نظری: تفکر انتقادی، شجاعت زیر سؤال بردن باورهای خود است
یازاکو- استاد اقتصاد دانشگاه تهران با تأکید بر اهمیت تفکر انتقادی در تصمیمگیریهای فردی و مدیریتی گفت: انسان باید شجاعت زیر سؤال بردن باورها، پیشفرضها و حتی شیوه فکر کردن خود را داشته باشد و بپذیرد که ممکن است همیشه درست فکر نکند.

به گزارش یازاکو، محسن نظری در ادامه همایش دو روزه «بازآفرینی در بحران؛ کد بقا» از سلسلهرویدادهای «کلینیک صنعت»، اظهار کرد: تفکر انتقادی در سادهترین تعریف، «تفکر درباره تفکر» است؛ انسانها همواره فکر میکنند، اما کمتر شیوه فکر کردن و درستی مسیر ذهنی خود را مورد ارزیابی قرار میدهند.
وی افزود: برخورداری از توانایی تحلیل و تفکر، لزوماً به معنای حرکت در مسیر درست نیست. ممکن است فرد یا مجموعهای از توان تحلیلی بالایی برخوردار باشد، اما اگر مسیر فکری آن نادرست باشد، هرچه سریعتر حرکت کند، بیشتر از هدف خود فاصله میگیرد.
نظری با اشاره به نقش خطاهای شناختی در تصمیمگیریها گفت: ذهن انسان همواره بهدنبال حقیقت نیست و بهطور طبیعی تلاش میکند با صرف کمترین انرژی، سریعتر به نتیجه برسد؛ به همین دلیل، انسانها گاهی تحت تأثیر میانبرهای ذهنی، پیشفرضها و قضاوتهای سریع قرار میگیرند.
وی افزود: حافظه انسان نیز همیشه بازتاب دقیقی از واقعیت نیست و ممکن است برداشتها و خاطرات افراد با واقعیت تفاوت داشته باشد. از این رو، تفکر انتقادی به انسان کمک میکند تا نسبت به قضاوتها و تصمیمهای خود آگاهانهتر عمل کند.
دانستن، لزوماً به تغییر رفتار منجر نمیشود
این استاد دانشگاه با اشاره به فاصله میان دانش و رفتار اظهار کرد: صرف دانستن یک موضوع، الزاماً موجب تغییر رفتار انسان نمیشود. برای مثال، بسیاری از افراد از مضرات سیگار آگاه هستند، اما همچنان به مصرف آن ادامه میدهند.
وی با بیان اینکه انسانها گاهی بیش از آنکه از سوی دیگران فریب بخورند، خود را فریب میدهند، تأکید کرد: شناخت خطاهای ذهنی و خودفریبی، یکی از مهمترین گامها برای بهبود کیفیت تصمیمگیری است.
هر همزمانی، رابطه علت و معلولی نیست
نظری شناخت استدلالهای درست و تشخیص مغالطهها را از مؤلفههای اصلی تفکر انتقادی دانست و گفت: افراد باید بتوانند میان استدلال صحیح و نادرست تفاوت قائل شوند و صرف همزمانی دو رویداد را بهعنوان رابطه علت و معلولی نپذیرند.
وی با اشاره به مسائل اقتصادی افزود: پدیدههای پیچیدهای مانند تورم را نمیتوان بدون بررسی علمی به یک عامل واحد نسبت داد، زیرا معمولاً مجموعهای از عوامل در شکلگیری چنین پدیدههایی نقش دارند.
آنچه نمیبینیم نیز اهمیت دارد
نظری با اشاره به نمونه مشهور بررسی هواپیماهای آسیبدیده در جنگ جهانی دوم گفت: در بررسی دادهها نباید تنها به مواردی توجه کنیم که در مقابل چشمان ما قرار دارند؛ گاهی اطلاعاتی که نمیبینیم، اهمیت بیشتری در تحلیل یک مسئله دارند.
