خبر

آفت مرکزگرایی در رسانه و فوتبال ایران؛ وقتی تجربه تهران معیار همه ایران می‌شود

یازاکو-فوتبال ایران سال‌هاست که در قاب رسانه‌ای کشور تا حد زیادی از دریچه تهران دیده می‌شود؛ دریچه‌ای که دو باشگاه استقلال و پرسپولیس در مرکز آن قرار دارند. این تمرکز رسانه‌ای به‌تدریج نوعی تصور را شکل داده است که گویی الگوی هواداری در سراسر ایران نیز همان الگویی است که در پایتخت شکل گرفته است؛ در حالی که واقعیت فوتبال ایران بسیار متنوع‌تر از این دوگانه است.

به گزارش یازاکو، یکی از نمونه‌های روشن این تفاوت هواداران تراکتور هستند؛ جامعه‌ای که برای بخش بزرگی از آن تعلق به این باشگاه را نمی‌توان صرفاً در قالب رقابت میان دو تیم پایتخت توضیح داد.

برای بسیاری از هواداران تراکتور، هواداری از این باشگاه انتخابی مستقل است؛ انتخابی که از تجربه زیسته، تعلق به تبریز و آذربایجان، خاطرات خانوادگی و محلی و پیوندهای اجتماعی شکل گرفته است. به همین دلیل این فرض که هوادار تراکتور الزاماً ابتدا استقلالی یا پرسپولیسی بوده و سپس به سمت تراکتور رفته نه یک واقعیت عمومی بلکه نوعی ساده‌سازی درباره منشأ هویت هواداری است.

البته ممکن است برخی از شهروندان ساکن در استان های شمالغرب در مقطعی هوادار یکی از دو باشگاه پایتخت بوده باشند. اما وجود چنین مواردی به این معنا نیست که هویت هواداری تراکتور از استقلال و پرسپولیس سرچشمه گرفته است. همان‌گونه که هواداران یک باشگاه در نقاط مختلف کشور می‌توانند پیشینه‌های متفاوتی داشته باشند، جامعه هواداری تراکتور نیز یکدست و قابل تقلیل به یک روایت واحد نیست.
مسئله اصلی این است که هویت تراکتوری برای بسیاری از هواداران پیش از آنکه واکنشی به استقلال و پرسپولیس باشد، یک تعلق مثبت و مستقل به خود تراکتور است.
این مسئله تنها به فوتبال محدود نمی‌شود. در یک جامعه متنوع اگر تجربه اجتماعی یک مرکز سیاسی و رسانه‌ای به‌عنوان تجربه عمومی کل کشور در نظر گرفته شود، تفاوت‌های موجود در مناطق مختلف نادیده گرفته می‌شوند.
پرطرفدار بودن استقلال و پرسپولیس در سطح ملی واقعیتی قابل انکار نیست؛ اما از این واقعیت نمی‌توان نتیجه گرفت که الگوی شکل‌گیری هواداری در همه نقاط ایران همان الگوی تهران است.
به بیان ساده‌تر، «رایج بودن یک پدیده در مرکز» با «عمومیت داشتن آن در کل کشور» یکسان نیست.

رسانه ملی و بازتولید یک نگاه مرکزگرا
رسانه ملی در شکل‌دهی به تصور عمومی از فوتبال ایران نقش مهمی دارد. هنگامی که بخش عمده‌ای از برنامه‌های فوتبالی حول اخبار، حواشی و رقابت‌های استقلال و پرسپولیس شکل می‌گیرد، به‌تدریج این تصور ایجاد می‌شود که فوتبال ایران نیز اساساً حول همین دو باشگاه تعریف می‌شود.
در چنین فضایی باشگاه‌هایی مانند تراکتور ممکن است نه به‌عنوان صاحبان هویت مستقل بلکه به‌عنوان «رقیب جدید» یا «تیم خارج از دو قطب اصلی» معرفی شوند.
این نوع بازنمایی حتی اگر همیشه با قصد نادیده گرفتن دیگر مناطق و باشگاه‌ها صورت نگیرد، می‌تواند نتیجه‌ای مشابه ایجاد کند: تجربه تهران تبدیل به معیار سنجش دیگر تجربه‌های فوتبالی کشور می‌شود.
در این چارچوب وقتی مجری یا کارشناس رسانه ای تصور می‌کند هوادار تراکتور حتماً باید پیشینه استقلالی یا پرسپولیسی داشته باشد، در واقع ممکن است ناخودآگاه از یک پیش‌فرض مرکزگرا استفاده کند؛ پیش‌فرضی که دو باشگاه پایتخت را نقطه آغاز طبیعی هواداری در ایران می‌داند.

