فرشی که جهان میشناسد، نمادی که تبریز ندارد
تبریز شهری است که نامش با تار و پود فرش در حافظه جهان ثبت شده است؛ شهری که قرنها پیش از آنکه «برند» و «هویت شهری» به واژگان مدیریت شهری راه پیدا کند، هنر خود را در قالب قالیهایی به جهان صادر میکرد که هر گرهشان روایتگر ذوق، صبر و شکوه فرهنگ ایرانی بود.

به گزارش یازاکو، بیژن اقابیگی: در بازار تاریخی تبریز و بهویژه در تیمچه مظفریه، فرش صرفاً یک صنعت نیست، بلکه دنیایی از نقش و رنگ، لچک و ترنج، گره و رج است؛ دنیایی که در آن دستان هنرمند بافندگان، ذوق طراحان و سنت دیرپای تجارت، پیوندی کمنظیر میان هنر، اقتصاد و فرهنگ شهری تبریز ایجاد کرده و این شهر را به یکی از شاخصترین نمادهای هنر قالیبافی در ایران و جهان بدل ساخته است.
فرش از دیرباز در تبریز تنها به عنوان یک کالا شناخته نمیشد و به نوعی زبان شهر و امضای شهر محسوب میگردید. با این همه، پارادکس تلخی، سالهاست که در سیمای این شهر دیده میشود: تبریزی که جهان آن را با فرشهای نفیسش میشناسد، در مناظرشهری خود هیچ نشانی درخور شان این هویت جهانی ندارد.
اقدام شهردار تبریز در صدور دستور طراحی و نصب المان «تبریز، شهر جهانی فرش» در ورودی شهر، حرکتی سنجیده و ستودنی در راستای پاسداشت هویت تاریخی و فرهنگی این شهر کهن است. این تصمیم، فراتر از یک اقدام عمرانی ساده، تلاشی آگاهانه برای روایت شکوه هنری تبریز در زبان کالبد شهر به شمار میآید. تبریز که نامش با تار و پود فرشهای نفیس در جهان گره خورده، سزاوار آن است که این افتخار را در سیمای ورودیها و نشانههای شهری خود به نمایش بگذارد. چنین المانی میتواند نخستین سلام فرهنگی تبریز به مسافران و گردشگران باشد؛ سلامی که از هنر، تاریخ و اصالت سخن میگوید. تحقق شایسته این ایده، تنها مسئولیت مدیریت شهری نیست، بلکه وظیفهای ملی برای همه ارکان مدیریت کشور است. فرش تبریز میراثی است که به تمام ایران تعلق دارد و نمادی از ذوق، صبر و خلاقیت ایرانیان در جهان به شمار میرود. از اینرو، شایسته است برترین و فاخرترین نماد فرش در شهر تبریز برپا شود تا مایه غرور هر ایرانی و نشانی ماندگار از جایگاه جهانی این هنر اصیل باشد.
از اینرو، طراحی و نصب المان «تبریز، شهر جهانی فرش» موضوعی نیست که با شتاب اداری و صرفاً در قالب یک پروژه پیمانکاری به سرانجام برسد. سخن از یک سازه تزئینی کنار جاده نیست؛ سخن از آفرینش نشانهای شهری است که قرار است نخستین تصویر تبریز را در ذهن مسافران حک کند. ورودی شهر، پیشانی هویت آن است و اگر این پیشانی با اثری شتابزده، کلیشهای یا کممایه آراسته شود، نهتنها فرصت معرفی شکوه تبریز از دست میرود، بلکه به شأن تاریخی آن نیز لطمه میزند. اما اگر این نماد با دانش، هنر و نگاه جهانی خلق شود، میتواند به خاطرهای ماندگار در حافظه شهر بدل گردد؛ نشانی که مسافر را به مکث، تأمل و روایت وادارد. تجربه شهرهای مختلف نشان داده است که نمادهای بیپشتوانه فکری و هنری، خیلی زود به اشیایی بیروح در منظر شهری تبدیل میشوند. تبریز اما در شأن چنین تجربههایی نیست. شهری که پرچم «شهر جهانی فرش» را بر دوش میکشد، باید میزبان اثری باشد که در تراز معماری و هنر جهانی تعریف شود. ساخت فاخرترین و ماندگارترین نماد فرش در تبریز، امروز نه یک پروژه شهری، بلکه مطالبهای ملی و ضرورتی برای پاسداشت یکی از درخشانترین نمادهای فرهنگ ایرانی است.