وی افزود: هواپیماهای مورد بررسی، تنها هواپیماهایی بودند که توانسته بودند به پایگاه بازگردند و همین موضوع نشان میداد باید نقاط آسیبندیده آنها نیز مورد توجه قرار گیرد؛ چراکه احتمالاً آسیب به آن بخشها موجب سقوط هواپیماهای دیگر شده بود.
«وکیل مدافع شیطان» در جلسات تصمیمگیری
این استاد دانشگاه با اشاره به اهمیت تنوع فکری در تصمیمگیریهای گروهی اظهار کرد: در جلسات مهم، حضور فردی با نقش مخالف میتواند از بسیاری از خطاهای تصمیمگیری جلوگیری کند.
وی پیشنهاد کرد: میتوان از یکی از اعضای تیم خواست نقش «وکیل مدافع شیطان» را بر عهده بگیرد و صرفاً نقاط ضعف، ایرادها و پیامدهای احتمالی یک تصمیم را بررسی کند.
نظری افزود: زمانی که همه اعضای یک تیم از دیدگاههای مشابهی برخوردار باشند، احتمال دارد تنها جنبههای مثبت یک تصمیم را ببینند؛ در حالی که تنوع فکری میتواند به شناسایی فرضیات نادرست و اتخاذ تصمیمهای دقیقتر کمک کند.
وی همچنین خطاب به مدیران گفت: مدیر نباید همیشه نخستین فردی باشد که نظر خود را بیان میکند. بهتر است ابتدا اعضای تیم دیدگاهها و تحلیلهای خود را مطرح کنند و مدیر پس از شنیدن نظرات مختلف، جمعبندی کند.
از شکستها نیز باید درس گرفت
نظری با اشاره به دو الگوی «تفکر سربازی» و «تفکر پیشاهنگی» گفت: در تفکر سربازی، فرد تلاش میکند از باورهای قبلی خود دفاع کند، اما تفکر پیشاهنگی بر مشاهده واقعیتها و آمادگی برای تغییر دیدگاه در صورت مواجهه با شواهد جدید استوار است.
وی تأکید کرد: فرد دارای تفکر انتقادی نباید تنها به دنبال دفاع از باورهای خود باشد، بلکه باید بتواند واقعیتها را بررسی کند و در صورت لزوم، دیدگاه خود را تغییر دهد.
این استاد دانشگاه همچنین با تأکید بر ضرورت یادگیری از شکستها گفت: انسانها معمولاً تحت تأثیر داستانهای موفقیت قرار میگیرند، در حالی که شکستها نیز میتوانند درسهای ارزشمندی در اختیار ما قرار دهند.
وی افزود: نباید تنها براساس نمونههای موفق قضاوت کرد، زیرا بسیاری از نمونههای ناموفق دیده نمیشوند و همین مسئله میتواند برداشت ما از واقعیت را دچار خطا کند.
انسانها محترم هستند، نه همه باورها
نظری در پایان با اشاره به اهمیت نقد باورها اظهار کرد: این تصور که «هر عقیدهای محترم است» نیازمند بازنگری است؛ انسانها محترم هستند، اما باورها و عقاید باید مورد بررسی، نقد و ارزیابی قرار گیرند.
وی تأکید کرد: تفکر انتقادی نباید به ابزاری برای تمسخر یا تحقیر دیگران تبدیل شود. نقد کردن با بیاحترامی تفاوت دارد و افراد باید بتوانند دیدگاههای خود را با احترام و براساس استدلال مطرح کنند.
این استاد دانشگاه در پایان، آموزش کاربردی تفکر انتقادی، تفکر خلاق، تفکر تحلیلی و تفکر مشارکتی را برای مدیران و تصمیمگیران ضروری دانست و گفت: تقویت این مهارتها میتواند به تصمیمگیری آگاهانهتر، دقیقتر و مسئولانهتر در سطوح مختلف فردی و اجتماعی منجر شود.



