ویژه خبری 2یادداشت

شوک پس از یک برد؛ وقتی فوتبال آینه‌ی یک مسئله‌ی عمیق‌تر می‌شود

به گزارش یازاکو، آنچه رخ داد، صرفا «باخت یک تیم» نبود؛ بلکه فرو ریختن یک روایت مسلط بود. روایتی که سال‌ها بر مبنای مرکزیت، امتیاز ویژه و نگاه از بالا به پایین نسبت به تیم‌ها و هواداران خارج از پایتخت شکل گرفته است. در چنین ساختاری، پیروزی برخی تیم‌ها «طبیعی» و پیروزی برخی دیگر «غیرقابل‌تحمل» تلقی می‌شود.
واکنش‌های اغراق‌آمیز، مظلوم‌نمایی‌های رسانه‌ای و حتی ناله‌ی رسانه‌هایی که اساسا جایگاهی در فوتبال داخلی ندارند، همگی یک پیام روشن دارند: عدم تحمل برهم‌خوردن نظم نانوشته‌ی قدرت. نظمی که تعیین می‌کند چه کسی «حق بردن» دارد و چه کسی صرفا باید نقش مکمل را بازی کند.
رفتار شجاع خلیل‌زاده – فارغ از موافقت یا مخالفت با آن – تنها بهانه‌ای شد برای تخلیه‌ی خشم پنهانی که نه از یک حرکت، بلکه از جرأت ایستادن و پاسخ‌دادن نشأت می‌گرفت. خشمی که سال‌ها در برابر تحقیر رسانه‌ای، نادیده‌گرفتن سیستماتیک و استانداردهای دوگانه انباشته شده بود.
واقعیت این است که فوتبال ایران، مانند جامعه‌ی ایران، دیگر تک‌صدا و تک‌مرکز نیست. اصرار بر حفظ برتری نمادین و رسانه‌ای گذشته، تنها شکاف‌ها را عمیق‌تر می‌کند. وقتی نگاه از بالا نهادینه شود، هر ضربه‌ای از پایین، نه به‌عنوان رقابت، بلکه به‌مثابه «تهدید» تلقی می‌شود.
برد تراکتور، بیش از هر چیز، یک پیام داشت:
دوران روایت‌های یک‌طرفه به پایان رسیده است؛ چه در فوتبال، چه در فرهنگ رسانه‌ای.⁩⁩

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا