باز هم تراکتور؛ باز هم تلفات زیرساختی در تبریز
یازاکو- دو جوان هوادار تراکتور، پویا ملاپور و یاسر احمدزاده، پس از دیدار این تیم مقابل پیکان در مسیر بازگشت جان باختند. هنوز جزئیات رسمی درباره علت و محل دقیق سانحه اعلام نشده است؛ اما این حادثه یک سؤال قدیمی را دوباره روی میز میگذارد: آیا تبریز برای میزبانی دهها هزار هوادار تراکتور، زیرساخت متناسب با این حجم از جابهجایی را دارد؟

به گزارش یازاکو، جعفر ساعینیا_ برای منِ کارشناس اقتصادی، این حادثه علاوه بر یک تصادف، یک «هزینه اجتماعی» است که نباید آن را صرفاً به خطای راننده، خستگی یا بیاحتیاطی تقلیل داد.
فوت پویا ملاپور و یاسر احمدزاده را نمیتوان بدون گزارش رسمی، مستقیماً به ضعف یک مسیر یا یک دستگاه نسبت داد؛ اما نمیتوان هم چشم بر یک الگوی تکرارشونده بست. هر بار که بازیهای تراکتور آغاز میشود، همان مسئله قدیمی دوباره خودش را نشان میدهد: دهها هزار نفر به سمت ورزشگاه یادگار امام حرکت میکنند، اما شبکه دسترسی، حملونقل عمومی، مدیریت ترافیک و ایمنی مسیر با این مقیاس از تقاضا همگام نشده است.
ورزشگاه یادگار امام در جنوب تبریز و در مجاورت اتوبان شهید کسایی قرار دارد و دسترسی اصلی مجموعه از همین محور است.
از اتوبان کسایی تا خروجی طالقانی، ورودی ورزشگاه، خیابان جوان، مسیرهای فرعی و پارکینگها، یک زنجیره حملونقلی شکل میگیرد که باید برای پیک جمعیتی مسابقات طراحی شده باشد.
سالهاست مسئولان درباره توسعه همین مسیرها صحبت میکنند. برای نمونه، توسعه خیابان جوان، تعریض آن تا ۳۵ متر، احداث پارکینگ ۱۲۰۰ خودرو و ساماندهی آبهای سطحی در مقطعی به عنوان راهکارهای تسهیل دسترسی به ورزشگاه مطرح شد. حتی در سال ۱۴۰۳ عملیات آسفالت جاده غربی مجموعه به عنوان سومین مسیر دسترسی آغاز شد.
اما سؤال اقتصادی اینجاست: چرا با وجود تکرار این پروژهها، هنوز یک مسابقه فوتبال میتواند بخش قابلتوجهی از ظرفیت حملونقل جنوب تبریز را تحت فشار قرار دهد؟
این نخستین بار هم نیست که مسیرهای پیرامون ورزشگاه محل حادثه میشوند. در آذر ۱۴۰۲، اتوبوس حامل هواداران تراکتور پس از بازی با فولاد در خروجی اتوبان کسایی دچار سانحه شد. در اردیبهشت ۱۴۰۴ نیز دو هوادر این تیم در جریان سانحه تصادف دو موتور سیکلت در روز جشن قهرمانی این تیم و در مسیر ورزشگاه یادگار امام جان خود را از دست دادند. همچنین چندین بار برخوردهای خطرناک خودروها با همدیگر در محدوده خروجی طالقانی و ورزشگاه یادگار امام گزارش شده است.
اینها الزاماً به این معنا نیست که همه این حوادث مستقیماً ناشی از نقص زیرساخت بودهاند؛ اما از منظر اقتصاد شهری، تکرار حادثه در یک کریدور پرتردد، علامتی است که باید جدی گرفته شود.
اقتصاد شهری فقط ساخت پل و آسفالت خیابان نیست. وقتی شهرداری و دولت میدانند یک مسابقه تراکتور میتواند دهها هزار نفر را همزمان به یک نقطه از شهر منتقل کند، باید «تقاضای سفر» را پیشبینی و برای آن ظرفیت ایجاد کنند.
راهکار هم الزاماً پروژه چند هزار میلیارد تومانی نیست. افزایش ناوگان اتوبوس در ساعات قبل و بعد از مسابقه، ایجاد مسیرهای امن پیاده، جداسازی جریان هواداران از خودروها، کنترل هوشمند خروجیهای کسایی، روشنایی کافی، مدیریت پارکینگ و خروج مرحلهای خودروها میتواند بخشی از مسئله را حل کند. خود باشگاه تراکتور نیز در مقاطع مختلف برای انتقال هواداران از نقاط مختلف شهر به ورزشگاه با اتوبوسهای شرکت واحد هماهنگ کرده است.
مسئله اصلی اما مدیریت است، نه صرفاً پول.
اگر شهری میتواند برای یک مسابقه دهها هزار نفر را به ورزشگاه بکشاند، باید بتواند همان دهها هزار نفر را نیز سالم به خانه برگرداند.
تبریز از تراکتور درآمد اقتصادی، گردش مالی، نشاط اجتماعی و برند شهری میگیرد؛ اما هزینههای پنهان آن نیز باید دیده شود: ترافیک، آلودگی، مصرف سوخت، استهلاک خودرو، اتلاف زمان و مهمتر از همه، هزینه انسانی حوادث.
دو جوان بنابی دیگر به خانه برنمیگردند. این زنگ هشداری برای مدیریت شهری تبریز است.
تراکتور دوباره بازیهایش را آغاز کرده است؛ آیا مدیریت شهری هم برای بازگشت ایمن هواداران آماده شده، یا باید منتظر حادثه بعدی بمانیم؟



