
به گزارش یازاکو-نوید محمدی نسب آباد-محسن رضایی اخیرا گفته است: «جوانان کشور بیایند و وارد اقتصاد شوند. همانطور که همین حالا مردم در میادین جمع میشوند، در خانههای خود شروع به تولید محصولات مورد نیاز خود و جامعه کنند.»
او همواره، بهویژه در ادوار مختلف انتخابات ریاستجمهوری، مدعی تحصیلات اقتصادی در سطح دکتری و کسب معدل ۱۹ بوده است. با این حساب، احتمالا در میان مطالعات اقتصادی خود با یکی از مهمترین و البته فاجعهبارترین تجربههای اقتصادی تاریخ معاصر چین، یعنی طرح «یک گام بزرگ به جلو» آشنا شده است.
ماجرا از این قرار بود که مائو تسهتونگ در چارچوب «جهش بزرگ به جلو» سیاستی را دنبال کرد که بر اساس آن، روستاییان چین باید در حیاط خانهها یا محل زندگی خود کورههای کوچک بسازند و با ذوب آهن و ضایعات فلزی، فولاد تولید کنند.
نتیجه اما چیزی جز شکست نبود. فولاد تولیدشده در بسیاری از این کورههای خانگی کیفیت لازم را نداشت. زیرا از یک سو، روستاییان مهارت و تجهیزات لازم برای تولید فولاد استاندارد را نداشتند و از سوی دیگر، تولید صنعتی فولاد به زیرساخت، فناوری و سوخت مناسب نیاز داشت. در بسیاری از موارد نیز برای سوخت این کورهها از چوب و هیزم استفاده شد.اقدامی که به قطع گسترده درختان و آسیب به منابع کشاورزی انجامید.
در همین دوره، بحرانهای اقتصادی و کشاورزی تشدید شد و قحطی گستردهای شکل گرفت. تولید محصولات کشاورزی کاهش یافت و نیروی انسانی و منابعی که میتوانست صرف کشاورزی شود، به سمت طرحهای ناکارآمد صنعتی هدایت شد. در نهایت، بخش قابل توجهی از فولاد تولیدشده در کورههای خانگی نیز کیفیت لازم برای استفاده صنعتی را نداشت.
تجربه چین یک درس روشن دارد: اقتصاد با دستور و واگذاری تولید تخصصی به افراد فاقد تجهیزات و مهارت، شکوفا نمیشود. تولید، به دانش، زیرساخت، سرمایه، تقسیم کار و برنامهریزی نیاز دارد.
از همین رو، وقتی از جوانان خواسته میشود در خانه و بهصورت فردی محصولات مورد نیاز جامعه را تولید کنند، بد نیست در کنار این پیشنهاد، تجربه «جهش بزرگ به جلو» چین نیز مرور شود. تجربهای که نشان داد طرحهای من در آوردی بدون سیاستگذاری درست و شناخت سازوکار اقتصاد، میتواند به نتایجی کاملا معکوس منجر شود


