وقتی هرمز بسته شود؛ قفقاز چگونه به شریان تنفسی ایران تبدیل می شود؟
یازاکو- در وضعیت فعلی و با توجه به اهمیت فزاینده محدودیتهای دریایی، مرزهای زمینی ایران بیش از گذشته اهمیت راهبردی پیدا کردهاند. در چنین شرایطی، مرزهای شمالی کشور به دلیل مجاورت با روسیه و دسترسی غیرمستقیم به مسیرهای منتهی به چین و آسیای مرکزی، میتوانند نقشی تعیینکننده در تأمین مسیرهای جایگزین تجاری و حفظ تابآوری اقتصادی ایران ایفا کنند.

به گزارش یازاکو، امین حمیدیان ـ مرزهای شمالغربی ایران نیز از دیرباز بهعنوان یکی از مهمترین دروازههای ارتباطی کشور با قفقاز، ترکیه و در نهایت اروپا شناخته شدهاند. اهمیت این منطقه صرفاً به تجارت دوجانبه محدود نیست، بلکه به موقعیت ژئوپلیتیکی آن در اتصال ایران به شبکههای حملونقل اوراسیا بازمیگردد. از این منظر، تحولات جدید در قفقاز جنوبی میتواند مستقیماً بر موقعیت ترانزیتی و امنیت اقتصادی ایران تأثیر بگذارد.
در همین چارچوب، توافق موسوم به TRIPP که در اوت سال گذشته میان جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ایالات متحده مطرح و امضا شد، صرفاً یک پروژه جادهسازی یا توسعه زیرساخت حملونقل قابل ارزیابی نیست. اهمیت
اصلی این طرح در آن است که میتواند به ایجاد یک سازوکار جدید برای مدیریت و کنترل یکی از کریدورهای مهم ارتباطی میان قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی منجر شود؛ مسیری که در رقابت ژئوپلیتیکی میان ایالات متحده، روسیه و چین از اهمیت ویژهای برخوردار است.
از این منظر، مسئله اصلی برای ایران نه صرفاً احداث یک مسیر ترانزیتی جدید، بلکه تغییر احتمالی موازنه قدرت و الگوی کنترل بر کریدورهای ارتباطی منطقه است. هرگونه کاهش نقش ایران در معادلات حملونقل قفقاز و آسیای مرکزی، در بلندمدت میتواند به کاهش ظرفیت ژئوپلیتیکی کشور در حوزه ترانزیت، انرژی و تجارت منطقهای منجر شود.
همزمان، الزامات مربوط به عدم استقرار یا دخالت کشورهای خارجی در خاک دو کشور، پرسشهایی را درباره آینده حضور و نقش امنیتی روسیه در ارمنستان مطرح کرده است. در چنین شرایطی، هرگونه تغییر در آرایش امنیتی قفقاز جنوبی میتواند بر محیط امنیتی مرزهای شمالغربی ایران نیز اثرگذار باشد؛ بهویژه آنکه این منطقه در شرایط بحرانی میتواند به یکی از مهمترین مسیرهای ارتباطی ایران با جهان خارج تبدیل شود.
بنابراین، مسئله کریدورهای قفقاز جنوبی را نباید صرفاً از منظر رقابت بر سر جاده و راهآهن یا درآمدهای ترانزیتی بررسی کرد. این کریدورها بخشی از معماری جدید ژئوپلیتیک اوراسیا هستند و کنترل، مدیریت یا حتی محدودسازی دسترسی به آنها میتواند در شرایط بحران به یک ابزار فشار سیاسی و اقتصادی تبدیل شود.
در چنین شرایطی، یکی از پرسشهای اساسی پیش روی دستگاه دیپلماسی ایران این است که در برابر تغییرات احتمالی در ساختار کریدورهای منطقه و اقدامات احتمالی ایالات متحده و متحدانش در قفقاز، همزمان با اظهارات وزیر خزانه داری آمریکا مبنی بر فشار اقتصادی بی سابقه به ایران، چه راهبردی در پیش خواهد گرفت. آیا ایران میتواند با تقویت روابط خود با جمهوری آذربایجان، روسیه و سایر بازیگران منطقهای، مسیرهای جایگزین و قابل اتکایی برای تجارت خارجی ایجاد کند، یا آنکه تحولات جدید قفقاز موجب کاهش تدریجی نقش ایران در یکی از مهمترین گذرگاههای ژئوپلیتیکی پیرامون کشور خواهد شد؟



