زنجان به تعاونی بیشتر نیاز ندارد، به تعاونی رقابتی نیاز دارد
یازاکو- ۱۳۱۷ تعاونی فعال در برابر ۱۴۷۳ تعاونی منحلشده و ۱۴۶ تعاونی راکد، برای بخش تعاون زنجان یک زنگ هشدار جدی است. مسئله را نباید با نسخه همیشگی «حمایت بیشتر دولت» پاسخ داد؛ زیرا بخشی از مشکل دقیقاً از همین وابستگی شکل گرفته است. راه نجات تعاون، عبور از تعاونیهای امتیازمحور و حرکت به سمت بنگاههای مستقل، حرفهای و رقابتپذیر است.

به گزارش یازاکو، جعفر ساعینیا_ تعاون در اصل قرار نبود جایگزین بازار شود؛ قرار بود به گروهی از افراد اجازه دهد با تجمیع سرمایه و توان خود، در بازار قدرت بیشتری پیدا کنند.
بنابراین تعاونی موفق، تعاونیای نیست که بیشترین تسهیلات را گرفته یا بیشترین حمایت دولتی را دریافت کرده باشد؛ تعاونی موفق آن است که بتواند در یک بازار رقابتی، مشتری پیدا کند، هزینههای خود را کنترل کند و بدون اتکا به رانت و امتیاز دولتی به فعالیت ادامه دهد. مشکل از جایی آغاز میشود که دولت به جای فراهم کردن زمین بازی، وارد زمین بازی میشود. وقتی بقای یک تعاونی به تسهیلات ارزان، زمین، مجوز، سهمیه یا حمایتهای اداری گره بخورد، انگیزهای برای افزایش بهرهوری و اصلاح ساختار مدیریتی باقی نمیماند.
در چنین شرایطی، بنگاه به جای آنکه برای مشتری رقابت کند، برای دریافت حمایت رقابت خواهد کرد. آمار تعاونیهای زنجان دقیقاً به همین دلیل باید جدی گرفته شود. وجود ۱۴۷۳ تعاونی منحلشده در کنار ۱۳۱۷ تعاونی فعال، لزوماً به این معنا نیست که تمام تعاونیهای منحلشده شکست اقتصادی خوردهاند؛ اما قطعاً پرسشی جدی درباره کیفیت ایجاد، مدیریت و استمرار این بنگاهها ایجاد میکند.
راهحل نیز نباید صرفاً تأسیس تعاونیهای جدید یا تزریق منابع مالی به تعاونیهای قدیمی باشد. راهحل، بازار است. تعاونی باید مانند هر بنگاه اقتصادی دیگری با معیارهای بازار سنجیده شود: محصول دارد یا نه؟ مشتری دارد یا نه؟ سودآور است یا نه؟ بهرهوری دارد یا نه؟ توان بازپرداخت بدهی خود را دارد یا نه؟ مدیریت آن تخصصی است یا نه؟ اگر پاسخ این پرسشها منفی است، تزریق منابع عمومی الزاماً مشکل را حل نمیکند؛ ممکن است فقط ورشکستگی را به تأخیر بیندازد. از همین منظر، اصلاح مدیریت تعاونیها اهمیت اساسی دارد.
اعضای تعاونی باید بتوانند مدیرانی را انتخاب کنند که توانایی مدیریت یک بنگاه اقتصادی را دارند، نه صرفاً افرادی که روابط بیشتری با ساختار اداری دارند. مدیریت حرفهای باید بتواند در برابر اعضا پاسخگو باشد و عملکردش نیز با شاخصهای روشن اقتصادی ارزیابی شود. از سوی دیگر، باید با تعاونیهای صوری بدون تعارف برخورد کرد.
اگر مجموعهای صرفاً برای دریافت زمین، تسهیلات یا یک امتیاز خاص تشکیل شده است، ادامه حیات آن نباید با منابع عمومی تضمین شود. حمایت از چنین ساختاری نه حمایت از تعاون، بلکه حمایت از ناکارآمدی است. دولت البته یک وظیفه مهم دارد، اما این وظیفه «تأمین بقای بنگاه» نیست. وظیفه دولت باید ایجاد محیطی باشد که در آن تشکیل تعاونی آسان، قوانین شفاف، فرآیندهای اداری کوتاه، مالیات و بیمه قابل پیشبینی و دسترسی به اطلاعات بازار ممکن باشد. تعاونیها نیز باید از دولت مطالبه «امتیاز» را به مطالبه «رقابت برابر» تغییر دهند.
اگر یک تعاونی واقعاً توان اقتصادی دارد، نباید برای ادامه فعالیت خود به رانت نیاز داشته باشد. اگر هم ندارد، منابع عمومی نمیتواند تا ابد هزینه ناکارآمدی آن را پرداخت کند. زنجان برای اصلاح بخش تعاون، بیش از آنکه به یک بسته حمایتی جدید نیاز داشته باشد، به انضباط بازار نیاز دارد؛ تعاونیهایی که مشتری ندارند باید اصلاح شوند، مدیرانی که عملکرد ندارند باید کنار بروند و ساختارهایی که صرفاً برای دریافت امتیاز ایجاد شدهاند، نباید با پول عمومی احیا شوند.
تعاون زمانی میتواند به اقتصاد مردممحور تبدیل شود که مردم را وارد مالکیت کند، نه اینکه آنها را برای دریافت حمایت دولتی پشت یک عنوان حقوقی جمع کند. آینده تعاون زنجان از مسیر «دولت بیشتر» نمیگذرد؛ از مسیر رقابت بیشتر، مدیریت حرفهایتر، شفافیت بیشتر و وابستگی کمتر به دولت میگذرد.



