ویژه خبری 2یادداشت

“اقتصاد سیاسی جنگ ، تهدیدات و فرصت ها “

از نگاه اقتصاد سیاسی هر جنگی، تهدیدات وفرصتهائی را پیش روی اقتصاد هر کشوری قرار می دهد در شرایط فعلی کشور و منطقه آذربایجان بررسی این موضوع در خور و البته مسئله پیچیده و مهمی است البته ؛گوش اگر گوش منصوبین وناله اگر ناله ماست آنچه البته به جایی نرسد فریاد است اما بهرحال عشق است و دغدغه و معشوقی بنام ملت و وطن و تبریز و آذربایجان، نمی شود به خود نپیچید وناله نکرد.

به گزارش یازاکو، جواد نیکبخت،می دانیم اداره هر سیستم چه درحد سازمان چه اجتماع منطقه ای، ملی و بین المللی نیازمند یک سری عوامل نرم افزاری وسخت افزاری است و در این بین اصل براهمیت عوامل نرم افزاری است چرا که اگر عوامل سخت افزاری حتی اگر به صورت مکفی در دسترس باشد نمی تواند جایگزین عوامل نرم افزاری و یا ایفاگر نقشی گردد.

اما اگر عوامل نرم افزاری درست در دسترس باشد می تواند نبود و یا نواقص احتمالی عوامل سخت افزاری را بنحوی تامین و یا با تغییر استراتژی، مدل و برنامه جایگزین و یا مدیریت نمایند وجود عوامل نرم افزاری مناسب می تواند اقتصاد را بفهمد پارامترهای سیاست و ماهیت کار سیاسی را بشناسد توان تشخیص بموقع شرایط و حالت های مناسب دفاعی و یا تهاجمی جنگی و بحرانی ، چگونگی گزینش استراتژی های موثر و کارای هر شرایطی را درک کند و تصمیم درست بگیرد البته که کسی منکر محدودیت ها و فشار شرایط جنگی و بحرانی نیست نظر اینست تقدم و تاخر و تاثر عوامل نرم افزاری و سخت افزاری را بفهمیم.

درست است جنگ مشکلات و صدمات جبران ناپذیری دارد ما هم شرایط جنگی و هم شرایط غیر جنگی را تجربه کرده ایم ما نفت بشکه ای هشت دلار و دویست دلار را هم تجربه کرده ایم آنچه تغییر نکرده شرایط اقتصادی، فرهنگی ، سیاسی و اجتماعی جامعه و روابط و مناسبات ملی منطقه ای و بین المللی ما هست چرا که ساختاری که تعریف شده و شکل گرفته و قالب بندی شده است غیر از مهره های خاص ( اصطلاحا خودی ) مهره دیگری را نمی بیند نمی خواهد ببیند و نمی پذیرد هرچند این مهره خیلی درست، به جا و موثر باشد ومتاسفانه این مهره های خودی که درطیف دو رنگ ( رنگی و سیاه ) نمود پیدا می کند نه دارای علم است نه دارای اندیشه و تعهد، یکی ادای علم یکی ادای تعهد را درمی آورد.

لیکن آنچه هست منفعت طلبی صرف و مطلق است و به قول شهید مطهری دو تیغه یک قیچی اند که ظاهرا بر خلاف هم اما در واقع برای نابودی هر چه عقلانی و منطقی است عمل می کند در این میان طیفی از بی رنگ ها و معاندین و مخالفین نیزپیدا می شند که هر از گاهی خود را به رنگ یکی از مهره های خودی در می آورد و ریشه هر چه امکان اصلاح سیستم باشد را از بن برمی کند

مخلص کلام اینکه جنگ قطعا بد است و باید تا حد امکان پرهیز شود اما شاید در شرایط خارج از کنترل تحمیل شود که صدمات غیر قابل جبران دارد اما در کنار تهدیدات متعدد به قول سردار سلیمانی شاید پر از فرصت نیز می تواند باشد اما در صورتی که مدیر، مدیر بحران و با علم، تجربه، شناخت از روند و پروسه های اجرائی و با خلاقیت و اهل میدان باشد و الا با مدیران دو طیف حاضر هست و نیست بر باد می رود چرا که حداکثر کار هردو گروه این مدیران مادام العمر بدون پاسخکو وغوغا سالار، انحصار طلب بازدید و تشکیل جلسات ودروغ های شاخ دار می باشند به فکر تغییر ساختار، درک اثر و جایگاه مدیر، تعریف و دسته بندی ها باشیم و بجای خودی قالب و معیارسنجش و گزینش مدیران را اصلاح کنیم چرا که به قول ریاست جمهوری  “اوشاخ شعورلی اولسا دئده نین مالین نئینیر- اوشاخ شعورشوز اولسا دئده نین مالین نئینیر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا