اگر جنگلهای قرهداغ کنار تهران بود، جادهاش ساخته شده بود
یازاکو- جنگلهای قرهداغ و مناطق بکر آبشاحمد سرمایهای اقتصادی، گردشگری و زیستمحیطیاند. اما وقتی نوبت به زیرساخت میرسد، سهم این منطقه از توسعه گویی به اندازه ارزش آن نیست. اگر همین جنگلها در چند ده کیلومتری تهران قرار داشتند، آیا هنوز برای رسیدن به آنها باید از جادههای فرسوده و مسیرهای دشوار عبور میکردیم؟

به گزارش یازاکو، جعفر ساعینیا_ قرهداغ یک منطقه معمولی نیست. این محدوده یکی از مهمترین زیستبومهای آذربایجان است و قرهداغ، کلیبر، ورزقان، هوراند، آبشاحمد و خداآفرین را دربرمیگیرد. ظرفیت گردشگری آن نیز سالهاست در گزارشها و برنامههای توسعهای مورد تأکید قرار گرفته است.
با این حال، تناقض آزاردهنده همینجاست: منطقهای که میتواند گردشگر، سرمایه و اشتغال تولید کند، از زیرساختی که شرط اولیه همین توسعه است، محروم مانده است. حتی در اسناد قدیمیتر، برای محورهای دسترسی در قرهداغ و بهسازی برخی جادهها طرح و اعتبار پیشبینی شده بود؛ اما مسئله دسترسی همچنان پابرجاست.
این همان جایی است که باید از «تبعیض توسعهای» حرف زد.
تبعیض الزاماً این نیست که یک مقام دولتی رسماً بگوید «برای این منطقه جاده نمیسازیم». تبعیض گاهی در تفاوت اولویتها، سرعت اجرا، تخصیص منابع و کیفیت زیرساخت خودش را نشان میدهد. وقتی برای مناطق برخوردار، پروژههای بزرگ و چندلایه تعریف میشود اما یک منطقه دارای جنگل، طبیعت، گردشگری و ظرفیت اقتصادی برای سالها با مشکل دسترسی مواجه است، نمیتوان این شکاف را صرفاً یک اتفاق فنی دانست.
البته توسعه جاده در جنگل نباید به معنای تخریب جنگلها باشد. اتفاقاً برعکس؛ جاده باید با مطالعات محیطزیستی، استاندارد و کمترین آسیب به زیستبوم ساخته شود. اما حفاظت از طبیعت نباید بهانهای برای محرومیت مردم محلی از زیرساخت و فرصت اقتصادی باشد.
مسئله آبشاحمد و قرهداغ فقط آسفالت چند کیلومتر جاده نیست؛ مسئله این است که چرا سرمایه طبیعی یک منطقه به سرمایه اقتصادی تبدیل نمیشود؟
اگر جنگلهای قرهداغ در حاشیه پایتخت قرار داشت، آیا برای دسترسی به آن اینهمه سال منتظر میماندیم؟
این پرسش، بیش از آنکه درباره جاده باشد، درباره عدالت در توزیع فرصتهای توسعه است.



