دیوار سکوت میان ناشنوایان و شهر تبریز
در شهری که بسیاری از هشدارها شنیده میشوند، ایستگاهها با صدا اعلام میشوند و خدمات عمومی بر پایه گفتوگو ارائه میشود، «شنیدن» میتواند شرط نانوشته استفاده از شهر باشد؛ شرطی که ناشنوایان تبریز نمیتوانند آن را برآورده کنند و حالا مطالبهشان ساده است؛ اطلاعات شهر را بتوانند ببینند.

به گزارش یازاکو به نقل از ایسنا، «شهر برای همه» زمانی معنا پیدا میکند که همه شهروندان بتوانند بدون واسطه و با استقلال از امکانات آن استفاده کنند؛ اما برای جامعه ناشنوایان، تبریز هنوز در بسیاری از موقعیتهای شهری شنیداری است؛ شهری که اطلاعیهها را با صدا اعلام میکند، هشدارهایش شنیدنی است و بسیاری از خدماتش بر گفتوگوی مستقیم استوار است. نتیجه آن، وابستگی اجباری ناشنوایان به افراد شنوا برای انجام بخشی از امور روزمره است.
تبریز فاصله زیادی تا استانداردهای مطلوب دارد
مدیرعامل و عضو هیئتمدیره کانون ناشنوایان آذربایجان شرقی، در گفتوگو با ایسنا با اشاره به فعالیت این کانون برای پیگیری حقوق شهروندی و بهبود کیفیت زندگی ناشنوایان و کمشنوایان، اظهار کرد: وضعیت دسترسپذیری تبریز برای ناشنوایان با وجود پیشرفتهای اندک، همچنان تا رسیدن به استانداردهای مطلوب فاصله زیادی دارد.
مهرداد شهامت با بیان اینکه مهمترین ضعف در دسترسپذیری شهر برای ناشنوایان نه در کالبد و فیزیک شهر، بلکه در «شکاف ارتباطی» است، گفت: در حالی که مناسبسازی فیزیکی برای افراد دارای معلولیتهای حرکتی تا حدودی در دستور کار قرار گرفته، بزرگترین مانع ناشنوایان، نبود دسترسی مناسب به اطلاعات و فقدان مترجم زبان اشاره در ساختارهای اداری، درمانی، انتظامی و حملونقل عمومی است.
وی افزود: در سیستم حملونقل تبریز، علائم بصری و نمایشگرهای متنی دقیق در مترو و اتوبوسها که بتوانند جایگزین هشدارهای صوتی شوند، بسیار محدود است و در مراکز عمومی مانند بانکها و بیمارستانها نیز عملاً سیستم ارتباطی فراگیر یا مترجمان رسمی زبان اشاره حضور ندارند. این شرایط موجب میشود ناشنوایان در دریافت خدمات با مشکل مواجه شده و در برخی موارد نیز دچار انزوای اجتماعی و وابستگی به دیگران شوند.
مدیرعامل کانون ناشنوایان آذربایجان شرقی، دسترسی به اطلاعات در شرایط اضطراری را یکی از جدیترین چالشهای این جامعه دانست و بیان کرد: در شرایط بحرانی مانند زلزله یا حریق، سازوکار مناسبی برای اطلاعرسانی به ناشنوایان وجود ندارد و در سطح شهر، اطلاعرسانی متکی بر نور یا پیامهای متنی اضطراری به شکل مطلوب پیشبینی نشده است.
وی همچنین بر ضرورت مشارکت جامعه ناشنوایان در طراحی پروژههای شهری تأکید کرد و گفت: در طراحی پروژههای کلان شهری تبریز، جای خالی مشورت با تشکلهای تخصصی ناشنوایان بهشدت احساس میشود و این مشارکت نباید صرفاً تشریفاتی باشد، بلکه باید حضور ناشنوایان به عنوان ناظر و مشاور فنی در مرحله مطالعاتی پروژهها نهادینه شود.
وی در تشریح مطالبات کانون ناشنوایان آذربایجان شرقی از مدیریت شهری، اظهار کرد: الزام ادارات و مراکز درمانی به استفاده از مترجم زبان اشاره، دستکم در ساعات پیک کاری، تجهیز ناوگان حملونقل عمومی به تابلوهای راهنمای بصری هوشمند و تشکیل کارگروه ویژه «مناسبسازی اجتماعی» در شهرداری با حضور مستقیم نمایندگان ناشنوایان، از مهمترین مطالبات این جامعه است.
