ویژه خبرییادداشت

جنگ تا کجا؟

جنگ میان ایران از یک سو و اسرائیل و ایالات متحده از سوی دیگر  با آتش‌بسی شکننده متوقف گردید، عملاً وارد مرحله‌ای مبهم از «نه جنگ، نه صلح» شده است. در شرایطی که مذاکرات برای پایان دادن به درگیری‌ها پشت درهای بسته ادامه دارد، اظهارات متناقض طرفین درباره روند گفت‌وگوها نشان می‌دهد که این مرحله نیز خود بخشی از میدان رقابت و فشار سیاسی است.

به گزارش یازاکو، امین حمیدیان، به نظر می‌رسد هر یک از طرف‌ها در حال خرید زمان هستند. از منظر ایران، ادامه مذاکرات می‌تواند فرصتی برای بازیابی توان نظامی، ترمیم آسیب‌های واردشده به زیرساخت‌های موشکی و نیز دریافت حمایت‌های تسلیحاتی از متحدان منطقه‌ای یا بین‌المللی باشد. در مقابل، ایالات متحده تلاش می‌کند با برجسته‌سازی پیامدهای احتمالی ناامنی در تنگه هرمز، هزینه‌های این بحران را به دیگر بازیگران بین‌المللی از جمله اعضای ناتو و کشورهای منطقه منتقل کند و آنان را بیش از پیش در مدیریت یا مهار بحران درگیر سازد.

در همین حال، اقتصاد نیز به یکی از ابعاد مهم این تقابل تبدیل شده است. ایالات متحده با افزایش صادرات نفت و بهره‌گیری از قیمت‌های بالاتر انرژی در بازار جهانی تلاش دارد بخشی از هزینه‌های جنگ را جبران کند. در سوی دیگر، برای ایران عامل زمان الزاماً به سود تهران عمل نمی‌کند. فشارهای اقتصادی و نارضایتی‌های معیشتی که پیش از جنگ نیز وجود داشت، در فضای پساجنگ و نااطمینانی اقتصادی تشدید شده است.

در این چارچوب، یکی از اهداف احتمالی واشنگتن می‌تواند حفظ وضعیت تعلیق و بلاتکلیفی باشد؛ وضعیتی که از نظر اقتصادی و روانی فشار قابل توجهی بر جامعه وارد می‌کند. نااطمینانی نسبت به آینده و دشواری پیش‌بینی روندها، که از عناصر حیاتی برای شکل‌گیری فعالیت‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری است، می‌تواند جامعه را در وضعیت فرسایش تدریجی قرار دهد و تاب‌آوری اجتماعی را به چالش بکشد.

در تحلیل این بحران، نقش اسرائیل نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. هرچند اسرائیل در این جنگ در کنار ایالات متحده قرار گرفته است، اما اهداف راهبردی دو طرف الزاماً کاملاً همسان نیست. از منظر اسرائیل، تضعیف بلندمدت توان راهبردی ایران و محدود کردن نقش منطقه‌ای آن می‌تواند هدف اصلی باشد؛ به گونه‌ای که ایران پس از پایان جنگ نتواند جایگاه پیشین خود را در معادلات منطقه‌ای بازیابد. علاوه بر این، حفظ تصویر تهدیدآمیز از ایران در سطح بین‌المللی می‌تواند برای تداوم حمایت‌های سیاسی و امنیتی غرب از اسرائیل نیز کارکرد داشته باشد.

در چنین شرایطی، عامل زمان ممکن است به زیان ایران عمل کند. اگر وضعیت کنونیِ آتش‌بس شکننده و تنش‌های حل‌نشده ادامه یابد، احتمال آن وجود دارد که هرگونه توافق صلح پایدار با موانع جدی مواجه شود. حتی این احتمال نیز مطرح است که بازیگران مختلف، به‌ویژه اسرائیل، در صورت ارزیابی تهدیدهای آینده، انگیزه‌هایی برای برهم زدن یا تضعیف یک توافق احتمالی داشته باشند.

از این رو پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا آتش‌بس کنونی مقدمه‌ای برای یک نظم جدید امنیتی در منطقه است، یا صرفاً وقفه‌ای موقت در چرخه‌ای از تنش‌های ادامه‌دار؟

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا