قصه یک خانه تاریخی در کوچهای که هنوز بوی تبریز قدیم میدهد
کوچه «تاجاحمدیها» در خیابان فلسطین (ملل متحد سابق)، نرسیده به پل ملل متحد، از آن گذرهایی است که با قدم گذاشتن در آن، ناخودآگاه گوشههایی از تاریخ ۸۰ ساله تبریز در ذهن جان میگیرد؛ کوچهای از بافت تاریخی تبریز قدیم که نام خاندانهایی چون تاجاحمدی، تاجکریمی، تاجالدینی و جوان هنوز در گوش قدیمیهای شهر میپیچد و این روزها خانه تاریخی «جوان» در یکی از بنبستهای آن، به هتل بوتیکی چشمنواز تبدیل شده است.

به گزارش یازاکو به نقل از ایرنا، آنچه اهمیت این کوچه را برای قدیمیهای تبریز دوچندان میکند، گره خوردن آن با نام دو روحانی سرشناس و بزرگ دهههای ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۰ شمسی، آیتالله سید احمد خسروشاهی و سید ابوالفضل خسروشاهی است. دو مسجد این کوچه در سالهای قبل از انقلاب، یکی مربوط به سید احمد آقا بوده که مخاطبان و مستمعانش اغلب مردم عادی بودند و مسجد دیگر نیز مربوط به برادر دیگر، سید ابوالفضل بوده که بیشتر قشر نخبه پای منبرش مینشستند.
از اصل مطلب دور نیفتم؛ دلیل گذر از این کوچه تاریخی، بازدید از هتل بوتیک «جوان» در بنبستی به همین نام در کوچه تاجاحمدیها به دعوت احمد حمزهزاده، مدیرکل محترم میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی آذربایجان شرقی بود؛ خانهای متعلق به ابوالقاسم جوان،که روز ۲۱ آذر هر سال در سر ورودی گّل و گُشاد میدان کاهفروشان (سامان میدانی) رژه برگزار میکرد و مردم تبریز خاطرات زیادی از او و نوچههایش در آن سالها دارند.
قصه برادران جوان، ابوالقاسم و احمد، قصه دور و درازی است که در این مقال نمیگنجد و حکایت آن بماند برای زمانی دیگر و مقالی دیگر.
هتل بوتیک «جوان» کوچه تاجاحمدیها در خیابان فلسطین تبریز را یک بانوی کارآفرین زنجانی به نام «فاطمه حیدریفرد» پس از تملک از وراث خانواده جوان، مرمت و احیا کرده است. صرفنظر از هزینهکرد بیش از ۳۰۰ میلیارد تومانی برای احیای این خانه تاریخی آرمیده در قلب تبریز قدیم، آنچه اهمیت کار خانم حیدریفرد را دوچندان میکند، دو نکته است.
نخست، سلیقه، ظرافت و دقت نظر نامبرده در بازسازی بنا و استفاده از همه گوشه و کنار آن برای نمایش معماری کهن ایرانی، به گونهای که کف همه فضاهای مسقف آن به شکل فرش کاشیکاری شده است. دوم اینکه این بانوی کارآفرین حوزه میراث فرهنگی و گردشگری، بنا را به ثبت ملی رسانده تا برای همیشه آن را در تاریخ ماندگار کند.
این خانه تاریخی که روزگاری بخشی از زندگی یک خانواده و محلهای قدیمی از تبریز بوده، اکنون با مرمت و تغییر کاربری، فرصت تازهای برای بازخوانی بخشی از هویت معماری و اجتماعی شهر فراهم کرده است؛ نمونهای از اینکه میتوان بناهای تاریخی را از فراموشی نجات داد و در عین حفظ هویت آنها، کارکردی تازه برایشان تعریف کرد.
حالوهوای هتل بوتیک «جوان» در خانه تاریخی «جوان» در صبح یک روز آخر شهریور تبریز بسیار تماشایی و دلپذیر است. مالک آن آبانباری بزرگ این خانه تاریخی را به یک رستوران سنتی با فضایی دنج تبدیل کرده که بهترین مکان برای فرار از شلوغیهای زندگی شهر و رهایی از آلودگیهای امواج تلفن همراه است، زیرا به دلیل عمق آبانبار موبایل در آن خط نمیدهد.
سرداب تاریخی خانه تاریخی «جوان» نیز که بنایی قاجاری-پهلوی است، با هنرمندی تمام به یک حمام ترک تبدیل شده که بیشتر از جنبه حمام بودن آن، ظرافتهای معماری و کاشیکاریهای لاجوردی دلربایش جلوهگری میکند.
قدم زدن در این فضاها، بیش از آنکه صرفاً بازدید از یک هتل باشد، نوعی مواجهه با لایههای پنهان تاریخ تبریز است؛ جایی که معماری، خاطرات خاندانهای قدیمی، زندگی اجتماعی مردم و ذوق و سلیقه امروز در کنار هم قرار گرفتهاند.
البته هتل بوتیک «جوان» به دلیل واقع شدن در انتهای یک کوچه بنبست، با مشکل پارکینگ مواجه است که به گفته مالکش آن نیز با اجاره کردن یک پارکینگ خودرو در آن نزدیکیها قابل حل است.
من هرچه از زیباییهای هتل بوتیک «جوان» در یک کوچه بنبست، به قول تبریزیها «دربند»، بگویم کم است و وصف زیباییهای آن تنها در این مصرع میگنجد که «شنیدن کی بود مانند دیدن».
امید که افتتاح این هتل بوتیک به دست معاون وزیر میراث فرهنگی و استاندار آذربایجان شرقی در ۲ هفته قبل، زمینهای باشد برای آشنایی بیشتر هموطنان عزیز با داشتههای میراث و تاریخی تبریز و تعمیق ارتباطات میانفرهنگی در سرتاسر ایران عزیز.
شاید ارزش واقعی چنین بناهایی تنها در آجر و کاشی و ارسیهای آنها خلاصه نشود؛ هر خانه تاریخی، بخشی از حافظه یک شهر است و احیای آن، فرصتی برای بازگرداندن بخشی از این حافظه به زندگی امروز. هتل بوتیک «جوان» نیز اکنون در یکی از «دربند»های قدیمی تبریز، چنین نقشی را بر عهده گرفته است؛ خانهای که گذشته را پشت سر نگذاشته، بلکه آن را با خود به امروز آورده است.