شهامت آموزش زبان اشاره به کارکنان خط مقدم خدمات شهری از جمله پلیس، اورژانس، آتشنشانی و کارکنان ادارات، نصب نمایشگرهای متنی هوشمند در ایستگاههای مترو و اتوبوسهای بیآرتی و ایجاد اپلیکیشن خدمات آنلاین ناشنوایان برای ارتباط تصویری با مترجمان زبان اشاره را از جمله اقداماتی دانست که میتواند در کوتاهمدت وضعیت دسترسپذیری شهر را بهبود دهد.
نادیده گرفته شدن، چالش بزرگ ناشنوایان
یکی از اعضای کانون ناشنوایان آذربایجان شرقی، با اشاره به تجربه خود از تردد در تبریز، اظهار کرد: وقتی به تنهایی در شهر تردد میکنم، بزرگترین چالش من اضطراب ناشی از نادیده گرفته شدن است؛ چراکه شهر برای افراد شنوا طراحی شده و راهکار مناسبی برای تعامل مستقیم با افراد ناشنوا در نظر گرفته نشده است.
فریبا آرزوئی ادامه داد: در مراجعه به بانکها، ادارات و مراکز درمانی تقریباً همیشه با سد بزرگ نبود مترجم یا امکانات ارتباطی مواجه میشوم و همین مسئله باعث میشود برای انجام سادهترین کارها به یک فرد شنوا متوسل شوم یا حتی از انجام کار منصرف شوم.
وی این وابستگی اجباری را یکی از مهمترین موانع استقلال ناشنوایان دانست و گفت: در حملونقل عمومی مانند اتوبوس و مترو، به دلیل اینکه اطلاعیهها صوتی هستند و زیرنویس یا نمایشگر اطلاعرسانی بصری برای تغییر مسیر یا اعلام ایستگاه وجود ندارد، گاهی دچار سردرگمی میشوم. این کمبود امکانات در فضاهای فرهنگی مانند سینماها و تئاترها نیز دیده میشود و عملاً دسترسی ناشنوایان به هنر را محدود میکند.
وی درباره تغییراتی که میتواند شهر را برای ناشنوایان دسترسپذیرتر کند، اظهار کرد: اگر قرار بود شهر را برای افراد ناشنوا طراحی کنم، سیستمهای اطلاعرسانی تصویری عمومی، آموزش زبان اشاره به کارکنان ادارات و هشداردهندههای نوری در ساختمانهای عمومی را اضافه میکردم. شهر مناسب برای ناشنوایان شهری است که در آن «اطلاعات به جای شنیده شدن، دیده شود»، شهری که در آن بتوانم بدون واسطه امور روزمرهام را انجام دهم.
آرزوئی مهمترین مطالبه خود را ایجاد سازوکار ارتباطی در مراکز خدمات فوری و درمانی عنوان کرد و گفت: نبود این سازوکار بهویژه در شرایط بحرانی، امنیت و سلامت ناشنوایان را مستقیماً تهدید میکند.
وی در پایان با تأکید بر توانمندی جامعه ناشنوایان، اظهار کرد: ما ناشنوایان دنیایی از توانمندی هستیم و تنها انتظارمان از مسئولان شهر، برداشتن دیوارهای شیشهای و نادیدنی و فراهم کردن حداقلهای دسترسی است تا بتوانیم با تکیه بر استعدادهای خود، عضوی مفید و مستقل در توسعه شهر باشیم.
دسترسپذیری شهر برای ناشنوایان، صرفاً با مناسبسازی چند ساختمان یا نصب چند تابلو محقق نمیشود. شهری که اطلاعات آن عمدتاً از مسیر صدا منتقل میشود، بخشی از شهروندانش را ناخواسته پشت دیوار ارتباطی قرار میدهد. تجربه ناشنوایان تبریز نشان میدهد که نمایشگرهای بصری، هشدارهای نوری، مترجم زبان اشاره و آموزش کارکنان دستگاههای خدماترسان، نه امکانات تجملی، بلکه بخشی از زیرساخت یک شهر فراگیر هستند؛ شهری که در آن استقلال، امنیت و حق استفاده برابر از خدمات عمومی برای همه شهروندان، فارغ از توانایی شنیدن، امکانپذیر باشد.



