بین المللیواحد ترجمه

داستان گاو زرد، قانون قدیمی در دنیای جدید

به گزارش واحد ترجمه پایگاه خبری یازاکو به نقل از دیلی صباح استفاده از قدرت برای چندین هزار سال در هسته سیاست بین‌الملل بوده است. کشورهای قوی‌تر بدون هیچ تردیدی یا محدودیت قانونی به کشورهای ضعیف‌تر حمله می‌کردند. در طول دوران پیشامدرن، بسیاری از کشورهای ضعیف‌تر تابع کشورهای قوی‌تر بودند. سلسله مراتب یکی از هنجارهای اساسی سیاست بین‌الملل بود.
با این حال، با آغاز دوران مدرن، حاکمیت به عنوان یکی از نهادهای اساسی تعیین‌کننده ویژگی‌های اصلی دولت‌ها پدیدار شد. این امر ویژگی اساسی ساختار آنارشیک نظام جهانی مدرن، یعنی نظام دولت-ملت، بوده است.

به طور کلی ادعا می‌شود که نظام جهانی رو به زوال با دو تحول مهم در جهان غرب، یعنی پیمان صلح وستفالیایی که در سال ۱۶۴۸ امضا شد و انقلاب فرانسه در سال ۱۷۸۹، تأسیس شد. برای قرن‌ها، معبد وستفالیایی که نمایانگر روح هرج و مرج بین‌المللی بود، یک قانون خدشه‌ناپذیر و غیرقابل نقض را برقرار کرد. این اصل بعدها توسط سازمان ملل متحد تثبیت و رسمیت یافت.
فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و افول هژمونی آمریکا، قدرت‌های بزرگ را مجبور به آغاز یک رقابت جهانی جدید کرد که استفاده از زور را بازگرداند و هنجارها و اصول اساسی نظام بین‌الملل را تضعیف کرد. هنگامی که قوانین نظام بین‌الملل توسط بنیانگذاران این نظام، یعنی کشورهای غربی، نقض شد، سایر کشورها، از جمله کشورهای غیر غربی، نیز شروع به نقض آنها کردند.

ایالات متحده شروع به اتخاذ گام‌های یکجانبه در سیاست خارجی خود کرد و این نه تنها نقش رقبای آن، بلکه نفوذ متحدانش را نیز تضعیف کرد. بنابراین، حتی اعتماد متحدان خود را نیز از دست داد. مهم‌ترین تحولاتی که نشان‌دهنده تضعیف و بی‌اهمیت شدن هنجارها و قوانین نظام بین‌الملل است، در خاورمیانه رخ داده است. سپس، سیاست‌های منطقه‌ای اسرائیل در مرکز این درک قرار می‌گیرد. وقتی قدرت‌های جهانی غربی به اسرائیل اجازه دادند تا نسل‌کشی غزه را مرتکب شود، تمام قوانین نظام مدرن را نادیده گرفتند. هیچ قانونی وجود ندارد که توسط اسرائیل و حامیان غربی آن نقض نشده باشد.
بیشتر ناظران رویدادهای فلسطین و اسرائیل را استثنائاتی می‌دانستند. با این حال، آخرین تحولات در ونزوئلا به ما نشان داده است که رویدادهای فلسطین و اسرائیل استثنائاتی نیستند. هر کشوری در جهان می‌تواند توسط یک کشور قدرتمند هدف قرار گیرد. هیچ کشوری از مداخله نظامی یک قدرت جهانی، به ویژه مداخله قدرتمندترین آن، یعنی ایالات متحده، مصون نیست.
واکنش‌های جامعه بین‌المللی به مداخله آمریکا در ونزوئلا را می‌توان به سه گروه طبقه‌بندی کرد. گروه اول، برخی از کشورهای کوچک، از مداخله آمریکا در ونزوئلا انتقاد کرده‌اند. گروه دوم تا حد زیادی سکوت کرده‌اند. گروه سوم، عمدتاً کشورهای اروپای غربی و اوکراین، به طور مستقیم یا غیرمستقیم از آن استقبال کردند.
به نظر من، یک داستان معروف آناتولی، سیاست‌های مداخله‌جویانه و یکجانبه ایالات متحده و برخی دیگر از قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی و واکنش‌های کسانی که نسبت به این سیاست‌ها بی‌تفاوت می‌مانند را به بهترین شکل توضیح می‌دهد.

داستان گاو زرد

روزی روزگاری، یک گله شیر و یک گله گاو در یک منطقه زندگی می‌کردند. گله شیرها چشم به گله گاوها دوخته بود، اما گله گاوها به اندازه کافی بزرگ و قوی بود که بتواند از خود دفاع کند. شیرها از گرسنگی خسته شده بودند. آنها فکر می‌کردند و تأمل می‌کردند؛ گله بزرگ و قوی بود و اگر حمله می‌کردند، مطمئناً با مقاومت روبرو می‌شدند. آنها به دنبال راه‌هایی برای ارضای گرسنگی خود بدون هیچ تلاش یا انرژی بودند.

