لزوم تقویت بنیه اقتصادی از طریق پیوستگی با ساختارهای مالی جهانی
اگر به زمین سیاست با عینک واقعگرایی نگاه کنیم، «قدرت ملی» محصولِ همافزایی میان توانهای سخت (نظامی-تکنولوژیک) و توانهای اقتصادی است. با تحلیل سناریوی تقابل نظامی با ایالات متحده و اسرائیل، بهویژه در صورت اخلال در زیرساختهای هستهای، باید اذعان داشت که آسیبپذیری ساختاری ناشی از چنین درگیری، منجر به ایجاد یک «شکاف توانمندی» عمیق خواهد شد.

به گزارش یازاکو، محمود سعید، تخریب سایتهای هستهای نه تنها بازگشت به سطح پیشین را با یک «وقفه زمانی» بسیار طولانی مواجه کرده، بلکه به دلیل فرسایش سرمایه فیزیکی و تکنولوژیک، بازسازی آن را در شرایط اقتصاد تحت فشار، قریب به محال میسازد. علاوهبر این، تداوم استراتژی تقابل با آمریکا، منجر به افزایش شدید «هزینههای مبادله» و انزوای ساختاری میشود. حتی در صورت عدم تحقق یک شکست نظامی قاطع برای طرف مقابل، هزینههای ناشی از فشار حداکثری و قطع دسترسی به زنجیرههای تأمین جهانی، باعث فرسایش تدریجی «بنیه ملی» از طریق اقتصاد خواهد شد.
بنابراین، برای تداوم توانمندیهای استراتژیک، ایران نیازمند یک «چرخش واقعگرایانه» است. بازگشت به جریان اصلی اقتصاد جهانی، نه یک انتخاب ایدئولوژیک، بلکه ابزاری برای تقویت «قدرت سخت» است. تقویت بنیه اقتصادی از طریق پیوستگی با ساختارهای مالی جهانی،
زیرساختهای لازم برای تأمین هزینههای دفاعی و بازسازی توانهای استراتژیک را فراهم میآورد. در واقع، تنها با تبدیل اقتصاد از یک «نقطه ضعف استراتژیک» به یک «توانمندی حمایتی»، میتوان توازن میان نیاز به توسعه و ضرورت حفظ بازدارندگی را برقرار کرد.



