چگونه غولهای رانتی لوازم خانگی بازار آذربایجان را بلعیدند؟
یازاکو- بازار لوازم خانگی آذربایجان دیگر قربانی رقابت نیست؛ قربانی انحصار است. در یکسو چند شرکت بزرگ مستقر در شهرهای مرکزی با تکیه بر رانت، منابع بانکی، شبکه توزیع، تبلیغات گسترده و فروش مستقیم، بازار را قبضه کردهاند و در سوی دیگر، هزاران تولیدکننده، عمدهفروش و واحد صنفی آذربایجان هر روز کوچکتر میشوند. این، اقتصاد رقابتی نیست؛ بازاری است که قواعد آن از پیش به نفع چند بازیگر قدرتمند نوشته شده است.

به گزارش یازاکو، مجید سفیدانی فروغ_ سالهاست از حمایت از تولید ملی سخن گفته میشود، اما پرسش اینجاست که این حمایت نصیب چه کسانی شده است؟ آیا همه تولیدکنندگان از فرصتهای برابر برخوردار بودهاند یا تنها چند مجموعه بزرگ توانستهاند با تکیه بر امتیازات ویژه، سهم عمده بازار را در اختیار بگیرند؟
امروز بازار لوازم خانگی ایران بیش از هر زمان دیگری به سمت تمرکز حرکت کرده است. چند شرکت بزرگ مستقر در شهرهای مرکزی، علاوه بر تولید، شبکه فروش اختصاصی، تبلیغات فراگیر، دسترسی آسانتر به منابع مالی و قدرت اثرگذاری بر بازار را نیز در اختیار دارند. در چنین شرایطی، تولیدکنندگان و توزیعکنندگان آذربایجان چگونه میتوانند رقابت کنند؟
وقتی سرمایه در گردش برای واحدهای کوچک به رؤیا تبدیل شده، دریافت تسهیلات بانکی با بروکراسی و وثایق سنگین همراه است و هزینه تولید هر روز افزایش مییابد، سخن گفتن از رقابت، بیشتر به یک شوخی تلخ شباهت دارد. رقابت زمانی معنا دارد که همه با قواعد یکسان وارد میدان شوند، نه آنکه یکی با امکانات کامل مسابقه دهد و دیگری حتی توان ایستادن روی پاهای خود را نداشته باشد.
سیاستهای اقتصادی سالهای گذشته، آگاهانه یا ناآگاهانه، به تمرکز هرچه بیشتر بازار دامن زده است. نتیجه آن، تضعیف شبکه توزیع سنتی، کاهش قدرت عمدهفروشان، حذف تدریجی بنگاههای کوچک و وابستگی روزافزون بازار به چند برند بزرگ بوده است. این روند فقط یک آسیب اقتصادی نیست؛ بلکه امنیت اشتغال، تنوع بازار و پویایی اقتصاد منطقهای را نیز تهدید میکند.
آذربایجان همواره یکی از مهمترین قطبهای تجارت کشور بوده است. بازار تبریز قرنها بر پایه رقابت، اعتماد و فعالیت هزاران تاجر و فعال اقتصادی شکل گرفته، اما امروز این سرمایه تاریخی زیر سایه انحصار در حال رنگ باختن است. اگر این مسیر ادامه یابد، نهتنها بسیاری از فعالان صنفی از بازار حذف خواهند شد، بلکه بخش مهمی از ظرفیت اقتصادی شمالغرب کشور نیز از بین خواهد رفت.
هیچکس مخالف موفقیت شرکتهای بزرگ نیست؛ مسئله، رانت و نابرابری است. اگر شرکتی با کیفیت بهتر، نوآوری بیشتر و بهرهوری بالاتر رشد کند، باید از آن استقبال کرد. اما وقتی رشد، محصول دسترسی نابرابر به منابع، تسهیلات، تبلیغات و امتیازات ویژه باشد، دیگر نام آن رقابت نیست؛ انحصاری است که هزینه آن را هزاران واحد کوچک و میلیونها مصرفکننده میپردازند.
در شرایطی که کشور با پیامدهای جنگ و فشارهای اقتصادی ناشی از آن دستوپنجه نرم میکند، تحمیل چنین فشار مضاعفی بر تولیدکنندگان، توزیعکنندگان و فعالان صنفی، بیش از هر زمان دیگری ضرورت همگرایی و همافزایی را آشکار میسازد. امروز عبور از این وضعیت، بیش از هر چیز به همفکری، همیاری و بهرهگیری از خرد جمعی نیاز دارد. گروههای صنفی، اتحادیهها، انجمنهای تخصصی لوازم خانگی و حضور فعال صاحبنظران و پیشکسوتان این حوزه میتوانند با ارائه راهکارهای عملی، از تشدید آسیبها جلوگیری کنند و مسیر اصلاح را هموار سازند. همگرایی فعالان این صنعت، نهتنها از منافع صنفی دفاع میکند، بلکه میتواند به کاهش هزینههای تولید، حفظ اشتغال و در نهایت کاستن از فشار معیشتی بر مردم نیز کمک کند.
اقتصاد ایران بیش از هر چیز به عدالت رقابتی نیاز دارد. اگر سیاستگذار واقعاً به دنبال حمایت از تولید است، باید زمین بازی را برای همه یکسان کند؛ از اصلاح نظام بانکی و اجرای قانون رقابت گرفته تا مقابله با انحصار و ایجاد فرصت برابر برای بنگاههای کوچک و متوسط. در غیر این صورت، بازار لوازم خانگی بیش از گذشته در اختیار معدودی شرکت قدرتمند قرار خواهد گرفت و سهم آذربایجان از این بازار، هر روز کوچکتر خواهد شد. تنها بازنده این روند نیز فعالان صنفی نیستند؛ بازنده نهایی، اقتصاد ملی و مصرفکننده ایرانی است.
مجید سفیدانی فروغ، عمدهفروش لوازم خانگی شمال غرب کشور

