بارش آمد، اما حکمرانی آب هنوز غایب است؛ اورمیه را دوباره قربانی نکنید
یازاکو- دریاچه اورمیه پس از بارشهای مناسب بهاری و رهاسازی ۱.۲۸ میلیارد مترمکعب آب از سدهای اطراف، نشانههایی از احیا بروز داده و تراز آن به ۱۲۷۰.۷۰ متر و حجم آبش به ۲.۸۹ میلیارد مترمکعب رسیده است؛ رقمی که ۵ برابر بیشتر از ذخایر ۶ ماه پیش است. اما اگر این فرصت با تأمیننشدن حقابه، برداشتهای بیضابطه و بیعملی در مدیریت تابستانه آب از دست برود، این جانگرفتن بهاری هم چیزی جز یک وقفه کوتاه در مسیر مرگ دریاچه نخواهد بود.

به گزارش یازاکو، جعفر ساعینیا_ دریاچه اورمیه امروز بیش از آنکه قربانی کمبارشی باشد، قربانی شکست مزمن در حکمرانی آب است. سالهاست که به جای مدیریت علمی منابع آب، با تعارفهای سیاسی، توسعه ناپایدار کشاورزی و ناتوانی در اجرای قانون مواجهیم و هر بار طبیعت فرصتی برای احیا میدهد، ساختار ناکارآمد مدیریت آب آن را هدر میدهد.امسال طبیعت با سخاوت کمسابقهای به میدان آمده است. بارشهای بهاری، همراه با رهاسازی ۱.۲۸ میلیارد مترمکعب آب، سطح دریاچه را بالا آورده و حجم آن را به ۲.۸۹ میلیارد مترمکعب رسانده است. این اعداد کوچک نیستند؛ اینها یک هشدار بزرگاند. هشدارشان این است که اگر در چنین سالی هم حقابه دریاچه تأمین نشود، اگر مسیر جریان آبها منحرف شود، اگر برداشتهای غیرمجاز ادامه پیدا کند و اگر مدیریت مصرف آب در تابستان جدی گرفته نشود، دیگر مشکل را نمیتوان گردن خشکسالی انداخت؛ آن وقت باید صریح گفت مسئله، سوءحکمرانی است.
واقعیت این است که اورمیه فقط یک پهنه آبی نیست؛ ستون امنیت زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی آذربایجان است. خشکشدن آن فقط به معنای عقبنشینی آب نیست؛ یعنی گسترش کانونهای گرد و غبار نمکی، تهدید سلامت مردم، تضعیف کشاورزی منطقه، کاهش ارزش زمین، افت سرمایهگذاری، مهاجرت و از بین رفتن ظرفیتهای پایدار گردشگری و درآمد منطقهای. در مقابل، احیای دریاچه میتواند یک منبع دائمی ثروت، اشتغال و پایداری برای آذربایجان باشد؛ درآمدی ماندگار که با هیچ کشاورزی فصلی و پرمصرفی قابل مقایسه نیست.
در این میان، خطاب اصلی باید با کشاورزان حوزه آبریز باشد؛ نه از موضع تقابل، بلکه از موضع واقعبینی. کشاورزی بدون آبِ پایدار آینده ندارد. اگر امروز همه آبهای جاری، روانابها و ذخایر قابل هدایت، صرف نجات یک فصل زراعی شود و دریاچه دوباره رها شود، فردا خود کشاورزی نیز در محیطی شورتر، ناپایدارتر و پرهزینهتر گرفتار خواهد شد. نباید دریاچهای را که میتواند برای نسلها به آذربایجان منفعت برساند، فدای منفعتی کوتاهمدت و فصلی کرد. حفظ اورمیه، در نهایت به نفع خود کشاورزی نیز هست.
از همین رو، تأمین حقابه دریاچه نباید یک توصیه اخلاقی یا شعاری اداری باشد؛ باید خط قرمز حکمرانی آب در منطقه باشد. هیچ شخص، نهاد یا بهرهبرداری نباید مجاز باشد مسیر آبهای جاری را تغییر دهد، روانابها را مصادره کند یا با برداشت خودسرانه، آخرین فرصت احیای دریاچه را بسوزاند. قانون اگر در چنین نقطهای اجرا نشود، اساساً دیگر معلوم نیست کجا قرار است اجرا شود.
امسال یک آزمون تاریخی پیش روی مدیریت آب کشور و ذینفعان حوزه آبریز قرار دارد. اگر در تابستان پیش رو آب بهدرستی مدیریت شود، حقابه دریاچه حفظ شود و جلوی برداشتهای مخرب گرفته شود، میتوان امیدوار بود که سال آینده اورمیه نه فقط زنده بماند، بلکه پرآبتر هم بشود. اما اگر دوباره منافع کوتاهمدت، بینظمی اجرایی و ضعف نظارت دست بالا را بگیرد، از این بهار پُربارش فقط چند عکس و چند عدد امیدوارکننده باقی خواهد ماند و تابستان، بار دیگر واقعیت تلخ را عریان خواهد کرد: بدون حکمرانی درست آب، اورمیه با بارش هم نجات پیدا نمیکند.