هویت هواداری؛ پدیده‌ای فراتر از نتیجه مسابقه
فوتبال در بسیاری از جوامع تنها یک سرگرمی ورزشی نیست. باشگاه‌ها می‌توانند به بخشی از حافظه جمعی و هویت اجتماعی هواداران تبدیل شوند.
تراکتور نیز برای بخش قابل‌توجهی از هوادارانش چنین جایگاهی پیدا کرده است. ورزشگاه، شهر، خانواده، دوستان، خاطرات نسل‌های مختلف و تجربه مشترک حضور در مسابقات، همگی می‌توانند در شکل‌گیری این هویت نقش داشته باشند.
از این منظر اینکه فردی خود را «تراکتوری» بداند، لزوماً به این معنا نیست که پیش‌تر باید یکی از دو انتخاب استقلال یا پرسپولیس را انجام داده باشد. همان‌طور که یک هوادار سپاهان، فولاد، ملوان یا هر باشگاه دیگری نیز می‌تواند از ابتدا با همان باشگاه احساس تعلق کند.

ضرورت بازنگری در زبان رسانه‌ای فوتبال
مسئله اصلی نفی جایگاه استقلال و پرسپولیس نیست. این دو باشگاه بخش مهمی از تاریخ فوتبال ایران هستند و هواداران گسترده‌ای دارند. مسئله آن است که نباید تجربه آنها به تنها الگوی معتبر برای فهم فوتبال ایران تبدیل شود.

رسانه‌ای که قصد دارد بازتاب‌دهنده جامعه متنوع ایران باشد، باید بتواند تفاوت میان فرهنگ هواداری در تهران، تبریز، اصفهان، اهواز، شیراز، آبادان، انزلی و دیگر نقاط کشور را ببیند و به رسمیت بشناسد.
در چنین نگاهی هوادار تراکتور نه «هوادار سابق یکی از تیم‌های پایتخت» بلکه پیش از هر چیز هوادار تراکتور است؛ مگر آنکه خودش روایت دیگری از پیشینه هواداری‌اش ارائه کند.
فوتبال ایران زمانی در رسانه‌ها تصویر واقعی‌تری پیدا می‌کند که به جای قرار دادن همه هواداران در یک الگوی واحد به این پرسش توجه شود که هر جامعه هواداری چگونه و در چه زمینه اجتماعی و فرهنگی شکل گرفته است.
در نهایت مسئله فقط تراکتور نیست. بحث بر سر این است که آیا رسانه‌های سراسری می‌توانند ایران را با تمام تنوع فرهنگی، زبانی، جغرافیایی و ورزشی آن ببینند یا همچنان «مرکز» را به‌عنوان نماینده «کل کشور» روایت خواهند کرد.
فوتبال ایران بزرگ‌تر از دو باشگاه پایتخت است؛ و جامعه هواداری ایران نیز متنوع‌تر از آن است که بتوان هویت میلیون‌ها هوادار را با یک الگوی واحد توضیح داد.
رسانه‌ای که قصد دارد بازتاب‌دهنده جامعه متنوع ایران باشد، باید بتواند تفاوت میان فرهنگ هواداری در تهران، تبریز، اصفهان، اهواز، شیراز، آبادان، انزلی و دیگر نقاط کشور را ببیند و به رسمیت بشناسد.
در چنین نگاهی هوادار تراکتور نه «هوادار سابق یکی از تیم‌های پایتخت» بلکه پیش از هر چیز هوادار تراکتور است؛ مگر آنکه خودش روایت دیگری از پیشینه هواداری‌اش ارائه کند.
فوتبال ایران زمانی در رسانه‌ها تصویر واقعی‌تری پیدا می‌کند که به جای قرار دادن همه هواداران در یک الگوی واحد به این پرسش توجه شود که هر جامعه هواداری چگونه و در چه زمینه اجتماعی و فرهنگی شکل گرفته است.
در نهایت مسئله فقط تراکتور نیست. بحث بر سر این است که آیا رسانه‌های سراسری می‌توانند ایران را با تمام تنوع فرهنگی، زبانی، جغرافیایی و ورزشی آن ببینند یا همچنان «مرکز» را به‌عنوان نماینده «کل کشور» روایت خواهند کرد.
فوتبال ایران بزرگ‌تر از دو باشگاه پایتخت است؛ و جامعه هواداری ایران نیز متنوع‌تر از آن است که بتوان هویت میلیون‌ها هوادار را با یک الگوی واحد توضیح داد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا