• امروز : یکشنبه - ۸ خرداد - ۱۴۰۱
  • برابر با : Sunday - 29 May - 2022
2
بحران زیست محیطی؛

قهر طبیعت یا فقر سیاست

  • کد خبر : 62134
  • 23 اردیبهشت 1401 - 14:00
قهر طبیعت یا فقر سیاست
آنچه که در این میان در رسانه ها و نیز شبکه های اجتماعی خودنمایی می کند، دو عامل تغییرات اقلیمی بلندمدت و نیز پروژه های آبی ترکیه بیشتر مطمح نظر قرار گرفته است. در بحث تغییرات اکولوژیکی و خشکسالی های طولانی مدت برخی گزارش ها از جمله برآوردهای اخیر ناسا در خصوص تشدید بحرانهای زیست محیطی کشورهای خاورمیانه در 30 سال آتی و احتمال مهاجرت و بلکه کوچ های اجباری بزرگ انسانی حاکی از آن است که روندهای فعلی بسیار نگران کننده بوده پیامدهای اجتماعی بزرگی در پی خواهد داشت.

یازاکو؛ میرقاسم بنی‌هاشمی چند هفته‎ای است که گردوغبار خفه کننده بخش بزرگی از کشورمان را فرا گرفته از جمله حتی پایتخت! این بحران زیست محیطی که سالیان سال حیات اجتماعی و امنیت انسانی مناطق جنوب غرب کشور به ویژه خوزستان را فلج کرده است، پس از ماندگاری این گردوغبارها در «مرکز» توجهات را بیشتر به خود جلب نمود و هر روز علل جدیدی کشف می‎شود؛ آنچه که در این میان در رسانه‎ ها و نیز شبکه‎ های اجتماعی خودنمایی می کند، دو عامل تغییرات اقلیمی بلندمدت و نیز پروژه های آبی ترکیه بیشتر مطمح نظر قرار گرفته است. در بحث تغییرات اکولوژیکی و خشکسالی های طولانی مدت برخی گزارش ها از جمله برآوردهای اخیر ناسا در خصوص تشدید بحران های زیست محیطی کشورهای خاورمیانه در ۳۰ سال آتی و احتمال مهاجرت و بلکه کوچ‏ های اجباری بزرگ انسانی حاکی از آن است که روندهای فعلی بسیار نگران کننده بوده پیامدهای اجتماعی بزرگی در پی خواهد داشت. البته چند سالی است در داخل ایران این مهاجرت های بزرگ اجباری از جنوب غرب و شرق به سمت مناطق مرکزی و شمال کشور آغاز شده است. در این میان سوال مهم این است که چرا و چگونه محیط زیست و طبیعت ایران و کشورهای منطقه به وضعیت کنونی رسیده است. باید پرسید کدام عامل نقش مهمی در ظهور این وضع دارد؟ آیا قهر طبیعت و خشکسالی های طولانی در سطح داخلی و یا فراملی مهمترین عامل بوده، سدسازی ها و سازه‌های آبی کشورها مقصر اصلی است، آیا الگوهای حکمرانی سیاسی و پارادایم های توسعه ملی و یا الگوی مناسبات بین کشورها طبیعت ایران و کشورهای منطقه را به نابودی و فلاکت کشانده است؟ مفروض نوشته این است که بیش از این که قهر طبیعت فلاکت فعلی را پدیدار کرده باشد، نابودی طبیعت به دست دولت ها و ملت های منطقه از شمال آفریقا، خاورمیانه و تا شبه قاره هند مسبب اصلی می ‎باشد. به عبارتی دیگر عقب ‎ماندگی سیاسی، بحران تدبیر در سیاستگذاری های زیست محیطی و سیاست های ویرانگر توسعه اقتصادی کشورها و به ویژه الگوی مناسبات و صغوریّت سیاسی در روابط کشورها، تبیین‎گر این ماجراست. در این خصوص به اختصار به چند نکته اشاره می‎ گردد جهت استحضار کارشناسان امر و اولیای امور!

