در ستایش آنان که جان در کالبد ارتباط دمیدند؛ روایتی از شب همصدایی و قدردانی
یازاکو- گاهی زمان در میانه یک رویداد متوقف میشود تا فرصتی برای «دیدن» و «ستودن» فراهم آید.

به گزارش پایگاه خبری یازاکو- نشست هم اندیشی و نخستین دوره انتخابات شورای راهبردی روابط عمومی بخش خصوصی همزمان با هفته روابط عمومی، فراتر از یک مجمع انتخاباتی، به صحنه باشکوهی از همدلی و تجدید عهد بدل شد.
در روزگاری که سرعت تغییرات تکنولوژی، گاه پیوندهای انسانی را به حاشیه میراند، این جمع تخصصی در یک اقدام نمادین و ارزشمند، بر آن شد تا از کسانی تجلیل کند که نه با بخشنامهها، که با «جان شیفته» و «اندیشهی پویای» خود، قامت روابط عمومی را در این سرزمین افراشتهاند.
حالوهوای سالن، با حضور جمعی از متخصصان و مدیران و هیات مدیره انجمنهای تخصصی، آرام و سازنده بود. وقتی نام «مجید ناصردوست» و «ابراهیم مولایی» برای تجلیل برده شد، حضار به احترام سالها مجاهدت این دو تلاشگر عرصه اندیشه و ارتباط از جای برخاستند و با تشویق مستمر، بر اهمیت این راه صحه گذاشتند؛ اقدامی که نه یک تعارفِ کلامی، که ستایش «اصالت، تخصص و اخلاق» بود.
مجید ناصردوست؛ معلم و راهنمای بیبدیل
تجلیل از استاد مجید ناصردوست برای من، بازگشتی بود به سالهای نخستین گام نهادن در مسیر پیچیده اما شیرین روابط عمومی. ایشان برای من، فراتر از یک چهره پیشکسوت، معلم اول است؛ کسی که نخستینبار چراغ راه را برایم روشن کرد و صبوری و مطالعه و استمرار در این حرفه را به من آموخت. هرچه از حوزه عملی ارتباطات میدانم، مرهون ایشان است. مجید ناصردوست با بیش از سه دهه حضور مداوم، از مدیریت سینما، فعالیت فرهنگی، مدیریت رسانه های مکتوب و همچنین میراثداری و سالهای طلایی مدیریت روابط عمومی در سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری استان تا هدایت مجموعههای کارگزار، همواره الگوی اخلاق و کارایی بوده است. دهها فعال رسانه و روابط عمومی که با تلاش و همت او پرورش یافتهاند، گواه این مدعاست که او نه تنها یک مدیر، که یک جریانساز تمامعیار است. ایستادن برای احترام به ایشان، ادای دین به کسی است که الفبای اعتماد را اعتبار بخشید.
ابراهیم مولایی؛ پیوند دهنده علم و اندیشه
در کنار او، نام «ابراهیم مولایی» پیوند عمیقی با تخصص و پیگیری خستگیناپذیر دارد. مولایی از آن دست مدیرانی است که میداند «ارتباطات» یعنی پل ساختن؛ نه فقط میان سازمان و مخاطب، بلکه میان انسانها. بخش بزرگی از شبکه ارتباطی حرفهای من و بسیاری از فعالان این حوزه، وامدار گشادهرویی و پیگیریهای مسئولانه آقای مولایی است. او همواره با جدیت تمام، موضوعات تخصصی را دنبال میکند و با درایت خود، افراد را به هم پیوند میدهد. برگزاری بیش از یکصد برنامه در سه سال مدیریت او بر انجمن روابط عمومی دفتر تبریز و تولید دهها محتوای تخصصی و علمی به صورت تخصصی، گوشه ای از اهمیت حضور این چهره را نشان میدهد. براب خود من هم چنین بود و فعالیت با انجمن روابط عمومی در روزهای سخت پس از بیماری را مرهون همدلی ایشان هستم. حضور علمی و دغدغهمند او در عرصه پژوهش، تدریس و تولید محتوا، به حوزه ارتباطات، هوش مصنوعی و روابط عمومی وزن و اعتباری دوچندان بخشیده است.
* همدلی انجمنها در سایهسار توانافزایی
این تجلیل، تبلور همدلی جریانهای تخصصی و حرفهای در قالب برنامه ای متمرکز و با حضور اهالی فن بود. نقشآفرینی اتاق بازرگانی تبریز در کنار «انجمن روابطعمومی ایران دفتر تبریز» با ریشههای عمیق فرهنگی، و جشن فعالیت مجدد «انجمن علوم ارتباطات اجتماعی» که بهتازگی فصلی نو را در کنشگری حرفهای آغاز کرده، به این مراسم رنگ و بوی دیگری بخشید. دیدن چهرههای شاخص این مجموعهها در کنار هم، نویدبخش آیندهای است که در آن «تخصص» محور اصلی تصمیمگیریهاست. حضور این طیف از فعالان و همافزایی آنها در تکریم پیشکسوتان، نشان داد که اگر میان انجمنها و نهارهای تخصصی پیوندی مستحکم ایجاد شود، روابط عمومی نه یک وظیفهی اداری، که یک «خانوادهی بزرگ تخصصی» خواهد بود.
* لبخند، گل، خاطره
لحظات پایانی مراسم، بخش ارجمند این روایت بود. در پایانِ آیین تجلیل، در حالی که لوح زرین تقدیمشده در دستان این دو بزرگوار میدرخشید، سالن در آرامشی احترامآمیز فرو رفته بود. میهمانان با لبخندی بر لب و خاطرهای ماندگار از این تکریم، سالن را ترک کردند. گلدانهای یادبود مراسم، شاید نمادی کوچک از عمق ارادتی بود که در دل مهمانان جای داشت.
برنامه با گفتگوهای بی پایان اهالی فرهنگ و ارتباطات تمام شد اما آن فضای سرشار از احترام در ذهنها باقی ماند. وقتی جامعه تخصصی به احترام پیشکسوتان و تلاشگران میایستد و آنها را با لبخند و گل بدرقه میکند، یعنی هنوز «اخلاق» و «قدرشناسی» در این حرفه زنده است. امید که روشنایی حضور این اساتید، همچنان بر سر خانوادهی بزرگ روابط عمومی مستدام باشد.



