هویج و چماق در اقتصاد ایران؛ پیامک امید، سایت ناامید!
یازاکو- وقتی تورم قدرت خرید مردم را میبلعد، پیامک افزایش اعتبار کالابرگ امید میدهد؛ اما اختلال سامانه و مهلتهای محدود، همین امید را به اضطراب تبدیل میکند. آیا سیاست حمایت معیشتی قرار است از فشار مردم کم کند یا ناخواسته بر بار روانی زندگی آنها بیفزاید؟

به گزارش یازاکو، حسن عدالتی_ دولت برای افزایش اعتبار کالابرگ برخی خانوارهای ایرانی پیامک فرستاده و از سرپرستان خانوار خواسته است تا ساعت ۲۴ روز ۲۱ مهرماه، خوداظهاری خود را در پنجره ملی خدمات دولت هوشمند ثبت کنند. اما وقتی شهروند برای ثبت اطلاعات به سامانه مراجعه میکند و با سایتی از دسترس خارجشده روبهرو میشود، ماجرا به طنزی تلخ از حکمرانی اقتصادی تبدیل میشود: وعده حمایت از یک طرف، مانع دریافت حمایت از طرف دیگر!
پیامک امید میدهد، سامانه ناامید میکند و ساعت هم بیوقفه میگذرد؛ گویی در اقتصاد ایران، حتی دریافت کمک معیشتی هم باید به مسابقهای با زمان و اعصاب مردم تبدیل شود.
اقتصاد تورمی؛ وقتی فقر، آرامش روانی را هم میبلعد
خانوار ایرانی امروز فقط با کاهش قدرت خرید مواجه نیست؛ بلکه زیر فشار مداوم نااطمینانی اقتصادی نیز زندگی میکند. افزایش قیمت خوراک و مسکن، دشواری تأمین هزینههای روزمره و نگرانی از آینده، تصمیمهای ساده زندگی را به محاسباتی فرساینده تبدیل کرده است.
در چنین شرایطی، مسئله فقط این نیست که درآمد یک خانواده تا چه اندازه هزینههایش را پوشش میدهد؛ مسئله این است که اعضای آن خانواده با چه میزان اضطراب، نگرانی و ناامنی روانی زندگی میکنند.
پدر یا مادری که هر روز باید میان اجاره خانه، خرید مواد غذایی، هزینه تحصیل فرزندان و سایر مخارج ضروری انتخاب کند، صرفاً با یک مسئله حسابداری روبهرو نیست. فشار دائمی تأمین معاش میتواند توان تصمیمگیری، تمرکز و برنامهریزی برای آینده را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
در چنین فضایی، کالابرگ میتواند بخشی از فشار اقتصادی را کاهش دهد؛ اما وقتی دریافت همین حمایت به ثبت اطلاعات در یک سامانه ناپایدار و رعایت مهلتی محدود وابسته میشود، نگرانی تازهای به نگرانیهای قبلی اضافه خواهد شد.
مردمی که زیر فشار تورم هستند، برای دریافت حمایت معیشتی نباید مجبور باشند هزینه روانی دیگری بپردازند.
پیامک امید، مهلت اضطراب؛ هویج و چماق حکمرانی
در ادبیات سیاسی، سیاست «هویج و چماق» به ترکیب تشویق و فشار اشاره دارد. در این ماجرا، پیامک افزایش اعتبار کالابرگ نقش هویج را بازی میکند؛ اما چماق فقط تورم، اجارهخانه و هزینههای سنگین زندگی نیست. بلاتکلیفی ناشی از اختلال سامانه و نگرانی از پایان مهلت نیز به این فشار اضافه میشود.
تصور کنید خانوادهای با درآمد محدود، افزایش اعتبار کالابرگ را فرصتی برای تأمین بخشی از نیازهای ضروری خود میبیند. پیامک از او میخواهد در مهلتی مشخص اقدام کند. شهروند وارد سامانه میشود، اما سایت کار نمیکند. دوباره تلاش میکند، منتظر میماند و نگران میشود که مبادا فرصت دریافت کمک را از دست بدهد.
در این میان، یک پرسش اساسی مطرح است: چرا شهروندی که مسئول اختلال زیرساخت دولتی نیست، باید نگران پیامدهای آن باشد؟
از منظر اقتصادی، حمایت معیشتی زمانی مؤثر است که هزینه دسترسی به آن حداقل باشد. از منظر روانشناختی نیز، حمایت زمانی به کاهش فشار کمک میکند که با اطمینان، شفافیت و پیشبینیپذیری همراه باشد؛ نه اینکه خود به منشأ نگرانی و بلاتکلیفی تبدیل شود.
وقتی شهروند نمیداند سامانه چه زمانی فعال میشود، آیا مهلت تمدید خواهد شد و آیا فرصت دریافت اعتبار را از دست میدهد، مشکل دیگر صرفاً فنی نیست. این وضعیت میتواند احساس بیاختیاری را تشدید کند و اعتماد مردم به فرایندهای اداری را کاهش دهد.
کالابرگ؛ مُسکن معیشتی یا راهحل اقتصادی؟
تحریمها، محدودیتهای تجاری، سیاستگذاریهای اقتصادی و تورم، هرکدام به شکلی بر وضعیت معیشتی خانوارها اثر میگذارند. در این میان، کالابرگ میتواند به تأمین بخشی از نیازهای اساسی کمک کند؛ اما نباید از آن انتظار داشت جایگزین اصلاحات اقتصادی شود.
افزایش اعتبار کالابرگ، بدون مهار تورم و بهبود درآمد واقعی خانوارها، ممکن است تنها بخشی از فشار را برای مدتی کوتاه کاهش دهد. اگر قیمت کالاهای اساسی همچنان افزایش یابد، ارزش واقعی حمایت نیز بهتدریج تحلیل میرود.
در کنار این مسئله، کیفیت اجرای سیاست نیز اهمیت دارد. دولت باید پیش از ارسال پیامک، از آمادگی سامانه و ظرفیت پاسخگویی آن اطمینان حاصل کند و در صورت بروز اختلال، مهلت ثبت اطلاعات را تمدید کند. هیچ خانواری نباید به دلیل نقص زیرساختهای دولتی از فرصتی که برای دریافت حمایت در نظر گرفته شده، محروم شود.
حمایت معیشتی نباید به آزمون صبر مردم تبدیل شود
خانوار ایرانی امروز همزمان با فشار اقتصادی، نگرانی از آینده و دشواری تأمین نیازهای اولیه دستوپنجه نرم میکند. در چنین شرایطی، هر سیاست حمایتی باید علاوه بر اثر اقتصادی، از منظر پیامدهای روانی و اجتماعی نیز ارزیابی شود.
مردم به پیامکهای امیدوارکنندهتر نیاز ندارند؛ آنها به سیاستهایی نیاز دارند که قدرت خریدشان را حفظ کند، دسترسی به خدمات عمومی را آسانتر سازد و از بار نگرانیهای روزمرهشان بکاهد.
دولت اگر میخواهد هویج حمایت معیشتی را به مردم نشان دهد، باید مراقب باشد که در مسیر رسیدن به آن، بار دیگری بر دوش خانوادههای زیر فشار تورم نگذارد. حمایت واقعی، فقط وعده کمک نیست؛ کاستن از رنج اقتصادی و روانی مردم است.
نویسنده: حسن عدالتی، دکترای مدیریت استراتژیک