المان «تبریز، شهر جهانی فرش» نباید به پروژهای شتابزده و پیمانکاری فروکاسته شود؛ اینجا سخن از آفرینش نشانهای برای روح یک شهر است. ورودی تبریز، آستانه ورود به تاریخ و هنر ایران است و نخستین تصویری که در ذهن مسافر مینشیند، میتواند سرنوشت روایت این شهر را رقم بزند. اگر این نشانه با شتاب و بیاندیشه ساخته شود، فرصتی طلایی از دست میرود؛ اما اگر با نگاهی بزرگ و جهانی خلق گردد، میتواند به افسانهای شهری بدل شود. تبریز شایسته نمادی است که همچون تار و پود فرشهایش، روایتگر صبر، ظرافت و شکوه ایرانی باشد. امروز فرصتی کمنظیر پیش روی مدیران و مسئولان کشور قرار گرفته است: فرصتی برای خلق اثری که نهفقط در تبریز، بلکه در حافظه فرهنگی ایران ماندگار شود. بهرهگیری از این لحظه، میتواند گامی بلند در مسیر جهانیتر شدن تبریز باشد؛ گامی که نشان دهد شهر جهانی فرش، نماد جهانی خود را نیز در تراز همان عظمت برپا کرده است.
پیشنهاد برگزاری مسابقه طراحی المان فرش تبریز در سطح جهانی، صرفاً یک آرمانگرایی هنری نیست؛ یک ضرورت مدیریتی، فرهنگی و حتی اقتصادی است. وقتی عنوان پروژه، «تبریز، شهر جهانی فرش» است، طبیعی است که فرآیند طراحی آن نیز باید در اندازه همین عنوان باشد. تبریز میتواند با برگزاری یک مسابقه بینالمللی معماری، هنر شهری و طراحی منظر، از معماران، طراحان شهری، مجسمهسازان، هنرمندان مفهومی، طراحان نور، گرافیستهای محیطی و حتی طراحان فرش از ایران و جهان دعوت کند تا ایدههای خود را برای خلق این نشانه شهری ارایه دهند. چنین مسابقهای نه تنها کیفیت طرح را بالا میبرد، بلکه خود به یک رویداد فرهنگی و رسانهای مهم تبدیل میشود؛ رویدادی که دوباره نام تبریز را در نسبت با فرش، هنر و شهر در سطح ملی و جهانی مطرح میکند.
برگزاری مسابقهای جهانی برای طراحی المان «تبریز، شهر جهانی فرش» میتواند این پروژه را از چارچوب طرحهای محدود اداری فراتر ببرد و میدان را به خلاقیت بزرگترین ذهنهای معماری و هنر شهری بسپارد. فرش تبریز خود جهانی از معناست؛ از گرههای صبورانه و تار و پودهای استوار تا ترنجهای باشکوه و حاشیههایی که روایت تاریخ و زیباییاند. ترجمه این مفاهیم به زبان معماری و منظر شهری، تنها از دل رقابتی اندیشیده و تخصصی برمیآید؛ رقابتی که به جای یک حجم تزئینی ساده، امکان خلق فضایی شهری و ماندگار در ورودی تبریز را فراهم کند.
چنین فراخوانی میتواند معماران و هنرمندان برجسته جهان را در کنار استادکاران و طراحان فرش تبریز گرد هم آورد تا اثری پدید آید که هم ریشه در سنت هزارساله این هنر داشته باشد و هم با زبان معاصر جهان سخن بگوید. در آن صورت، المان ورودی جنوبشرق تبریز تنها یک سازه نمادین نخواهد بود؛ بلکه آستانهای باشکوه برای ورود به شهری خواهد شد که زیبایی را با دست میبافد. امروز این یک پیشنهاد ساده نیست، بلکه مطالبهای فرهنگی و ملی است: تبریز، پایتخت فرش جهان، باید نمادی در شأن همان عظمت داشته باشد.
فرش تبریز با شتاب بافته نشده است؛ هر گره آن حاصل صبر، ظرافت و دانشی نسلبهنسل است. پس نماد شهری آن نیز نباید شتابزده و کممایه متولد شود. المانی که نام فرش تبریز را بر خود میگیرد، باید همچون قالی نفیسی باشد که تارهایش از هنر، معماری، اندیشه و عشق به این شهر در هم تنیدهاند. تبریز، پایتخت فرش جهان، سزاوار نشانهای است در تراز همین شکوه؛ نشانهای که در ورودی شهر بایستد و به جهان بگوید اینجا سرزمین بافندگان زیبایی است.
از اینرو انتظار میرود شهرداری تبریز این فرصت تاریخی را به یک رویداد بزرگ ملی ـ بینالمللی تبدیل کند: فراخوانی فراگیر برای معماران، هنرمندان شهری، طراحان فرش، مجسمهسازان و طراحان نورپردازی تا بهترین ایدهها برای ورودی جنوبشرق شهر ارایه شود. چنین رقابتی، با داوری چهرههای معتبر، میتواند تبریز را دوباره در کانون توجه جهانی قرار دهد. امروز لحظهای تعیینکننده است؛ لحظهای که مدیران کشور میتوانند با خلق باشکوهترین نماد فرش، نام تبریز را یک بار دیگر در نقشه فرهنگی جهان برجسته کنند.



