چرا آذربایجان شرقی نمیتواند به یک قطب اقتصادی فراتر از مرزهای شمالغرب تبدیل شود؟
یازاکو- آذربایجان شرقی از موقعیت جغرافیایی، ظرفیت صنعتی، معدنی و مرزی قابلتوجهی برخوردار است، اما هنوز نتوانسته این مزیتها را به جایگاه یک قطب اقتصادی فرامنطقهای تبدیل کند؛ مسئلهای که بیش از کمبود ظرفیت، به ساختار تصمیمگیری، تمرکز سرمایه و محدودیت اختیارات اقتصادی در سطح استان بازمیگردد.

به گزارش یازاکو، جعفر ساعینیا_ آذربایجان شرقی در نقطه اتصال بازار ایران به ترکیه، قفقاز و مسیرهای اوراسیایی قرار گرفته و برخوردار از ظرفیتهایی مانند منطقه آزاد ارس، مرز نوردوز، صنایع بزرگ، معادن، شهرکهای صنعتی و شبکه حملونقل است. با این حال، بخش قابلتوجهی از تصمیمهای مؤثر بر سرمایهگذاری، تجارت، ارز، زیرساخت و تخصیص منابع همچنان در سطح ملی اتخاذ میشود. تمرکز سرمایههای دولتی و منابع شرکتهای بزرگ در مرکز، موجب شده محل تولید ارزش الزاماً محل تصمیمگیری درباره سرمایهگذاری نباشد. در چنین ساختاری، استانها برای اجرای پروژههای بزرگ و توسعه زیرساختهای ملی، وابستگی بالایی به تصمیمهای خارج از استان دارند و همین موضوع سرعت شکلگیری ظرفیتهای جدید را کاهش میدهد. از سوی دیگر، مرزیبودن استان بهتنهایی به معنای برخورداری از اقتصاد مرزی نیست. سیاستهای تجاری، ارزی و گمرکی عمدتاً ملی هستند و استان اختیار محدودی برای طراحی قواعد متناسب با مزیتهای جغرافیایی خود دارد. حتی منطقه آزاد ارس نیز در ارتباط با سرزمین اصلی با بخش مهمی از مقررات عمومی تجارت، ثبت سفارش و سیاستهای ارزی کشور مواجه است.
در چنین شرایطی، نوردوز و جلفا میتوانند محل عبور کالا باشند، اما برای تبدیلشدن به یک هاب منطقهای باید در کنار تبریز و سهلان به شبکهای از لجستیک، انبارداری، خدمات مالی، فرآوری، بستهبندی و صادرات مجدد متصل شوند.
شکاف میان ظرفیت اقتصادی و اختیار تصمیمگیری مسئله اصلی استان آذربایجان شرقی است. استانی که میتواند دروازه اقتصادی ایران به قفقاز و ترکیه باشد، برای تحقق این نقش به زیرساخت، سرمایهگذاری و مهمتر از همه، اختیارات اقتصادی بیشتر در سطح منطقه نیاز دارد. بدون تمرکززدایی از سرمایه و تصمیمگیری اقتصادی، مزیت جغرافیایی استان همچنان بخشی از یک ظرفیت بالقوه باقی خواهد ماند.



