چرا ۴۰ سال تور بینالمللی نتوانست اقتصاد دوچرخه را در اردبیل بسازد؟
یازاکو- اردبیل نزدیک به چهار دهه است که در جغرافیای تور بینالمللی دوچرخهسواری آذربایجان حضور دارد؛ از مرحله ۱۹۴ کیلومتری قرهچمن ـ اردبیل در سال ۱۳۹۱ با حضور ۲۰ تیم داخلی و خارجی تا میزبانی سرعین در سیوهفتمین دوره تور در سال ۱۴۰۴. با این حال، چرا این سابقه طولانی نتوانسته دوچرخه را از یک رویداد ورزشی به یک صنعت، بازار و مزیت اقتصادی پایدار برای اردبیل تبدیل کند، پرسشی است که بیپاسخ مانده است.

به گزارش یازاکو، جعفر ساعینیا_ تور بینالمللی دوچرخهسواری آذربایجان از معدود رویدادهای ورزشی ایران است که توانسته طی دههها تداوم پیدا کند و استان اردبیل نیز بارها در مسیر آن قرار گرفته است. در بیستوهفتمین دوره تور در سال ۱۳۹۱، اردبیل میزبان پایان مرحله ۱۹۴.۷ کیلومتری قرهچمن ـ اردبیل بود و روز بعد رکابزنان از سرعین به سمت تبریز حرکت کردند. آن دوره با حضور ۱۳ تیم خارجی و ۶ تیم داخلی برگزار شد؛ تیمهایی از اسپانیا، قزاقستان، اوکراین، ترکیه، سنگاپور، آلمان، جمهوری چک، پاراگوئه، ازبکستان، هلند، اندونزی و استرالیا در مسابقات حضور داشتند.
حتی در آن مقطع، برگزارکنندگان از تلاش برای حرفهایتر شدن تور سخن میگفتند؛ نماینده فدراسیون جهانی دوچرخهسواری، داوران بینالمللی، افسر کنترل دوپینگ، مشاور خارجی و جایزه ۱۰۰ هزار دلاری از ویژگیهای دوره بیستوهفتم بود.
این سابقه برای اردبیل یک سرمایه بالقوه مهم است. شهری که میتواند در یک رویداد بینالمللی، رکابزن خارجی، تیم ورزشی، مربی، داور، رسانه و همراهان آنها را به استان بکشاند، در واقع بخشی از زیرساخت اولیه گردشگری ورزشی را در اختیار دارد.
اما مسئله دقیقاً از همینجا آغاز میشود. رویداد بهتنهایی اقتصاد نمیسازد. اقتصاد زمانی شکل میگیرد که یک مسابقه بتواند برای شهر زنجیره ارزش ایجاد کند: اقامت، حملونقل، غذا، فروش تجهیزات، تعمیرات، آموزش، تورهای گردشگری، اجاره دوچرخه، تولید محتوای گردشگری، فروش صنایعدستی و در نهایت اشتغال.
در سال ۱۴۰۴ نیز این ظرفیت همچنان وجود داشت. مرحله چهارم سیوهفتمین دوره تور از تبریز آغاز شد و پس از عبور از نیر در سرعین به پایان رسید؛ مسافت این مرحله ۱۹۸ کیلومتر بود و بیش از ۶۰ رکابزن از ایران و هفت کشور جهان در آن حضور داشتند.
چرا پس از این همه سال، اثر اقتصادی این رویداد در مقیاسی متناسب با ظرفیت آن دیده نمیشود؟
اردبیل از نظر جغرافیا نیز کمبود مزیت ندارد؛ ساوالان، سرعین، مسیرهای کوهستانی، اقلیم مناسب تابستانی و جادههایی که میتوانند برای دوچرخهسواری جادهای و کوهستانی جذاب باشند، مجموعهای از مزیتهای طبیعی را ایجاد کردهاند. اما سیاستگذاری شهری و گردشگری ظاهراً هنوز نتوانسته این مزیتها را به یک محصول گردشگری قابل فروش تبدیل کند.
تفاوت مهم میان «میزبانی یک مسابقه» و «ساخت اقتصاد دوچرخه» همینجاست.
اگر یک تیم خارجی وارد اردبیل شود، چند روز اقامت کند، مسابقه بدهد و استان را ترک کند، اتفاق مهمی برای ورزش افتاده است؛ اما اگر همان تیم یا گردشگر بتواند در یک بسته گردشگری چندروزه، مسیرهای دوچرخهسواری ساوالان و سرعین را تجربه کند، از اقامتگاه استفاده کند، تجهیزات اجاره کند، خدمات دریافت کند و دوباره برای رویداد دیگری بازگردد، آنوقت ورزش به اقتصاد تبدیل شده است. مشکل اردبیل فقدان زنجیره ارزش پیرامون رویداد است. در واقع، طی چهار دهه، استان بخشی از هزینه و انرژی خود را صرف برگزاری یا میزبانی رویداد کرده، اما سؤال مهمتر کمتر مطرح شده است: بعد از عبور رکابزنان، چه چیزی برای اقتصاد اردبیل باقی میماند؟
اگر پاسخ فقط چند ساعت تماشای مسابقه، چند خبر رسانهای و اهدای چند جام باشد، نمیتوان از «اقتصاد دوچرخه» سخن گفت.
اردبیل برای تبدیل شدن به مقصد دوچرخهسواری منطقهای، به چیزی فراتر از برگزاری تور نیاز دارد: تقویم دائمی مسابقات، مسیرهای استاندارد، مراکز اجاره و تعمیر دوچرخه، تورهای تجاری دوچرخهسواری، هتلهای دوستدار دوچرخه، آموزش راهنمایان گردشگری ورزشی و بازاریابی بینالمللی.
دستاورد چهار دهه حضور در یک تور بینالمللی، زمانی است که شهر بتواند از هر رکابزن، هر تیم و هر کیلومتر مسابقه، ارزش اقتصادی تولید کند.
اردبیل تاکنون بارها میزبان دوچرخه بوده است؛ چالش امروز این است که دوچرخه را میزبان اقتصاد خود کند.



