سرطان ساختارهای عروقی–عصبی مغز را تغییر میدهد
نتایج یک مطالعه مروری نشان میدهد که سرطانها، چه در داخل سیستم عصبی مرکزی و چه در سایر نقاط بدن، میتوانند ساختار و عملکرد واحد نوروعروقی مغز را تحت تأثیر قرار دهند؛ یافتهای که به گفته پژوهشگران، درک بهتر آن میتواند به توسعه راهکارهای درمانی مؤثر برای پیشگیری یا کاهش عوارض عصبی در بیماران مبتلا به سرطان کمک کند.

به گزارش یازاکو به نقل از دانشگاه علوم پزشکی تبریز، واحد نوروعروقی مغز متشکل از نورونها، سلولهای گلیال، سلولهای اندوتلیال و سد خونی–مغزی است و نقش اساسی در حفظ تعادل و عملکرد طبیعی مغز دارد. این واحد حیاتی، با تنظیم جریان خون مغزی، انتقال مواد مغذی و محافظت از مغز در برابر عوامل آسیبزا، شرایط لازم برای فعالیت صحیح سلولهای عصبی را فراهم میکند.
این مطالعه نشان میدهد که سرطانها، چه در داخل سیستم عصبی مرکزی و چه در سایر نقاط بدن، میتوانند عملکرد این واحد حیاتی را تحت تأثیر قرار دهند. تومورها از طریق ترشح فاکتورهای التهابی، وزیکولهای خارجسلولی و تغییر در نفوذپذیری سد خونی–مغزی، موجب اختلال در ارتباطات سلولی و بروز التهاب عصبی میشوند.
مغز حتی بدون متاستاز هم واکنش نشان میدهد
یکی از یافتههای مهم این مطالعه این است که حتی در مواردی که متاستاز مغزی رخ نداده است، پیامرسانهای توموری موجود در گردش خون قادرند ساختار و عملکرد عروقی–عصبی مغز را تغییر دهند. این یافته نشان میدهد که مغز نسبت به سرطانهای سیستمیک نیز واکنش فعال دارد و صرفاً یک عضو منفعل در برابر بیماری سرطان نیست.
بر اساس این پژوهش، تومورها میتوانند از راههای مختلف بر مغز اثر بگذارند:
· ترشح فاکتورهای التهابی: که باعث فعال شدن سلولهای ایمنی مغز و بروز التهاب عصبی میشوند.
· وزیکولهای خارجسلولی: که حامل پیامهای مولکولی تومور هستند و میتوانند به سلولهای مغزی برسند.
· تغییر در نفوذپذیری سد خونی–مغزی: که باعث ورود عوامل مضر به بافت مغز و اختلال در تعادل محیط داخلی مغز میشود.
محمد کریمیپور، پژوهشگر این طرحدر گفتوگو با ایرنا با اشاره به یافتههای این مطالعه گفت: این یافتهها نشان میدهد که مغز نسبت به سرطانهای سیستمیک نیز واکنش فعال دارد.
وی افزود: درک بهتر این سازوکارها میتواند به توسعه راهکارهای درمانی مؤثر برای پیشگیری یا کاهش عوارض عصبی در بیماران مبتلا به سرطان کمک کند.
اهمیت بالینی یافتهها
به گفته پژوهشگران، این یافتهها میتواند در آینده به طراحی روشهای تشخیصی و درمانی جدید برای بیماران سرطانی کمک کند. برای مثال، شناسایی پیامرسانهای توموری که بر مغز اثر میگذارند، میتواند به عنوان نشانگرهای زیستی برای تشخیص زودهنگام عوارض عصبی مورد استفاده قرار گیرد.
همچنین، مداخلات درمانی که بر محورهای التهابی و مسیرهای پیامرسانی تومور–مغز متمرکز هستند، میتوانند به کاهش عوارض عصبی ناشی از سرطان کمک کنند و کیفیت زندگی بیماران را بهبود بخشند.
پیشنهادهای پژوهشی
بر اساس نتایج این مطالعه، پیشنهاد میشود:
· مطالعات بیشتر برای شناسایی دقیق سازوکارهای ارتباط تومور با واحد نوروعروقی مغز انجام شود.
· نشانگرهای زیستی برای تشخیص زودهنگام عوارض عصبی در بیماران سرطانی شناسایی شوند.
· مداخلات درمانی هدفمند برای کاهش التهاب عصبی و محافظت از سد خونی–مغزی طراحی شوند.
نتیجهگیری
این مطالعه مروری نشان داد که سرطان فراتر از یک بیماری موضعی، میتواند بر عملکرد مغز و ساختارهای عروقی–عصبی آن تأثیر بگذارد. درک بهتر این تعاملات پیچیده میتواند به بهبود مدیریت بیماران سرطانی و کاهش عوارض عصبی آنها کمک کند و زمینهساز تحقیقات آینده در این حوزه باشد


