صنعت و معدن

توسعه صنعتی خوی؛ موتور خاموشی که باید روشن شود

یازاکو- خوی، دومین شهر بزرگ آذربایجان غربی، با موقعیت استثنایی در تقاطع مرز ترکیه، کریدور ترانزیتی شمال‌غرب و مجاورت با منطقه آزاد ماکو، یکی از پرظرفیت‌ترین قطب‌های صنعتی-شهری ایران است؛ اما اقتصاد شهری این شهرستان هنوز در تناقض آشکاری با جغرافیای طلایی‌اش به‌سر می‌برد.

به گزارش یازاکو، جعفر ساعی‌نیا_ از منظر اقتصاد منطقه‌ای، خوی در موقعیتی قرار دارد که نظریه‌پردازان اقتصاد فضا آن را «گره توسعه» می‌نامند؛ نقطه‌ای که جریان‌های تجاری، انسانی و اطلاعاتی در آن تلاقی می‌یابند. این شهرستان از غرب به گذرگاه مرزی رازی با ترکیه متصل است، از شمال با منطقه آزاد تجاری-صنعتی ماکو همسایه است و از جنوب به منطقه ویژه اقتصادی سلماس و سرو دسترسی دارد. چنین آرایشی جغرافیایی در کمتر شهرستانی از کشور دیده می‌شود.
در چارچوب نظریه قطب رشد، خوی ظرفیت آن را دارد که به‌عنوان «شهر پیشران» در آذربایجان غربی عمل کند؛ یعنی محرکی باشد که توسعه را به شهرستان‌های پیرامونی چون ماکو، سلماس و چالدران انتقال دهد. اما این نقش هنوز به‌درستی شکل نگرفته است.
از دید اقتصاد شهری، ساختار اقتصادی خوی دچار عدم‌توازن آشکار است. بخش بازرگانی و خرده‌فروشی در این شهر نسبتاً پررونق است، اما بخش صنعتی و تولیدی که باید موتور اصلی درآمد پایه شهر باشد، از توسعه کافی برخوردار نیست. در ادبیات اقتصاد شهری، این پدیده «بازارمحور شدن اقتصاد شهری» نام دارد؛ یعنی شهر به جای تولید، بیشتر توزیع می‌کند و در نتیجه ارزش‌افزوده کمتری محلی باقی می‌ماند.
شهرک صنعتی خوی، با وجود زیرساخت‌های اولیه، با خالی ماندن بخشی از واحدهای صنعتی دست‌وپنجه نرم می‌کند. دلایل اصلی این وضع را می‌توان در سه عامل ساختاری خلاصه کرد: نبود تأمین مالی بانکی مناسب برای واحدهای کوچک و متوسط، ضعف زنجیره تأمین مواد اولیه داخلی، و فقدان یک خوشه صنعتی انسجام‌یافته که شرکت‌های مکمل را در کنار هم قرار دهد.
مجاورت خوی با منطقه ویژه اقتصادی سلماس و سرو یک مزیت رقابتی نادر است. مناطق ویژه اقتصادی در تئوری اقتصادی، با معافیت‌های مالیاتی، تسهیل گمرکی و مقررات‌زدایی، هزینه مبادله را برای سرمایه‌گذار کاهش می‌دهند. اما در عمل، اگر اتصال این مناطق به بافت صنعتی شهر ضعیف باشد، منطقه ویژه به یک «جزیره اقتصادی» تبدیل می‌شود که اثر سرریز آن به اقتصاد شهری محدود خواهد بود.
مقررات خلق‌الساعه و دست‌وپاگیر ارزی و اداری مانع اصلی سرمایه‌گذاری در استان هستند. در واقع، تا زمانی که یک سرمایه‌گذار برای صادرات کالا از خوی به ترکیه با تله بروکراسی ارزی مواجه است، مزیت جغرافیایی این شهر به‌تنهایی کافی نخواهد بود.
رویکرد موثر برای توسعه صنعتی خوی، بر اساس اقتصاد منطقه‌ای، باید بر سه محور استوار باشد:
اول؛ خوشه‌سازی صنعتی — تمرکز بر صنایع تبدیلی کشاورزی، صنایع غذایی و قطعه‌سازی که هم با مزیت‌های داخلی استان همخوانی دارند و هم تقاضای صادراتی بالایی از بازار ترکیه و عراق دارند.
دوم؛ اتصال به کریدور ترانزیتی — یکپارچه‌سازی شهرک صنعتی خوی با محور لجستیکی ماکو-رازی به‌گونه‌ای که تولیدکنندگان محلی بتوانند مستقیماً از هاب ترانزیتی استان بهره‌برداری کنند.
سوم؛ تأمین مالی منطقه‌ای — راه‌اندازی صندوق توسعه مناطق مرزی با محوریت بانک‌های عامل، به‌ویژه برای حمایت از بنگاه‌های کوچک و متوسط که ستون فقرات اقتصاد شهری خوی را تشکیل می‌دهند.

خوی نمونه‌ای آموزنده از «شکاف میان پتانسیل و عملکرد» در اقتصاد شهری ایران است. این شهرستان همه مؤلفه‌های اولیه توسعه صنعتی را دارد: موقعیت جغرافیایی، مرز فعال، مناطق ویژه مجاور و نیروی کار محلی. آنچه کم است، یک اراده سیاستی منسجم در سطح ملی و استانی است که این مؤلفه‌ها را به هم وصل کند. اگر خوی بتواند نقش «گره صنعتی» را در شبکه اقتصادی غرب کشور ایفا کند، نه‌تنها معادلات توسعه آذربایجان غربی تغییر می‌کند، بلکه الگویی برای سایر شهرهای مرزی کشور خواهد بود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا