آیسان و هشتبهشت؛ زخمهای باز روی چهره شهر
یازاکو- دو پروژه عظیم شهری در تبریز، یکی در قلب شهر و دیگری در ورودی کوی فیروز، سالهاست که نیمهکاره رها شدهاند. برجهای دوقلوی آیسان با اسکلتهای آهنین درهمتنیده و مجموعه هشتبهشت با توقف چندساله، نماد فرصتهای ازدسترفته و چالشهای سرمایهگذاری در این کلانشهر شدهاند. در حالی که اخیراً برای هشتبهشت خبرهایی از توافق و تمدید پروانه منتشر شده، وضعیت آیسان همچنان مبهم است و شهروندان همچنان میپرسند: تا کی؟

به گزارش یازاکو، جعفر ساعینیا_ پروژه آیسان در محل ترمینال قدیم تبریز، یکی از بلندپروازانهترین طرحهای مشارکتی شهرداری است. این مجتمع چندمنظوره که در زمینی حدود ۴ تا ۵ هکتار طراحی شد، قرار بود با دو برج دوقلو (حدود ۳۸ تا ۵۰ طبقه) و بخشهای تجاری، اداری، هتل، تفریحی و پارکینگ، زیربنایی نزدیک به ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار مترمربع داشته باشد. کلنگ آن در سالهای پایانی دهه ۸۰ به زمین خورد، اما پس از تملک زمین، پیریزی و اسکلتبندی اولیه، پیشرفت فیزیکی آن حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد متوقف شد.
امروز شهروندان فقط انبوهی از آهنآلات را در مرکز شهر میبینند. مشکلات مالی سرمایهگذار، رکود بازار، اختلافات با شهرداری و ملاحظات میراث فرهنگی از دلایل اصلی این بلاتکلیفی عنوان شده است. گزارشهای متعدد رسانهای در سالهای اخیر، از جمله نصر و سازه خبر، این پروژه را «رویایی که به کابوس تبدیل شد» و «قلب آهنی تبریز» توصیف کردهاند.
پروژه هشتبهشت نیز حدود یک دهه پیش در زمینی به مساحت حدود ۱۶۵ هزار مترمربع در ورودی کوی فیروز آغاز شد. طرح اولیه شامل هایپرمارکت بزرگ، صدها واحد تجاری، شهربازی سرپوشیده، پارکینگ طبقاتی و فضاهای عمومی بود که با مشارکت بنیاد تعاون ناجا کلید خورد.
اما مشکلات مالی و اجرایی آن را نیز به حال خود رها کرد. چندی پیش خبری از سوی یعقوب هوشیار، شهردار تبریز، منتشر شد: مدیریت شهری با سرمایهگذار جدید به توافق رسیده و پروانه ساختمانی پس از سالها توقف در آستانه تمدید قرار گرفته است. شهردار تأکید کرده که فعالسازی پروژههای راکد از اولویتهای وی است و با تمدید پروانه، عملیات اجرایی از سر گرفته خواهد شد.
با این حال، تجربه پروژههای نیمهتمام تبریز نشان میدهد که توافق و تمدید پروانه لزوماً به معنای پایان بلاتکلیفی نیست. آیسان همچنان در سکوت مانده و هشتبهشت تازه «احتمالاً» به مرحله تصمیمگیری رسیده است. این دو پروژه تبدیل شدهاند به زخمهای باز روی چهره شهر. سالها وعده، جلسه، توافق و تمدید پروانه، اما هنوز همان اسکلتهای زنگزده و زمینهای بلااستفاده باقی ماندهاند.
اگر اینبار هم فقط حرف باشد و عمل نیاید، تبریز باید بپذیرد که مدیریت شهریاش در تعیینتکلیف پروژههای کلان، عملاً ناکام مانده است. شهروندان دیگر تحمل شنیدن شعارهای تکراری را ندارند؛ یا این دو پروژه تمام میشوند، یا باید رسماً اعلام شود که تبریز دیگر توان به سرانجام رساندن رویاهای بزرگش را ندارد.



