پایتخت سیبزمینی ایران؛ سهم کشاورز اردبیلی از این ثروت کجاست؟
یازاکو- اردبیل سالهاست عنوان بزرگترین تولیدکننده سیبزمینی کشور را با خود یدک میکشد، اما این جایگاه لزوماً به معنای رفاه کشاورزان نیست. هر سال با آغاز فصل برداشت، داستانی تکراری رقم میخورد؛ محصول فراوان است، اما قیمت پایین، هزینههای تولید بالا و ضعف صنایع تبدیلی، سود اصلی را از جیب تولیدکننده به حلقههای واسطهگری منتقل میکند. پرسش اینجاست که چرا استانی که قطب تولید سیبزمینی ایران است، هنوز نتوانسته از این مزیت، ثروت پایدار خلق کند؟

به گزارش یازاکو، جعفر ساعینیا_ کشاورزی زمانی موتور توسعه است که زنجیره ارزش آن کامل باشد. صرف تولید بیشتر، بهتنهایی مزیت اقتصادی ایجاد نمیکند؛ آنچه ارزش میآفریند، فرآوری، بستهبندی، برندسازی، صادرات و دسترسی به بازارهای پایدار است. اردبیل در بخش نخست این زنجیره عملکرد قابل قبولی دارد، اما در حلقههای بعدی همچنان با ضعفهای جدی روبهروست.
هر سال با افزایش حجم برداشت، بازار اشباع میشود و قیمت خرید از کشاورز افت میکند. در چنین شرایطی، تولیدکنندهای که ماهها برای کشت محصول هزینه کرده، ناچار است سیبزمینی خود را با کمترین سود یا حتی زیان به فروش برساند؛ زیرا نه امکان نگهداری طولانیمدت دارد و نه صنایع فرآوری آنقدر توسعه یافتهاند که مازاد تولید را جذب کنند.
این در حالی است که همان محصول، پس از عبور از چند واسطه، با چند برابر قیمت به دست مصرفکننده میرسد یا در قالب محصولات فرآوریشده ارزش افزوده قابل توجهی پیدا میکند. به بیان دیگر، سود واقعی نه در مزرعه، بلکه در فاصله میان مزرعه تا بازار نهایی توزیع میشود.
اردبیل از نظر جغرافیایی نیز مزیتی انکارناپذیر دارد. همجواری با جمهوری آذربایجان و نزدیکی به بازارهای اوراسیا میتواند فرصت مناسبی برای صادرات محصولات کشاورزی باشد، اما این ظرفیت زمانی بالفعل میشود که زیرساختهای لجستیکی، بستهبندی استاندارد، بازاریابی و دیپلماسی تجاری نیز همگام با تولید توسعه یابد.
از سوی دیگر، وابستگی بیش از حد کشاورزان به فروش محصول خام، اقتصاد این بخش را در برابر نوسانات بازار آسیبپذیر کرده است. تا زمانی که سهم صنایع تبدیلی در اقتصاد کشاورزی استان افزایش پیدا نکند، هر سال با افزایش تولید، به جای جشن برداشت، باید نگران سقوط قیمتها بود؛ تناقضی که سالهاست گریبان کشاورزان اردبیلی را گرفته است.
اردبیل برای عبور از این چرخه فرسایشی، بیش از هر چیز به تغییر نگاه نیاز دارد. سیاستگذاری نباید صرفاً بر افزایش تولید متمرکز باشد؛ بلکه باید ارزشآفرینی را هدف قرار دهد. سرمایهگذاری در کارخانههای فرآوری، توسعه سردخانهها، تقویت صادرات، ایجاد برندهای معتبر و کاهش نقش واسطههای غیرضروری، اقداماتی هستند که میتوانند درآمد کشاورز را افزایش دهند.
کمبود اصلی امروز اردبیل، ارزش افزوده است. تا زمانی که محصول خام از استان خارج شود و سود آن در جای دیگری شکل بگیرد، عنوان «پایتخت سیبزمینی ایران» بیش از آنکه یک مزیت اقتصادی باشد، یادآور فرصتی است که هنوز به ثروت تبدیل نشده است.



