هشترود و چاراویماق؛ مهاجرتی که با ساخت مسکن متوقف نمیشود
یازاکو- مهاجرت گسترده از هشترود و چاراویماق طی سالهای گذشته، تنها نتیجه کمبود مسکن نبوده است. ریشه این مسئله را باید در ضعف فرصتهای اقتصادی، محدود بودن سرمایهگذاری و نبود اشتغال پایدار جستوجو کرد. در چنین شرایطی، هرچند توسعه بخش مسکن ضروری است، اما تبدیل آن به راهکار اصلی برای بازگرداندن جمعیت، میتواند تکرار تجربه سیاستهایی باشد که به جای درمان علت، تنها به سراغ معلول رفتهاند.

به گزارش یازاکو، جعفر ساعینیا_ هر بار که موضوع توسعه هشترود و چاراویماق مطرح میشود، یکی از نخستین چالشهایی که مورد توجه قرار میگیرد، مسئله مسکن است. افزایش قیمت زمین و واحدهای مسکونی، دشواری خانهدار شدن جوانان و محدودیت عرضه مسکن، واقعیتهایی هستند که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. اما پرسش اساسی اینجاست که آیا بحران اصلی این دو شهرستان کمبود مسکن است یا مسئلهای عمیقتر در بطن اقتصاد منطقه وجود دارد؟
واقعیت آن است که مهاجرت از هشترود و چاراویماق، سالها پیش از جهش قیمت مسکن آغاز شده بود. بسیاری از خانوادهها و جوانان زمانی این مناطق را ترک کردند که هزینه تأمین مسکن به مراتب کمتر از امروز بود. آنچه آنها را به سوی تبریز، تهران و سایر شهرهای بزرگ سوق داد، نه صرفاً جستوجوی سرپناه، بلکه جستوجوی فرصت بود؛ فرصت اشتغال، درآمد بیشتر و آیندهای مطمئنتر.
در اقتصاد، سرمایه و نیروی کار همواره به سمت مناطقی حرکت میکنند که بازدهی بیشتری داشته باشند. هنگامی که یک جوان در زادگاه خود چشمانداز روشنی برای اشتغال و پیشرفت نمیبیند، طبیعی است که مهاجرت را به عنوان راهی برای بهبود شرایط زندگی انتخاب کند. به همین دلیل، مهاجرت گسترده از هشترود و چاراویماق را باید بیش از آنکه یک مسئله مسکن دانست، یک مسئله توسعه اقتصادی تلقی کرد.
این دو شهرستان از ظرفیتهای ارزشمندی در حوزه کشاورزی، دامداری، صنایع وابسته و حتی موقعیت جغرافیایی برخوردارند. با این حال، بخش قابل توجهی از این ظرفیتها همچنان بلااستفاده ماندهاند یا نتوانستهاند به فرصتهای پایدار اقتصادی تبدیل شوند. نتیجه این وضعیت، خروج سرمایه انسانی و کاهش انگیزه برای ماندن در منطقه بوده است.
مشکل دیگر، نگاه پروژهمحور به توسعه است. در بسیاری از موارد تصور میشود که اجرای یک پروژه عمرانی یا ساخت مجموعهای از واحدهای مسکونی میتواند روند مهاجرت را معکوس کند. در حالی که تجربه مناطق مختلف کشور نشان داده است که توسعه واقعی زمانی شکل میگیرد که اقتصاد محلی فعال شود و بخش خصوصی انگیزه سرمایهگذاری پیدا کند. هیچ منطقهای صرفاً با ساخت ساختمان توسعه نیافته است؛ آنچه توسعه میآفریند، تولید ثروت و ایجاد فرصتهای اقتصادی است.
از سوی دیگر، نمیتوان نقش مسکن را نیز نادیده گرفت. مسکن یکی از نیازهای اساسی خانوارهاست و افزایش عرضه آن میتواند بخشی از فشار موجود را کاهش دهد. اما مسکن زمانی به عامل ماندگاری جمعیت تبدیل میشود که در کنار آن امکان اشتغال و کسب درآمد نیز وجود داشته باشد. خانه بدون شغل، نمیتواند مهاجرت را متوقف کند.
امروز هشترود و چاراویماق بیش از هر زمان دیگری به سیاستهایی نیاز دارند که زمینه رونق کسبوکار، جذب سرمایهگذاری و افزایش بهرهوری ظرفیتهای محلی را فراهم کند. کاهش موانع فعالیت اقتصادی، حمایت از کارآفرینان، توسعه صنایع فرآوری محصولات کشاورزی و ایجاد زنجیرههای ارزش میتواند اثرات ماندگارتری بر آینده منطقه داشته باشد.
اگر هدف، مهاجرت معکوس و بازگشت جمعیت به زادگاه است، باید پذیرفت که مردم به دنبال فرصت بازمیگردند، نه صرفاً ساختمان. توسعه مسکن میتواند بخشی از راهحل باشد، اما تا زمانی که اقتصاد محلی جان نگیرد، مهاجرت همچنان ادامه خواهد داشت و ریشههای این بحران پابرجا خواهد ماند.



