
به گزارش یازاکو، جعفر ساعینیا_ در دنیای امروز، مرز دیگر فقط خط پایان جغرافیا نیست؛ مرز میتواند نقطه آغاز توسعه باشد. کشورهایی که توانستهاند از موقعیت مرزی خود بهدرستی استفاده کنند، مرز را از یک محدوده امنیتی صرف به یک سکوی اقتصادی تبدیل کردهاند.
در ایران نیز استانهای آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و اردبیل، ظرفیتی کمنظیر برای ایفای چنین نقشی دارند؛ ظرفیتی که اگر با نگاه علمی، تصمیمگیری دقیق و اراده اجرایی همراه شود، میتواند شمالغرب کشور را به یکی از موتورهای اصلی تجارت خارجی ایران بدل کند.این سه استان از جهات مختلف اهمیت دارند.
آذربایجان شرقی با توان صنعتی و سابقه بازرگانی، آذربایجان غربی با گذرگاههای مهم مرزی و موقعیت ارتباطی، و اردبیل با ظرفیت کشاورزی، گردشگری و نزدیکی به بازار قفقاز، هر کدام بخشی از یک پازل بزرگ اقتصادی هستند.
مزیت اصلی این مناطق در آن است که میتوانند همزمان نقش دروازه صادرات، مسیر واردات هدفمند و کانون ترانزیت منطقهای را ایفا کنند. این یعنی شمالغرب ایران فقط یک منطقه مرزی نیست، بلکه میتواند به شاهراهی زنده برای گردش کالا، سرمایه و فرصت تبدیل شود.
با وجود این مزیتها، واقعیت آن است که میان داشتهها و بهرهبرداری از آنها فاصله زیادی وجود دارد. هنوز بخشی از زیرساختهای حملونقل، انبارداری، سردخانهای و گمرکی در این مناطق با نیازهای تجارت امروز هماهنگ نیست.
فرآیندهای اداری طولانی، تعدد مقررات، کندی تشریفات گمرکی و نبود یک راهبرد منسجم برای توسعه مرز، باعث شده است که بخشی از ظرفیت طبیعی این استانها بلااستفاده بماند.
در چنین شرایطی، فرصتهایی که میتوانستند به اشتغال، ارزآوری و رونق محلی منجر شوند، یا از دست میروند یا با هزینهای بسیار بیشتر به نتیجه میرسند.از منظر کارشناسی، توسعه پایدار مناطق مرزی بر چند اصل استوار است: زیرساخت کارآمد، مدیریت هماهنگ، تسهیل تجارت و تقویت مزیتهای بومی. بدون جادههای مناسب، پایانههای مجهز، گمرک هوشمند، حملونقل روان و خدمات لجستیکی مدرن، نمیتوان انتظار داشت تجارت مرزی به شکلی رقابتی رشد کند.
از سوی دیگر، نبود هماهنگی میان دستگاههای مسئول و تغییرات مکرر در سیاستها، فضای فعالیت اقتصادی را برای تجار و سرمایهگذاران نااطمینان میکند. اقتصاد مرزی بیش از هر چیز به ثبات، سرعت و پیشبینیپذیری نیاز دارد.
در این میان، مناطق آزاد و مناطق ویژه گمرکی میتوانند نقش تعیینکنندهای داشته باشند. البته به شرط آنکه از کارکردهای محدود و نمایشی فاصله بگیرند و به مراکز واقعی تولید، تجارت و جذب سرمایه تبدیل شوند. منطقه آزاد زمانی موفق است که بتواند حلقه میان تولیدکننده، صادرکننده، بازار خارجی و شبکه حملونقل را تکمیل کند. ا
گر این مناطق در شمالغرب با نگاه تخصصی تقویت شوند، نهتنها تجارت مرزی رونق میگیرد، بلکه زمینه برای شکلگیری صنایع تبدیلی، توسعه صادرات غیرنفتی و حضور مؤثرتر ایران در بازارهای همسایه نیز فراهم میشود.
نباید فراموش کرد که توجه به این مناطق فقط یک انتخاب اقتصادی نیست، بلکه ضرورتی ملی است. رونق تجارت رسمی در مرزها، به معنای افزایش اشتغال، کاهش محرومیت، تقویت ماندگاری جمعیت و ارتقای امنیت پایدار است. هر جا مرز از مسیر اقتصاد قانونی و مولد جان بگیرد، آسیبپذیری آن کمتر و نقش آن در انسجام ملی پررنگتر میشود.
به همین دلیل، سرمایهگذاری در مناطق مرزی آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و اردبیل، در واقع سرمایهگذاری برای آینده اقتصاد ایران است.امروز شمالغرب کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمند توجه راهبردی دولت است؛ توجهی که از حد شعار فراتر برود و در قالب برنامههای مشخص برای توسعه زیرساخت، تقویت مناطق آزاد، تسهیل فرآیندهای گمرکی و حمایت از تجارت منطقهای خود را نشان دهد.
این منطقه میتواند به یکی از مهمترین دروازههای تجارت ایران تبدیل شود، اگر تصمیمگیران آن را نه در حاشیه، بلکه در متن سیاستگذاری اقتصادی کشور ببینند. شمالغرب، فقط مرز ایران نیست؛ فرصتی بزرگ برای جهش اقتصادی ایران است.