سپس روزی، آنها با هم صحبت کردند و به توافق رسیدند و فرستاده‌ای را نزد گله گاوها فرستادند. فرستاده گفت: «شما می‌دانید اگر به شما حمله کنیم چه اتفاقی خواهد افتاد. ما مطمئناً یکی از شما را می‌گیریم و می‌خوریم؛ شما نمی‌توانید جلوی این کار را بگیرید. بیایید، نه خودتان را اذیت کنید و نه ما را. یکی از شما رنگ بسیار زردی دارد که با بقیه شما متفاوت است و توجه ما را جلب می‌کند. اگر آن را به ما بدهید، ما آن را می‌گیریم و بدون حمله به شما می‌رویم و هرگز برنمی‌گردیم. پس از آن، ما با هم در صلح زندگی خواهیم کرد.»
گاوها فکر کردند و تعمق کردند و از گاو دانا پرسیدند: «نه،» گاو دانا گفت، «هیچ کدام از ما را رها نکن.» اما شیرها اصرار کردند. سرانجام، گاوها موافقت کردند، زیرا فکر می‌کردند اگر حمله کنند، به هر حال یکی از آنها از بین می‌رود و همه آنها خسته می‌شوند.

بنابراین، آنها گفتند: «بسیار خب، یک گاو چه ضرری می‌تواند داشته باشد؟ ما یک گله بزرگ هستیم؛ هیچ اتفاقی برای ما نخواهد افتاد.» آنها گاو زرد را رها کردند و شیرها با خوشحالی آن را خوردند، گرسنگی خود را برطرف کردند و احساس طراوت کردند.
چند روز بعد، شیرها دوباره گرسنه شدند و پیام‌آورشان بار دیگر با بهانه‌ای مشابه نزد گاوها آمد و قربانی دیگری طلب کرد: «گاوی شاخ شکسته‌ای در میان شماست که ما را عصبی می‌کند، آن را به ما بدهید، برای خودتان یا ما دردسر درست نکنید.» گاوهای صلح‌جو امتیاز دیگری دادند و آن گاو بخشیده شد. حالا که راه و چاه را یاد گرفته بودند، شیرها گاوها را یکی یکی از گله بردند: گاو خالدار، گاو دم کوتاه، این گاو، آن گاو.
رسم قربانی کردن به نام «صلاح و مصلحت» به حدی رسید که گله کوچک شد و سرانجام کاملاً طعمه شیرها شد. سپس، شیرها آشکارا شروع به حمله کردند و هر گاوی را که می‌خواستند از گله می‌گرفتند و می‌خوردند.
در آن لحظه آخر، رهبران گله که فکر می‌کردند می‌توانند با قربانی کردن مداوم برای شیرها فرار کنند، به سمت گاو دانا دویدند و او پرسید: «چه اتفاقی دارد می‌افتد؟ ما چه اشتباهی کرده‌ایم؟ با این روند، گله ما نابود خواهد شد!» آنها فریاد زدند. گاو دانا پاسخ داد: «شما اشتباه کردید که گاو زرد را بخشیدید.»

پیام داستان
گاو زرد» فلسطین است. اکثر کشورها یا از سیاست‌های تهاجمی اسرائیل علیه فلسطینیان حمایت می‌کنند یا نسبت به آن بی‌تفاوت هستند. کشورهای غربی تمام موارد نقض حقوق بشر را توجیه کرده‌اند. مقامات کشورهای غربی بارها اعلام کرده‌اند که هر ساختمانی، از جمله مدارس و بیمارستان‌ها، می‌تواند برای امنیت اسرائیل هدف قرار گیرد. هیچ کشور غربی از دولت ایالات متحده زمانی که اعلام کرد «الحاق بلندی‌های جولان» را به عنوان متعلق به سوریه به رسمیت می‌شناسد، انتقاد نکرد. وقتی جامعه بین‌المللی در برابر اشغال فلسطین، لبنان و سوریه توسط اسرائیل سکوت کرد، آنها به طور مستقیم و غیرمستقیم قوانین اساسی نظام بین‌المللی را که مانع از تجاوز آنها نیز می‌شود، کنار گذاشتند.

اما فراموش نکنیم که وقتی جامعه بین‌المللی و سایر کشورها نسبت به اشغال یک کشور توسط کشور دیگر و نقض قوانین و هنجارهای اساسی نظام بین‌الملل بی‌تفاوت می‌مانند، دیر یا زود، سایر کشورها نیز به همین سرنوشت دچار خواهند شد. به عنوان مثال، کشورهای اروپای غربی که به مداخله ایالات متحده در ونزوئلا واکنش نشان ندادند، وقتی همان ایالات متحده تلاش کرد ادعا کند که جزیره گرینلند متعلق به دانمارک است، هیچ حمایتی از سوی جامعه بین‌المللی دریافت نخواهند کرد. به همین ترتیب، ایالات متحده ممکن است کنترل منابع طبیعی کانادا را ضروری بداند.
به همین ترتیب، چین ممکن است بخواهد همین کار را برای کنترل تایوان یا روسیه برای کنترل اوکراین، گرجستان یا هر جمهوری شوروی سابق دیگر تکرار کند. کشورهای کوچک و قدرت‌های متوسط ​​باید گرد هم آیند و اتحادهای منطقه‌ای را در برابر اقدامات مشابه برخی دیگر از قدرت‌های جهانی تشکیل دهند. عجیب است که می‌بینیم کشورهای ضعیف از این قانون قدیمی که توسط قدرت‌های جهانی اجرا می‌شود، حمایت می‌کنند. به ویژه، واکنش ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین، که از اشغال فلسطین توسط اسرائیل و مداخله ایالات متحده در ونزوئلا حمایت کرد، جالب بود. به عبارت دیگر، این قانون برای هر کشوری اعمال می‌شود و هر کشور ضعیف منتظر نوبت خود خواهد ماند. فراموش نکنیم که قانون اتحاد بزرگترین سلاح ضعیفان است. بنابراین، صرف نظر از جهت‌گیری سیاست خارجی آنها، همه کشورهای کوچک و ضعیف باید در برابر نقض قوانین و هنجارهای اساسی نظام بین‌المللی متحد شوند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا