
به گزارش یازاکو، افشار سلیمانی، تهران تلاش میکند تا ماه نوامبر که انتخابات میاندورهای کنگره در آمریکا برگزار خواهد شد جمهوریخواهان برهبری ترامپ تحت تاثیر افزایش بهای بنزین و سایر کالاها و ایجاد اختلال در بازار جهانی نفت و کالاهای استراتژیک، مغلوب دموکراتها شوند تا پس از آن ترامپ تحت فشار کنگره به اردک لنگ بدل شود و نتواند آنگونه که باید در مقابل ایران ایفای نقش کند.
کاخ سفید هم درانتظار اوج گرفتن مشکلات اقتصادی و معیشتی اعم از افزایش نرخ تورم و بیکاری وکمبود کالاها و در نتیجه مستاصل شدن جمهوری اسلامی تحت تاثیر اعتراضات عمومی است.
بعبارتی در این مرحله و تا سه ماه آینده میزان مقاومت مردم در ایران و تاحدودی درآمریکا در بوته آزمایش قرارمیگیرد .هر طرفی بیشتر تاب بیاورد خواهد توانست امتیازاتی از طرف مقابل دریافت کند .
البته این برداشت در یک نگاه ساده و اولیه حاصل میشود. ولی موضوع فراتر از این مسائل است .
اکنون جنگ امریکا و اسرائیل با ایران کاملا ماهیتی استراتژیک و ژئوپولیتیک و ژئو اکونومیک دارد و
قدرت هژونومیک امریکا در جهان و سلطه گری هژنومیک اسرائیل در خاورمیانه که ازسوی واشینگتن وغرب حمایت میشود در معرض خطر قرار گرفته است. در شوی دیگر سرنوشت آینده جبهه مقاومت و هژمونی جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه در معرض آزمون واقع شده است.
از نگاه ماهیت و قواعد حاکم بر نظام بین الملل و مولفه های قدرت ملی ،علی الاصول بنظر نمیرسد آمریکا از فشار برایران از هر نوع آن عقب نشینی کند و ایران هم متحدی بهمعنای اخص آن اعم از چین و روسیه ندارد که اگر در کنار ایران دربرابر آمریکا بایستند و وارد جنگ با او شوند که جنگ جهانی سوم را درپی داشته باشد دست کم بهلحاظ اقتصادی هم نتوانسته اند یا نخواسته و نمی خواهند که از سقوط اقتصادی ایران جلوگیری کنند ،لذا هرچه بیشتر این تنش یا بحران یا جنگ ادامه داشته باشد شرایط در ایران را بدتر خواهد کرد .حتی اگر جنگ ادامه نداشته باشد که احتمال آن پس از انتخابات کنست و کنگره در اسرائیل و آمریکا وجود دارد ادامه وتشدید تحریمها سبب وخیم تر شدن اوضاع در ایران خواهد شد .بویژه آنکه ایران خسارات سنگین مستقیم و جانبی زیادی از جنگ دیده است و مردم را در وضعیت بسیار سختی علی الخصوص از حیث اقتصادی و معیشتی قرارداده است.
تهدیدات بیشتر ایران که شامل اروپا هم میشود میتواند ناتو را هم در کنار آمریکا علیه ایران قراردهد. اهرمهای ایران هم بمرور ضعیفتر و محدودتر شده است و از توان ایفای نقش ایران به درجات زیادی کاسته است.
جمهوری اسلامی ایران فرصتهای زیادی را برای تنش زدایی در امپریالیسم و صهیونیسم سلطه گر و آدمکش ازدست داده است و این همه به دلیل عدم واقع بینی نظام بین الملل و سلسله مراتب قدرت در این نظام بوده است.
جمهوری اسلامی ایران باید دست کم قبل از حمله اکتبر حماس به اسرائیل ،سنگهایش را با آمریکا و اسرائیل وا میکند و با تغییر تاکتیک در رویکرد به این دو شیطان بزرگ وکوچک همه تنشهای خود را با آنها خاتمه میداد تا هم برای ایران و هم فلسطین دستاوردهایی داشته باشد .
اینک نیز باید با حفظ اصول و رویکردهای حق طلبانه و درراستای تأمین منافع ملی نسبت به تنش زدایی و ترک مخاصمه با این دو ملعون گامهای جدی بردارد .برای مثال ایران هم میتواند درراستای حمایت از منافع فلسطین به جرگه کشورهای جهان که حامی تشکیل دولت فلسطین به پایتختی قدس شرقی هستند بپیوندد و ضمن حمایت از حقوق مردم فلسطین در مجامع بین المللی وبدون شناسایی اسرائیل بسوی ترک مخاصمه با رژیم صهیونیستی حرکت کند و با کشورهای مسلمان بویژه در خلیج فارس و همسایگان پیوند مستحکمی برقرار نماید.
این مسیر ایران را از مسئله بودن
به مشارکت در روند حل مسائل خاورمیانه و جهان سوق میدهد و منتج به تأمین حداکثری منافع ملی میگردد و بستری برای جبران مافات و توسعه همه جانبه فراهم میکند. البته در همین راستا نظام باید در داخل کشور هم دست به اصلاحات اساسی با هدف کسب رضایت حداکثری مردم بزند.
در شرایط کنونی ساختار تصمیم گیری نظام و کشور نباید دچار اشتباهات محاسباتی و استراتژیک شود و با استفاده از نظرات کارشناسان مستقل و مدیران مجرب نسبت به تهیه نقشه راه خروج از بحران و قدم گذاشتن در مسیر رفع مشکلات و توسعه کشور مبادرت ورزد .
درحال حاضر باید چند سوال اساسی پاسخ واقع بینانه ، علمی و کارشناسانه داده شود.بعنوان مثال
باید میزان تحمل و ایستادگی مردم در برابر تحریمها و محاصره،چگونگی تأمین درآمد های ارزی و نیازهای اساسی مردم و اینکه آیا قیمت نفت تا حدی افزایش خواهد یافت که بر تصمیم ترامپ تاثیر بکذارد؟ آیا تهدیدات ایران منجر به تغییر رویکرد آمریکا برای رفع محاصره و لغو تحریم فروش نفت ایران خواهد شد ؟ مشخص گردد.
هرچند آرزوی نگارنده هم شکست آمریکا و اسرائیل در برابر ایران یا عقب نشینی آنها دربرابر ایران است و دراین راستا دست دعا بسوی خدا برداشته است اما با نگاه واقع بینانه احتمال چنین رخدادی را بسیار اندک میداند. زیرا چنین حالتی به معنی فرو ریختن جهان تک قطبی برهبری آمریکا و پایان هژمونی این کشور و تقویت چین و روسیه خواهد بود و واشینگتن باین رضایت نخواهد داد بویژه آنکه هدف ترامپ تسلط بر انرژی و ترانزیت آن در خلیج فارس و نظارت بر تایوان و کنترل و مهار چین است.



