ویژه خبری 2یادداشت

آینده ایران:سه جریان سیاسی و سه تجربه تاریخی

پیش از انقلاب ۱۳۵۷، سه جریان سیاسی و فکری در ایران بیش از بسیاری از جریان‌های دیگر در تحولات سیاسی کشور نقش داشتند: سلطنت‌طلبان، نیروهای کمونیست و جریان‌های مذهبی ایدئولوژی‌گرا. هر یک از این جریان‌ها تصویری از جامعه مطلوب، شیوه کشورداری و آینده ایران در ذهن داشتند و برای تحقق آرمان‌های خود برنامه‌ها و الگوهایی را مطرح می‌کردند.

به‌گزارش یازاکو،  حیدرزایرکعبه، جریان سلطنت‌طلب، به رهبری محمدرضا شاه پهلوی، قدرت سیاسی را در اختیار داشت و می‌کوشید برنامه‌های خود را در چارچوب نظام سلطنتی اجرا کند. این جریان، با وجود برخی دستاوردهای اقتصادی و اجتماعی، نتوانست نظام سیاسی خود را به گونه‌ای سامان دهد که مشارکت آزادانه مردم، رقابت سیاسی و پاسخ‌گویی قدرت در آن تضمین شود. سرانجام، شکاف میان حکومت و بخش بزرگی از جامعه، در کنار عوامل متعدد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، به سقوط سلطنت انجامید.

جریان کمونیستی نیز، اگرچه در ایران هرگز نتوانست حکومت مورد نظر خود را برپا کند، از الگوهایی چون اتحاد شوروی و چین تأثیر می‌پذیرفت. تجربه تاریخی حکومت‌های کمونیستی نشان داد که آرمان‌هایی چون برابری اقتصادی و عدالت اجتماعی، اگر با آزادی‌های فردی، تکثر سیاسی و نظارت عمومی بر قدرت همراه نباشند، می‌توانند به تمرکز قدرت، سرکوب مخالفان و شکل‌گیری ساختارهای اقتدارگرا بینجامند.

در مقابل، جریان مذهبی ایدئولوژی‌گرا پیش از انقلاب هنوز تجربه اداره حکومت را در اختیار نداشت. رهبران آن از جامعه‌ای آرمانی سخن می‌گفتند که قرار بود در آن عدالت، معنویت، استقلال و رهایی از استبداد تحقق یابد. انقلاب ۱۳۵۷ این جریان را به قدرت رساند و امکان آزمودن الگوی حکومت‌داری آن را فراهم کرد.

اما تجربه جمهوری اسلامی نیز نشان داد که وعده‌های آرمانی، به‌خودی‌خود، تضمین‌کننده آزادی، عدالت، رفاه و کرامت انسانی نیستند. تمرکز قدرت، محدودیت آزادی‌های سیاسی و مدنی و تبعیض‌های ساختاری، از جمله مسائلی هستند که نظام سیاسی ایران با آنها مواجه بوده است.

تجربه تاریخی به ما می‌آموزد که پاسخ این پرسش را نباید صرفاً در شعارها و وعده‌های سیاسی جست‌وجو کرد؛ بلکه باید به ساختار قدرت، شیوه اداره جامعه و نتایج عملی حکومت‌ها نگریست.

آیا راه نجات ایران در ظهور جریان چهارم است؟

امروز که جامعه ایران تجربه چندین دهه حکومت سلطنتی و جمهوری اسلامی و نیز تجربه تاریخی جریان‌های چپ و کمونیستی در جهان را پیش چشم دارد، این پرسش مطرح می‌شود که آینده ایران را کدام جریان سیاسی باید در دست بگیرد؟

به نظر می‌رسد اگر منظور از جریان چهارم، صرفاً یک فرد ، حزب، گروه، یا ایدئولوژی تازه باشد که قرار است قدرت را به دست بگیرد و به جای جریان‌های پیشین بنشیند، چنین انتظاری می‌تواند تکرار همان چرخه تاریخی باشد .

ایران آینده به نظامی نیاز دارد که بر اصول زیر استوار باشد:

 ایران‌محوری: ایران متعلق به همه شهروندان است، نه یک فرد، خاندان، قوم، حزب یا ایدئولوژی خاص.

دموکراسی و حاکمیت قانون: قدرت باید از اراده آزاد مردم سرچشمه بگیرد و در برابر مردم و قانون پاسخ‌گو باشد.

پذیرش تکثر سیاسی: سلطنت‌طلبان، جمهوری‌خواهان، مذهبی‌ها، سکولارها، چپ‌ها، لیبرال‌ها و دیگر گرایش‌ها باید از حق فعالیت مسالمت‌آمیز و قانونی برخوردار باشند.

 اقتصاد عقلانی و توسعه‌گرا: اقتصاد ایران باید بر تولید، دانش، رقابت سالم، شفافیت، سرمایه‌گذاری و عدالت در فرصت‌ها استوار باشد، نه رانت و انحصار.

 شایسته‌سالاری و حقوق شهروندی: فرصت‌ها و مسئولیت‌ها باید بر پایه شایستگی و حقوق برابر توزیع شوند، نه وابستگی سیاسی، خانوادگی یا ایدئولوژیک.

 آشتی با تاریخ و فرهنگ ایرانی: میراث تاریخی، فکری و فرهنگی ایران باید با نگاهی آزاد، نقادانه و به دور از انحصارطلبی بازخوانی شود.

 استقلال و تعامل سازنده با جهان: ایران باید ضمن پاسداری از استقلال و تمامیت ارضی خود، روابطی عقلانی و متوازن با جهان برقرار کند.

بنابراین، جریان چهارم مطلوب، نه یک فرد است و نه یک گروه یا ایدئولوژی تازه؛ بلکه توافقی ملی بر سر آزادی، دموکراسی، عدالت، حاکمیت قانون، توسعه و پذیرش تفاوت‌هاست.

آینده ایران زمانی روشن خواهد شد که هیچ فرد یا گروهی خود را صاحب انحصاری حقیقت و قدرت نداند، مخالفان از حقوق برابر برخوردار باشند و مردم بتوانند سرنوشت خود را آزادانه تعیین کنند.

مسئله ایران این نیست که چه کسی باید حکومت کند؛ مسئله این است که چگونه حکومتی بسازیم که هیچ‌کس نتواند مالک ایران شود.

 ایران خانه مشترک همه ایرانیان است؛ قدرت باید امانتی در دست حاکمان باشد، نه ابزاری برای مالکیت بر مردم.

 

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Are you human? Please solve:Captcha


دکمه بازگشت به بالا