جنگ‏ها و بحران‏ های سیاسی؛ دهه‎های طولانی است که محیط ژئوپلیتیکی ایران از غرب آسیا تا شمال آفریقا درگیر انواع جنگ ها و منازعات خونین سیاسی می‎ باشد. از یک سو عدم تکوین بنیان های دولت ملی مدرن و استمرار ساختار دولت های ضعیف و نامشروع، زمینه‏ ساز انقلاب ها و جنگ های داخلی در این مناطق شده و از سوی دیگر زمینه شکل‎ گیری جنگ های بزرگی بین کشورها بوده است. در سطح سیاست داخلی مختصاتی مانند پایداری خودکامگی های سیاسی، تسلط الیگارشی‎ های نظامی و سیاسی و در سطح روابط خارجی وضعیت‎ هایی مانند تنازع بقا، سیاست رئالیسم خشن و تداوم وضعیت معمای امنیت بین دولت ها در مدتی بیش از نیم قرن بر محیط امنیتی منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا مستولی بوده است. چنین واقعیتی چند پیامد فاجعه بار برای طبیعت کشورها داشته است؛ اولاً جنگهای طولانی مانند جنگ ایران- عراق، جنگ یمن- عربستان، آذربایجان- ارمنستان، جنگهای داخلی سوریه و لیبی و … موجب نابودی صدها شهر و هزاران روستا، نابودی جنگلها و عدم امکان کشت میلیون ها هکتار از اراضی مستعد کشاورزی در مناطق جنگی شده، ثانیاً این جنگها، از یکسو تریلیون ها دلار خسارتهای مادی مستقیم ایجاد نموده و از سوی دیگر فرصتها و منابع مالی کشورها را که بایستی به توسعه و نوسازی زیرساخت های آب و فاضلاب شهر و یا نظام حمل و نقل و مکانیزاسیون نظام سنتی کشاورزی اختصاص می یافت، صرف هزینه ‎های نظامی و نابودی کشورها شده است.

نوسازی کشورها و توسعه ناپایدار؛ کشورهای صنعتی از دهه ‏های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ پیامدهای توسعه صنعتی، گسترش شهرنشینی و رشد اقتصادی بی‏ رویه را متوجه شدند و استراتژی توسعه پایدار مبتنی بر تعادل بین رشد اقتصاد، رشد جمعیت و حفظ محیط‌زیست در دستور کار قرار گرفت و برنامه های توسعه در چارچوب اسناد الزام ‎آور آمایش سرزمین اجرا شد. موفقیت و استراتژی نسبتاً مطلوب کشورهای صنعتی دنیا در حفظ طبیعت از دستاوردهای این رویکرد و اراده می ‎باشد. اما انقلابها، کودتاها و بحران های بزرگ سیاسی در ایران، ترکیه، الجزایر، مصر، پاکستان و … ، حفظ محیط زیست و طبیعت را از اولویت دولت ها و حاکمان سیاسی خارج نموده و الگوی مبتنی بر توسعه پایدار را به حاشیه راند. اقتصاد سیاسی تک محصولی و مبتنی بر غارت و نابودی منابع طبیعی در اکثر این کشورها توسعه ای مبتنی بر طبیعت ستیزی را بر جای گذاشت. از این رو بخش بزرگی از چالش های موجود مانند بحران خشک شدن دریاچه ها و رودخانه ها، آلودگی هوا، ریزگردها و … میراث الگوی توسعه ناپایدار این کشورها از جمله ایران در چند دهه گذشته می ‎باشد. آنچنان که یکی از مدیران ارشد سازمان هواشناسی کشور در اواسط اردیبهشت ۱۴۰۱ اشاره نمود که بیش از ۷۰ درصد گردوخاک های ایران منشاء داخلی دارد.

