای خود را فروخته و با آنچه “حفظ سود” (save profit) خوانده میشود بازار را ترک کنند.
به اعتقاد بورسبازان باتجربه از همین رو است که شاهد خروج برخلاف انتظار و چشمگیر پول حقیقی از بازار سرمایه هستیم.
البته برخی از تحلیلگران نیز معتقدند دلیل خروج عدهای از سهامداران از بازار سرمایه احساس خطری است که از ریزش قریبالوقوع ارزش سهام در بین تازهواردان وجود دارد. این دسته از کارشناسان نیز دو دلیل برای ادعای خود دارند؛ نخست آنکه معتقدند ترکیب کابینه دولت سیزدهم منطبق با ذهنیتی که فعالان بازار داشتند نیست و به همین دلیل تحلیل اغلب بازیگران بورس حاکی از سقوط دوباره شاخص در هفتههای آینده است.
استدلال دیگری که این تحلیلگران مطرح میکنند به تامل برانگیز بودن رشد نابههنگام و غیرطبیعی شاخص کل است، چرا که اعتقاد دارند شاخص کل به دلیل تزریق پول حقوقی و ایجاد صف خریدهای حقوقیساخته رقم خورده است.
به همین دلیل علیرغم رشد بازار، اغلب سهمهای کوچک و متوسط سودی را عاید صاحبان خود نکردهاند. از این رو، فعالان بازار از سودآوری سهام خود ناامید شده و در صفهای فروش ایستادهاند.
از طرفی هم برخی صاحبنظران باور دارند واکنش هیجانی تازهواردان طبیعی بوده و جای نگرانی نیست، چرا که حقیقیهای کمتجربه همواره بدترین زمان را برای معامله (خرید یا فروش) انتخاب میکنند.
– در انتظار یک تحول!
با این اوصاف به نظر میرسد روند کنونی بازار سهام تغییر چندانی نخواهد کرد، مگر اینکه تحول خاصی در فضای عمومی اقتصاد کشور رقم بخورد که استقرار کابینه با رای اعتماد یکپارچه مجلسیها به گزینههای پیشنهادی رئیسی میتواند زمینه را برای برگشتن ورق به نفع بازار سهام فراهم کند. هرچند گزارش بازدهی بازارهای مالی نشانگر پیشتازی بورس تهران در مرداد ماه ۱۴۰۰ است اما به دلایل مذکور، فعلا شاهد جلب اعتماد نوسهامداران نسبت به بورس نیستیم اما همانطور که اشاره شد باتجربه ، اغلب تحلیلگران معتقدند تحولات مثبت میتواند سرمایهگذاران گریزان از بورس را بار دیگر برای بازگشت به بازار سهام متقاعد کند.
از طرفی هم مسئله تورم و نرخ ارز مطرح میشود، چرا که با توجه به رشد بیسابقه نقدینگی و همچنین کسری بودجه سنگینی که پیشبینی شده است؛ انتظار میرود در نیمه دوم امسال شاهد تشدید تورم در ایران باشیم.
اگر چنین سناریویی محقق شود، میتوان پیشبینی کرد که بازار سهام و خصوصا بورس کالا بازدهی به مراتب بالاتری را در مقایسه با بازارهای موازی داشته باشد. مسئله نرخ دلار نیز یکی دیگر از فاکتورهای موثر بر نوسانات بورس تهران است.
برخی معتقدند یکی از دلایل رشد شاخص کل بورس از افزایش نرخ دلار در روزهای اخیر نشات گرفته است. یکی از نگرانیهای فعالان بازار دخالت دولت سیزدهم برای مهار نرخ ارز است. اما با توجه به سیگنالهایی که دولت به بازار ارز داده به نظر نمیرسد در آیندهای کوتاه شاهد کاهش دستوری نرخ دلار باشیم. شواهد نیز حاکی از عدم تمایل دولت رئیسی برای پذیرش FATF و همچنین ادامه مذاکرات برجامی است. بهویژه اینکه تمام دولتها، از جمله دولت رئیسی برای کنترل و یا سرکوب نرخ ارز به منابع ارزی گستردهای احتیاج دارند. بنابراین اگر دولت برای هموار کردن مسیر دسترسی به منابع ارزی اقدامات لازم را انجام ندهد، ابزار لازم برای مهار بازار نیز در دسترس نخواهد بود.
– دل نگرانی اهالی بورس در ایران چیست؟
یکی از خواستههای فعالان بازار سهام از رئیسی در دوران انتخابات حذف قیمتگذاری دستوری بود، چون در موارد متعددی (خصوصا در بورس کالا) سهامداران از دخالتهای دولت در فرآیند قیمتگذاری متضرر شده بودند که مهمترین و ملموسترین مثال آن مداخله در بازار ارز است. نباید فراموش کرد که سهمهای صادرات محور مستقیما تحت تاثیر نرخ دلار هستند و با نوسانات نرخ دلار، ارزش سهامشان نیز بالا و پایین میشود. از این رو، هرگونه دخالت خارج از دایره بازار در امر قیمتگذاری دلار میتواند صاحبان این سهمها را دچار چالشهای جدی کند.
رئیسی نیز در کارزار انتخاباتی خود وعده حذف قیمتگذاری دستوری را به فعالان بورسی داد تا نظر خانواده بزرگ سرمایهگذاران در بازار سهام را به خود جلب کند. البته تاکنون نشانهای از خلف وعده رئیسی مشاهده نشده، اما سهامداران در شبکههای اجتماعی با استناد به اظهارات برخی وزرای پیشنهادی وی، مبنی بر کنترل و یا تثبیت نرخ دلار ابراز نگرانی کرده و این نگاه را خطری بزرگ برای بخش تولید و متعاقبا بازار سهام میدانند. البته هنوز نمیتوان نسبت به مواضع تیم اقتصادی دولت قضاوت کرد، اما میتوان گفت که این روزها یک چشم بورس بازان ایرانی به تابلوهای تالار شیشهای در سعادتآباد است و با چشم دیگر به صحن علنی مجلس شورای اسلامی مینگرند تا از لابلای سخنان اعضای کابینه سیگنالهای مثبت و منفی را پیدا کرده و با توجه به آن اقدام به معامله کنند.