از ابریشم و فرش تا کارخانه پشمینه؛ روایت خاندان ایپکچی تبریز
خاندان اپیکچی در عصر قاجار از بازرگانان ابریشم و پارچههای ابریشمی در بازار تبریز بودند. صادرات ابریشم و فرش بخشی از فعالیتهای محوری تجارت این خاندان بود و برخی از اعضای این خاندان که به واردات نیز مشغول شدند، از عمده واردکنندگان قماش زنانه و مردانه از کشورهای مختلف اروپایی بودند.

به گزارش یازاکو، محمدهاشم اپیکچی فرزند حاج نصرالله از شخصیتهای برجسته و تأثیرگذار بازار تبریز بود و بهعنوان یک تاجر موفق و نیکوکار در شهر شناخته میشد. پدر او حاج نصرالله اپیکچی تولیدکننده دستبافها و دستمالهای ابریشمی بود که اغلب تولیدات او مشتریانی از اروپا داشت.
پیوند تجارت با تولید
حاج هاشم اپیکچی علاوه بر امر تجارت یکی از فعالان و مبارزان آزادی و از حامیان جنبش مشروطه نیز بود. او در دوران حضور خود در تبریز هم در زمینه فرش و هم در حوزه نساجی و پارچه، به تجارت مشغول بود و از واردکنندگان عمده پارچه و قماش به ایران بود.
اپیکچی از تغییرات زمانه و نیازهای جدید در جامعه آگاه بود و سعی میکرد تا از فرصتهای ایجادشده نیز بهرهمند شود. از جمله اینکه با افزایش واردات دوچرخه به ایران در فاصله سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۱۵ و گسترش استفاده از این وسیله نقلیه، احتیاج به لوازم یدکی و جانبی آن نیز بیشتر میشد. او در این دوره به واردات لوازم یدکی از آلمان نیز روی آورد.
حاج هاشم اپیکچی که در فکر تولید پارچه در تبریز بود، با ترغیب و تشویق تعدادی از تجار قماش تبریز، آنها را در کنار خود گرد آورد تا سنگ بنای سومین کارخانه ریسندگی و بافندگی تبریز را «پشمینه» بگذارند. پس از گفتوگوهای بسیار و تنظیم اساسنامه برای این کارخانه، میزان سرمایه موردنیاز و سهام آن مشخص شد. بعدازظهر روز ۲ آبان ۱۳۱۵ سهامدارانی که قصد مشارکت در ساخت این کارخانه را داشتند، در منزل او در راستهکوچه تبریز نخستین مجمع عمومی شرکت پشمینه را تشکیل دادند. در این مجمع پس از تصویب اساسنامه، هیئتمدیره این شرکت نیز انتخاب شد که حاج هاشم ایپکچی در مقام ریاست آن نشست.
حاج هاشم ایپکچی در دیگر مؤسسات صنعتی تبریز نیز مشارکت داشت، از جمله در کارخانه چرمسازی خسروی که تا سال ۱۳۲۱ هنوز هم یکی از سهامداران آن کارخانه بود. آخرین دوره انتخابات اتاق بازرگانی که او در آن شرکت کرد در سال ۱۳۲۳ بود، یعنی زمانی که وی هنوز در تبریز مشغول به کار بود.
در تجارت نیز این تجارتخانه از جمله صادرکنندگان مهم خشکبار ایران به بازار روسیه و نیز هندوستان بود. در سال ۱۳۱۳ اداره کل تجارت در پاسخ به کنسولگری ایران در هندوستان، حاج هاشم ایپکچی را بهعنوان یکی از تأمینکنندگان خشکبار ایران برای صادرات به هندوستان معرفی کرد.
حاج هاشم ایپکچی و برادرانش تجارتخانه مشترکی داشتند که تا پیش از جنگ دوم جهانی، شعبهای در تهران و دفتری نیز در تبریز داشت. پس از وقوع جنگ و اشغال تبریز هم برادران او به تهران مهاجرت کردند. هر سه فرزند حاج هاشم نیز در سرای بوعلی بازار تهران حجرهای برای کسبوکار خود دایر کردند.
او با ایجاد تجارتخانه «حاج هاشم ایپکچی و پسران»، سالیان طولانی در سرای حاجسیدحسین کهنه در امر تجارت داخلی و خارجی فعال بود و پسران ایشان نیز به نامهای غلام، محمدصادق و محمدباقر همراه و ادامهدهنده راه پدر بودند.
حاج هاشم ایپکچی سالیان آخر عمر خود را ساکن قم بود و در همان شهر دیده از جهان فروبست و طبق وصیتش در نجف اشرف به خاک سپرده شد.
پسر در راهی دگر
از سال ۱۳۲۴ فرزند او محمدباقر ایپکچی پس از سالها همکاری با پدر، منوال گذشته و تجارت پدر به واردات انواع قماش و منسوجات و نیز شیشه و بلور پرداخت. پس از آن، آهنآلات و چینیآلات و لوازم برق نیز در زمره واردات او قرار گرفت. تنوع لوازم وارداتی این تجارتخانه در سالهای بعد، از فروشهای اروپایی به لوازم برق خانه و آشپزخانه گسترش یافت. در دهه ۱۳۴۰ این تجارتخانه یکی از واردکنندگان اصلی لوازم خانگی مانند کولر، اجاق گاز، یخچال، ماشینهای لباسشویی و جاروبرقی در بازار تبریز بود.
از میان دیگر اعضای این خاندان، حاج رضا ایپکچی برادر حاج نصرالله نیز در تبریز و تهران به تجارت ابریشم و انواع پارچه مشغول بود. او از معدود بازرگانانی بود که پیش از جنگ جهانی دوم، در کنار صادرات پیله ابریشم گیلان، لاس (فضولات ابریشم) را که حاصل ابریشمکشی در کارگاههای شمال ایران بود و مصرفی در داخل کشور نداشت، به فرانسه صادر میکرد. او و فرزندانش در سالهای پس از جنگ جهانی دوم از تجار مهم قماش در بازار تهران بودند.
جواد ایپکچی فرزند ارشد او در سرای بازار تهران به واردات انواع قماش، از جمله پارچههای ابریشمی و نیز آهنآلات مشغول بود. او در سالهای پس از ۱۳۳۰، صادرات پنبه و پشم و نیز قماش را در تجارتخانه خود در دست داشت.
همچنین عباس ایپکچی، در سهدالان ملک بازار تهران، واردکننده اقلام بسیار متنوعی از بازارهای اروپایی و روسیه بود که مواد شیمیایی، فلزات، رنگ، انواع قماش، ابریشم مصنوعی، چای و ادویهجات از جمله این کالاها بودند.
اسماعیل ایپکچی و برادرانش که تجارتخانههایی در سرای امیر تبریز و بازار تبریز داشتند، در دهه ۱۳۲۰ از واردکنندگان مهم پارچههای پشمی به ایران بودند.
خانوادهای که در تبریز مشهور به عمارت ایپکچی بود پس از خروج اغلب اعضای خاندان ایپکچی از تبریز در سال ۱۳۲۳ توسط کنسولگری شوروی در تبریز مورد استفاده قرار گرفت و بیمارستانی در آن احداث شد که به معالجه رایگان مستمندان میپرداخت و هزینههای آن توسط سرکنسولگری شوروی تأمین میشد.
برگرفته از کتاب تاریخ اطاق تبریز





