«خانیملار آیدینخاناسی»؛ روایتی از مطالبات اجتماعی که هنوز تازهاند
یازاکو- نمایش «خانیملار آیدینخاناسی» با محوریت داستانی برگرفته از یک شخصیت تاریخی و انجمنی واقعی، از ۲۸ شهریورماه در تبریز اجرا میشود.

به گزارش یازاکو، نازیلا ایرانزاد که کارگردانی این اثر را بر عهده دارد، معتقد است بسیاری از دغدغههایی که این نمایش در اوایل دهه ۸۰ مطرح میکرد، با وجود تغییر چهره و ظاهر مسائل اجتماعی، همچنان در جامعه امروز نیز وجود دارند.
نمایش «خانیملار آیدینخاناسی» یا «بیداریخانه نسوان»، نمایشی به نویسندگی حسین کیانی، کارگردانی نازیلا ایرانزاد و ترجمه ترکی آیدین سردارینیا، از ۲۸ شهریورماه در مجتمع فرهنگی و هنری ۲۹ بهمن تبریز میزبان علاقهمندان تئاتر خواهد بود.
نازیلا ایرانزاد در نشست خبری این نمایش، درباره موضوع و روند شکلگیری اثر گفت: داستان نمایش درباره زنی است که برای تحصیل در رشته ادبیات نمایشی راهی فرانسه میشود و پس از بازگشت به ایران، انجمنی با نام «بیداریخانه نسوان» تأسیس میکند.
به گفته او، نمایش از یک شخصیت تاریخی و یک انجمن واقعی الهام گرفته است، اما بخش قابل توجهی از آن نیز حاصل تخیل نویسنده و پرداخت دراماتیک داستان است.
ایرانزاد درباره انگیزه خود برای انتخاب این نمایش توضیح داد: این اثر از ابتدا موضوع و فضای مشخصی داشته و طبیعتاً مخاطب ویژه خود را پیدا خواهد کرد. او تأکید کرد که علاقهای ندارد آثار قبلیاش را تکرار کند و تلاش میکند در هر اجرا، موضوع تازهای را برای گفتوگو با تماشاگر انتخاب کند.
کارگردان «خانیملار آیدینخاناسی» با اشاره به سابقه آشنایی خود با این نمایشنامه اظهار کرد: از دهه ۸۰ این متن را میشناسم و از همان زمان تمایل داشتم روزی آن را اجرا کنم. در آن مقطع، نمایش در حال اجرا بود و خودم نیز به عنوان بازیگر در فعالیتهای نمایشی حضور داشتم، اما از نظر ایدئولوژیک با نگاه کارگردان آن اجرا اختلاف نظر داشتم.
وی افزود: همین تفاوت دیدگاه باعث شد این فکر در ذهنم شکل بگیرد که در فرصتی مناسب، متن را با نگاه و جهانبینی خودم روی صحنه ببرم و اجرایی منسجم و یکدست ارائه کنم.
ایرانزاد با اشاره به گذشت بیش از دو دهه از نخستین آشناییاش با این اثر گفت: اگرچه نمایش در اوایل دهه ۸۰ دغدغههای مشخصی را مطرح میکرد، اما امروز در سال ۱۴۰۵ نیز بخش مهمی از همان دغدغهها همچنان مطرح هستند. طی این ۲۰ تا ۲۵ سال شاید بسیاری از مشکلات، شکل و ظاهر مدرنتری به خود گرفته باشند، اما ریشه بسیاری از آنها همچنان تغییر نکرده است.
او ادامه داد: سال گذشته احساس کردم شرایط برای اجرای این متن مناسب شده است. قرار بود نمایش زودتر اجرا شود، اما وقوع جنگ مانع از آن شد و پس از جنگ نیز شرایط لازم برای روی صحنه رفتن اثر فراهم نشد.
کارگردان نمایش در بخش دیگری از سخنان خود درباره اجرای اثر به زبان ترکی اظهار کرد: در سالهای گذشته، اجرای تئاتر به زبان ترکی حساسیت و پرسشهای امروز را نداشت و برای من نیز زبان بیشتر ابزاری برای برقراری ارتباط با مخاطب بود و تمرکز اصلی روی محتوا قرار داشت.
وی اضافه کرد: امروز به نظر میرسد مخاطب تئاتر با زبان ترکی ارتباط راحتتری برقرار میکند و به همین دلیل این زبان برای اجرای نمایش انتخاب شده است.
ایرانزاد تأکید کرد که اجرای اثر به زبان فارسی نیز میتوانست امکانپذیر باشد و گفت: میان فارسی و ترکی هیچ برتری خاصی وجود ندارد و هر زبانی که بتواند ارتباط مؤثرتری با مخاطب برقرار کند، برای من انتخاب مناسبتری خواهد بود.
او همچنین درباره فعالیت همزمان در عرصه بازیگری و کارگردانی بیان کرد: برای من بازیگری به اندازه کارگردانی جذاب است و این دو حرفه را در یک سطح میبینم؛ بنابراین نمیتوانم یکی را بر دیگری ترجیح بدهم.
ایرانزاد درباره دلیل حضور خود تنها در جایگاه کارگردان در این پروژه نیز گفت: این بار ترجیح دادم فقط کارگردانی کنم، زیرا میخواهم تسلط و اشراف بیشتری بر صحنه داشته باشم و بتوانم اجرا را از بیرون مشاهده کنم. با این حال، بازیگری همچنان برای من جذابیت و وسوسه خاص خودش را دارد.
کارگردان نمایش در پاسخ به پرسشی درباره نحوه پرداختن اثر به زنان نیز گفت: صرف مطرح شدن واژههایی مانند «زن» یا «خانم» نباید این تصور را ایجاد کند که شخصیت زن حتماً باید در جایگاه قربانی قرار بگیرد تا یک نمایش بتواند به هدف خود برسد. من با چنین نگاهی موافق نیستم و اساساً نمایش قرار نیست زن را به عنوان یک قربانی به مخاطب معرفی کند.
وی افزود: دوره چنین نگاههایی گذشته است. آنچه برای من اهمیت دارد این است که تماشاگر، چه زن و چه مرد، پس از پایان نمایش از خود بپرسد در میان شخصیتهای این داستان کدام کاراکتر به او نزدیکتر است و اگر در موقعیت او قرار میگرفت، چه تصمیم و واکنشی از خود نشان میداد.
در بخش دیگری از نشست، دارا علیآبادی، بازیگر نمایش، درباره شخصیت خود در این اثر توضیح داد: نقشی که من بازی میکنم «ادیب» نام دارد؛ شخصیتی که با ادبیات آشناست و در این حوزه اطلاعات دارد، اما از نظر رفتاری چندان با مفهوم ادب فاصله ندارد. او به شدت با حضور دخترش در اجتماع مخالف است.
علیآبادی با اشاره به ویژگیهای این شخصیت گفت: «ادیب» در افکار و رفتارهای خود تضادهای فراوانی دارد و من تلاش کردم با کمک و راهنماییهای کارگردان، تا جایی که میتوانم این شخصیت را به درستی شکل بدهم. اینکه در این مسیر تا چه اندازه موفق بودهام، موضوعی است که در نهایت مخاطب باید درباره آن قضاوت کند.