سازه های آبی و تشدید بحران؛ در یک صد سال اخیر ساخت و بهره برداری از سازه های آبی بزرگی در ایران و کشورهای همجوار به مهمترین مکانیزم مدیریت و کنترل منابع آبهای سطحی رودخانه ها و نزولات آسمانی تبدیل شد. این تحول استراتژیک در بهره‏ گیری از منابع آبی چند پیامد بزرگ به دنبال داشت؛ نخست این که دسترسی آسانتر به منابع آبی بزرگ در پایین دست سدها، الگوی کشت میلیون ها هکتار از اراضی کشاورزی را در تمام کشورهای منطقه به سمت محصولات آب بر سوق داد که بعضاً ارزش اقتصادی این محصولات از ارزش آب مصرفی کمتر برآورد می شود. دوم این که، در اکثر کشورهای منطقه از جمله ایران، پروژه های سدسازی برای مدیریت منابع آبی ناقص و نیمه تمام اجرا شد. به این معنی که هر سد آبی نیازمند هزاران کیلومتر مسیر و کانال های سازه ‏ای و یا لوله های اصلی و فرعی انتقال آب بود که عملا اجرایی نشد، همچنین در اکثر کشورهای منطقه به خاطر دو بحث اول این نوشتار (جنگ ها، بحران های سیاسی و الگوی توسعه ناپایدار)، مکانیزاسیون سیستم آبیاری در بخش کشاورزی و نیز نوسازی سیستم های انتقال آب شهر صنعتی و سیستم های آب و فاضلاب شهری به فراموشی سپرده شد و این وضعیت موجب هدررفت سهمناکی در استفاده از منابع آبی شد. مثلا سیستم فاضلاب شهری تهران هنوز پس از چند دهه تکمیل نشده و بیش از نصف مردم تهران به سیستم انتقال فاضلاب شهری دسترسی ندارند و به همین خاطر پساب آب و فاضلاب مسکونی و تجاری تهران وارد صدها هزار چاه و آب انبارهای زیرزمین شهری می ‏شود. فاجعه مصرف آب در بخش کشاورزی فرار از بخش شهری می ‎باشد. برآوردها بر این است که منابع آب مصرفی در سیستم کشت سنتی در کشورهایی مانند ایران و عراق که در منطقه اقلیمی نیمه خشک قرار دارند، در یک سال زراعی چند برابر میانگین مصرف و استانداردهای جهانی است. بر این مبنا در کشور کم آبی مانند ایران در بخش کشاورزی یا صنعت در طول ۱۰ سال شاید به اندازه ۳۰ یا ۴۰ سال آب برداشت و مصرف می شود. نکته سوم این که تجمیع منابع آبی در پشت سدها و انتقال آن علاوه بر حوزه های کشاورزی و صنعتی، الگوی مصرف در بخش شهری و خانگی را نیز به طور گسترده‎ای تغییر داد و میزان مصرف به شدت افزایش یافت و این امر علاوه بر ایجاد بحران در تامین حقابه دریاچه‏ها و رودخانه‎ها، زمینه بازگشت به چاه‎ های عمیق در پیرامون شهرها را افزایش داد و نتیجه آن بحران های زیست محیطی جدید مانند بحران دریاچه ارومیه، فرونشست زمین ها و … بوده است. نکته چهارم نیز این که، بحران های سیاسی داخلی و نیز جنگ های چند دهه گذشته زمینه همکاری‏ های مشترک منطقه ‎ای و دیپلماسی آب به ویژه در حوزه رودخانه های مشترک را به حاشیه برد و برخی کشورهای بالادست مانند ترکیه در چارچوب منافع و نیازهای آبی خود و بدون توجه به نیازهای آبی کشورهای پایین دست به طرح و اجرای مگا پروژه ‎هایی مانند گاپ (پروژه آناتولی جنوبی) پرداختند و تامین منابع آبی در پایین دست رودخانه‎ های دجله و فرات با محدودیت ها و چالش های جدی مواجه شده است که طبعاً این امر نیز در کنار دیگر عوامل اشاره شده از عوامل موثر بر بروز بحرانهای زیست محیطی در ایران، عراق و سوریه می ‎باشد. نقشه زیر که مسیر گردوخاک های سالانه شمال آفریقا و خاورمیانه را نشان می ‎دهد، نتیجه سه موضوع مورد نظر این یادداشت می‌باشد.

لینک کوتاه : https://yazeco.ir/?p=62134

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ابر برچسب
});